هشدار اخیر «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه درباره پیامدهای احتمالی بسته شدن تنگه بابالمندب، بار دیگر نگاه اقتصاد جهانی را به یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی و تجارت معطوف کرده است؛ آبراههای که اگرچه از نظر جغرافیایی تنها یک گذرگاه باریک میان دریای سرخ و خلیج عدن محسوب میشود، اما نقش آن در اقتصاد جهانی به اندازهای گسترده است که هرگونه اختلال در آن میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی را از بازار نفت گرفته تا قیمت کالاهای مصرفی در سراسر جهان ایجاد کند.
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه روز گذشته با اشاره به احتمال بسته شدن بابالمندب تأکید کرد که چنین اقدامی میتواند تجارت جهانی، بهویژه بازار نفت، را با مشکلات جدی مواجه کند. اهمیت این اظهارات از آن جهت است که موضوع بابالمندب دیگر صرفاً یک مسئله مربوط به حملونقل دریایی نیست، بلکه به یکی از متغیرهای اثرگذار بر ثبات اقتصادی جهان تبدیل شده است.
اقتصاد جهانی طی سالهای اخیر بارها نشان داده که نسبت به اختلال در مسیرهای حیاتی تجارت بسیار آسیبپذیر است. بحران کرونا، جنگ اوکراین، اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینههای حملونقل، نمونههایی بودند که نشان دادند یک اتفاق در یک منطقه محدود جغرافیایی میتواند آثار گستردهای بر قیمتها، تولید و رشد اقتصادی کشورها داشته باشد. در چنین شرایطی، نگرانی قدرتهای بزرگ اقتصادی از بسته شدن بابالمندب را باید در همین چارچوب تحلیل کرد چرا که این تنگه یکی از مهمترین مسیرهای عبور انرژی و کالا میان شرق و غرب جهان است.
تنگه بابالمندب در محل اتصال دریای سرخ به خلیج عدن قرار دارد و یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان برای انتقال کالا و انرژی محسوب میشود. این آبراهه در کنار کانال سوئز، مسیر ارتباطی میان تولیدکنندگان بزرگ آسیایی و بازارهای مصرفی اروپا را کوتاهتر میکند. بخش قابل توجهی از نفت، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی مایع که از منطقه خلیج فارس به سمت بازارهای جهانی حرکت میکند، از این مسیر عبور میکند. علاوه بر انرژی، حجم بزرگی از تجارت کانتینری جهان نیز از بابالمندب عبور میکند؛ از کالاهای صنعتی و مواد اولیه گرفته تا محصولات مصرفی که مقصد آنها بازارهای اروپا و آمریکا است.
اهمیت اقتصادی این تنگه زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم مسیر جایگزین برای عبور کشتیها، یعنی حرکت از اطراف قاره آفریقا و عبور از دماغه امید نیک، فاصله و زمان حمل را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد. افزایش مسافت دریایی به معنای افزایش مصرف سوخت کشتیها، رشد هزینه بیمه، افزایش دستمزدها و در نهایت افزایش قیمت کالاهایی است که به دست مصرفکنندگان میرسد. به همین دلیل، حتی تهدید به ناامن شدن این مسیر میتواند پیش از وقوع هرگونه انسداد کامل، بازارها را تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا شرکتهای حملونقل، بیمهگران و فعالان اقتصادی براساس ریسکهای احتمالی تصمیمگیری میکنند.
یکی از مهمترین نگرانیهای اقتصادی درباره بسته شدن بابالمندب، تأثیر آن بر بازار انرژی است. بازار جهانی نفت طی سالهای اخیر به شدت تحت تأثیر عوامل سیاسی و امنیتی قرار گرفته است. کوچکترین نگرانی درباره کاهش عرضه یا دشوار شدن مسیر انتقال نفت میتواند باعث افزایش قیمتها شود.
افزایش قیمت نفت تنها به معنای گرانتر شدن سوخت نیست، بلکه اثر آن به تمام بخشهای اقتصاد منتقل میشود. هزینه حملونقل افزایش پیدا میکند، هزینه تولید کالا بالا میرود و در نهایت مصرفکنندگان با قیمتهای بالاتر مواجه میشوند. برای اقتصادهای بزرگ واردکننده انرژی مانند چین، هند، ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپایی، افزایش قیمت نفت میتواند فشار قابل توجهی ایجاد کند. این کشورها برای حفظ سطح تولید صنعتی و فعالیت اقتصادی خود نیازمند جریان پایدار انرژی هستند و هرگونه اختلال در مسیرهای انتقال، هزینههای آنها را افزایش خواهد داد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی میتواند سیاستهای پولی بانکهای مرکزی بزرگ را نیز تحت تأثیر قرار دهد. تجربه سالهای اخیر نشان داد که افزایش قیمت انرژی یکی از عوامل اصلی شکلگیری تورم جهانی بود و بانکهای مرکزی را مجبور کرد برای مهار افزایش قیمتها نرخ بهره را بالا ببرند. بنابراین، اختلال در بابالمندب میتواند یک زنجیره اقتصادی ایجاد کند؛ از افزایش قیمت نفت آغاز شود، به رشد هزینه تولید برسد و در نهایت تورم عمومی را افزایش دهد.
