شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است.
آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سئوال ساده نمود و رفت.
فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، پای به محل درس گذارده تا سئوالی از حکیم بپرسد. شاگردان به احترامش برخاستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد.
دیدند از استاد خبری نیست.
هر طرف را نظر کردند، اثری از استاد نبود .
یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید: چگونه است دیروز آدم کشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ای سرشناس آمده، محل درس را رها نمودید؟
ابوریحان گفت: یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه می زند، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد.
شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد. ابوریحان با رفتارش به شاگردان فهماند كه هنرمند و نویسنده مزدور، از هر کشنده ای زیانبارتر است.
ابوریحان بیرونی دانشمند آزاده ای بود که هیچگاه کسب قدرت او را وسوسه ننمود و همواره عمر خویش را وقف ساختن ابوریحان های دیگر کرد.
07 مرداد 1405
11 مرداد 1405
11 مرداد 1405
12 مرداد 1405
13 مرداد 1405
13 مرداد 1405
18 مرداد 1405
20 تیر 1405
21 تیر 1405
21 تیر 1405
18 مرداد 1405
21 مرداد 1405
21 مرداد 1405
21 مرداد 1405
21 مرداد 1405
09 آبان 1403
24 مرداد 1405
24 مرداد 1405
مشاهده بیشتر
21 تیر 1405
22 تیر 1405
22 تیر 1405
22 تیر 1405
25 تیر 1405
28 تیر 1405
30 تیر 1405
30 تیر 1405
31 تیر 1405
30 تیر 1405
30 تیر 1405
30 تیر 1405
01 مرداد 1405
02 مرداد 1405
05 مرداد 1405
05 مرداد 1405
07 مرداد 1405
07 مرداد 1405