اگرچه آمریکا طی سالهای اخیر با افزایش تولید نفت و گاز داخلی، وابستگی مستقیم خود به واردات انرژی از خاورمیانه را کاهش داده است، اما این موضوع به معنای مصونیت اقتصاد این کشور از پیامدهای اختلال در مسیرهای انتقال انرژی نیست. اقتصاد آمریکا همچنان بخشی جداییناپذیر از اقتصاد جهانی است و هرگونه افزایش قیمت انرژی در بازارهای بینالمللی، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر این کشور اثر میگذارد.
افزایش قیمت نفت، هزینه تولید در صنایع مختلف آمریکا را بالا میبرد و فشار تورمی را افزایش میدهد. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که اقتصاد آمریکا طی سالهای اخیر یکی از طولانیترین دورههای مقابله با تورم را تجربه کرده و بانک مرکزی این کشور برای کنترل افزایش قیمتها، سیاست پولی سختگیرانهای را در پیش گرفته است. در چنین شرایطی، هر شوک جدید در بازار انرژی میتواند روند کاهش تورم را با چالش مواجه کند و فدرال رزرو را برای مدت طولانیتری در مسیر حفظ نرخهای بهره بالا قرار دهد. تداوم نرخ بهره بالا نیز به معنای افزایش هزینه تأمین مالی برای شرکتها، کاهش سرمایهگذاری و کند شدن رشد اقتصادی خواهد بود.
از سوی دیگر، آمریکا به عنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان کالا در جهان، از افزایش هزینههای حملونقل دریایی نیز آسیب خواهد دید. بسیاری از کالاهای صنعتی و مصرفی بازار آمریکا از مسیرهای دریایی آسیا و اروپا تأمین میشوند و افزایش هزینه انتقال کالا در نهایت به قیمت نهایی محصولات منتقل خواهد شد. بنابراین، حتی اگر آمریکا به صورت مستقیم وابسته به نفت عبوری از بابالمندب نباشد، از مسیرهای دیگر اقتصادی مانند تورم، تجارت، بازارهای مالی و هزینه تولید، تحت تأثیر این بحران قرار خواهد گرفت.
در میان اقتصادهای بزرگ جهان، اروپا یکی از آسیبپذیرترین مناطق در برابر اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت دریایی محسوب میشود. اروپا طی سالهای اخیر پس از کاهش دسترسی به منابع انرژی روسیه، بیش از گذشته به واردات انرژی از مسیرهای دریایی وابسته شده است. گاز طبیعی مایع، نفت و بسیاری از کالاهای واسطهای از مسیرهای دریایی به این قاره منتقل میشوند.
هرگونه افزایش هزینه حملونقل یا رشد قیمت انرژی میتواند فشار مضاعفی بر صنایع اروپایی وارد کند؛ صنایعی که هماکنون نیز با چالش افزایش هزینه تولید و کاهش قدرت رقابت در بازارهای جهانی مواجه هستند. افزایش قیمت انرژی برای اروپا تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه مستقیماً بر زندگی خانوارها نیز اثر میگذارد. رشد هزینه انرژی میتواند هزینه تولید مواد غذایی، حملونقل و خدمات را افزایش داده و دوباره فشار تورمی را در این منطقه تشدید کند.
یکی از مهمترین پیامدهای اقتصادی بسته شدن یا ناامن شدن بابالمندب، تأثیر آن بر زنجیره تأمین جهانی است. اقتصاد امروز جهان بر پایه شبکه گستردهای از تولید و تجارت شکل گرفته است. بسیاری از کالاها در چندین کشور مختلف تولید میشوند و برای رسیدن به بازار مصرف، از مسیرهای دریایی عبور میکنند. اختلال در یک مسیر مهم مانند بابالمندب میتواند باعث افزایش زمان رسیدن کالا، کاهش سرعت تجارت و افزایش هزینه نگهداری کالا شود. صنایع خودرو، تجهیزات الکترونیکی، ماشینآلات صنعتی و حتی مواد غذایی میتوانند از این شرایط تأثیر بپذیرند.
تجربه بحران دریای سرخ نشان داد که حتی تغییر مسیر محدود کشتیها میتواند هزینه حمل کانتینری را افزایش دهد. حال اگر این وضعیت به انسداد کامل یک مسیر حیاتی تبدیل شود، آثار اقتصادی آن بسیار گستردهتر خواهد بود. در چنین شرایطی، مشکل تنها کمبود کالا نیست، بلکه افزایش هزینه تولید است؛ موضوعی که میتواند به افزایش قیمت محصولات در سراسر جهان منجر شود.
در صورت تشدید بحران و بسته شدن بابالمندب، بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان با هزینههای جدید مواجه خواهند شد. چین و هند به دلیل وابستگی بالا به انرژی وارداتی، اروپا به دلیل وابستگی به مسیرهای دریایی و آمریکا به دلیل تأثیرپذیری از تورم جهانی و بازار انرژی، از جمله اقتصادهایی هستند که بیشترین حساسیت را نسبت به این موضوع دارند. مصر نیز به دلیل وابستگی درآمدهای ارزی خود به فعالیت کانال سوئز، یکی از کشورهایی است که از کاهش تردد کشتیها آسیب خواهد دید. کشورهای صادرکننده انرژی نیز اگرچه ممکن است در کوتاهمدت از افزایش قیمت نفت درآمد بیشتری کسب کنند، اما در بلندمدت از کاهش رشد اقتصاد جهانی و کاهش تقاضای انرژی بیتأثیر نخواهند بود.
بدون تردید، ایران نیز از ناامنی در مسیرهای دریایی و افزایش تنشهای اقتصادی منطقه متأثر خواهد شد. افزایش هزینه بیمه، دشوارتر شدن تجارت خارجی، افزایش هزینه حملونقل و فشار بر مبادلات تجاری از جمله پیامدهایی است که میتواند اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، ساختار اقتصاد جهانی نشان میدهد که بسیاری از قدرتهای اقتصادی به مراتب وابستگی بیشتری به امنیت این مسیر دارند. بخش مهمی از انرژی مورد نیاز کشورهای صنعتی و کالاهای مورد نیاز بازارهای مصرفی آنها از مسیرهایی عبور میکند که بابالمندب یکی از حلقههای اصلی آن است. به همین دلیل، در یک سناریوی گسترده، اگرچه ایران نیز هزینههایی پرداخت خواهد کرد، اما اقتصادهای بزرگ مصرفکننده انرژی و تجارت جهانی با آسیبهای وسیعتری مواجه خواهند شد.
اظهارات لاوروف وزیر امور خارجه روسیه درباره پیامدهای بسته شدن بابالمندب، یک واقعیت مهم اقتصادی را یادآوری میکند؛ اقتصاد جهان هنوز بیش از آنچه تصور میشود به چند مسیر محدود دریایی وابسته است. توسعه فناوری، گسترش تجارت دیجیتال و رشد اقتصادهای جدید نتوانسته اهمیت مسیرهای سنتی انتقال انرژی و کالا را کاهش دهد.
بابالمندب امروز تنها یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه یکی از پایههای تجارت جهانی است. هرگونه اختلال در این مسیر میتواند همزمان سه ضلع مهم اقتصاد یعنی انرژی، حملونقل و تورم را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، نگرانی قدرتهای اقتصادی جهان از بسته شدن این تنگه بیش از آنکه ناشی از مسائل کوتاهمدت باشد، به نگرانی درباره یک شوک اقتصادی گسترده بازمیگردد؛ شوکی که میتواند هزینه تجارت را افزایش داده، تورم را دوباره شعلهور کند و مسیر رشد اقتصاد جهانی را با چالش مواجه سازد. /ایرنا
24 تیر 1404
25 تیر 1404
26 تیر 1404
29 تیر 1404
31 تیر 1404
02 مرداد 1404
17 مرداد 1404
20 تیر 1405
21 تیر 1405
21 تیر 1405
19 مرداد 1404
27 مرداد 1404
04 اسفند 1404
04 اسفند 1404
04 اسفند 1404
09 آبان 1403
17 تیر 1405
17 تیر 1405
مشاهده بیشتر
21 تیر 1405
22 تیر 1405
22 تیر 1405
22 تیر 1405
25 تیر 1405
28 تیر 1405
23 تیر 1404
23 تیر 1404
23 تیر 1404
23 تیر 1404
23 تیر 1404
24 تیر 1404