امروز شنبه 18 بهمن 1404

Saturday 07 February 2026

فمنیسم، تکرار تجربه‏های ناموفق


1401/08/01
کد خبر : 31637
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 44 نفر
● مسلمانان و فمینیسم نهادی فمینیسم به صورت خودجوش و سازمان نیافته، در بین مسلمانان بی‏سابقه نبوده است. «أسماء» دختر یزید از گروه «أنصار» روزی به حضور پیامبر(ص) آمد. یاران گرد آن حضرت جمع شده بودند. این زن به نمایندگی از سوی زنان گفت: پدر و مادرم فدای تو باد. من نماینده زنان هستم و بدان که هیچ زنی در شرق و غرب جهان نیست جز آنکه همین دیدگاه مرا دارد. یاران به سوی این زن متوجه و آرام شده همه سراپاگوش بودند تا بفهمند این زن باایمان چه می‏گوید. اسماء که آزاد سخن می‏گفت چنین شروع کرد: خدا ترا به حق فرستاده به سوی مردان و زنان و ما نیز به تو و به خدای تو ایمان آوردیم. ولی اکنون ما زنان در تنگنا قرار گرفته‏ایم و دستهای ما (از همه چیز) کوتاه شده فقط در خانه‏ها می‏نشینیم و خواسته‏های جنسی شما را برمی‏آوریم و برای شما بچه می‏زاییم و شما ای‏مردان بر ما برتری جسته‏اید. در نمازجمعه و جماعت شرکت می‏کنید، به عیادت مریض می‏روید، در تشییع‏جنازه حاضر می‏شوید. پشت سرهم به حج می‏روید و بالاتر از همه اینها در راه خدا جهاد می‏کنید. هر مردی از شما به حج یا عمره یا جهاد (مرزبانی) برود ما (زنان) اموالش را حفظ می‏کنیم، عمامه‏های شما را می‏بافیم و برای شما (فرزند) می‏پروریم، پس ای فرستاده خدا چرا نباید با شما در پاداشها شریک باشیم؟(۱) أسماء از زنان برجسته تاریخ اسلام است. او برای خود نقش یک مرد را ترسیم نموده و تفاوتی میان خود با مردان نمی‏دید. دیدگاه خود را نظر همه زنانِ دنیا می‏دانست و معتقد بود زن و مرد برابرند و بلکه فراتر از مرد، در گردش زندگی تأثیر دارند. او در جنگ به میدان رزم رفت و نه نفر را از پای درآورد.(۲) زنان از جمله همسر حضرت محمد(ص) (ام‏سلمه) و همسر جعفر (اسماءبنت‏عمیس) از کسانی بودند که به محضر پیامبر اکرم(ص) عرض کردند: چرا نام ِزنان در قرآن ذکر نمی‏شود. قرآن نقش اول را به ایمان و سپس تقوی می‏دهد. مراحل کمال برای همه افراد بشر چه زن یا مرد، سیاه یا سفید، زرد یا سرخ، عرب یا غیر عرب امکان‏پذیر است. ● تفسیر فمینیستی! دو نفر از مردان پیش عایشه آمده گفتند: ابوهریره از پیامبر(ص) نقل می‏کند که فرمود شومی (و فال بد) در سه چیز است: زن، خانه و چهارپا؟ عایشه برآشفت و گفت: به خدایی که قرآن را نازل کرده، دروغ گفته است. او این حدیث را از پیامبر(ص) نقل نکرده. مردم جاهلی می‏گفتند شانس بد در چهارپا، خانه و زن است.(۳) ● اسلام و برادری اسلام همه طبقات و اقوام بشری را به یک دیده می‏نگرد. در این دین قومیت، رنگ، سرزمین، شرافت خانوادگی و جنسیت نقشی ندارد. قرآن نقش اول را به ایمان و سپس تقوی می‏دهد. مراحل کمال برای همه افراد بشر چه زن یا مرد، سیاه یا سفید، زرد یا سرخ، عرب یا غیر عرب امکان‏پذیر است. حضرت محمد(ص) فرمود: خدا به صورت و ثروت شما نمی‏نگرد. به دلها و کردارتان می‏نگرد.(۴) و فرمود(ص): امت من هلاک نمی‏شود مگر زمانی که تمایل (جانب‏گرایی) و تمایز (امتیازبندی جنسی و...) در میان آنان رایج شود.(۵) هنوز فمینیستها از روند رو به رشد سقط جنین راضی نبوده و می‏گویند مادام که حکومتها در کشورهای پیشرفته مفهوم ابزاری از زنان را حفظ کنند، جنگ سقط جنین هنوز کاملاً پیروز نشده است! ● پیامدهای فمینیسم مقوله فمینیسم دارای آثار مثبت و منفی چندی، بوده است. از سویی فمینیستها نشان داده‏اند که نوآور بوده‏اند. چه در قلمرو فلسفی و چه ایستار زنان و چه در ایستارهای اجتماعی نسبت به زنان. در قلمرو ایدئولوژیک و علمی فمینیستها به افشاگری پرداخته‏اند و سعی در حذف ایدئولوژیهای سیاسی قدیمی کرده‏اند... اصول موضوع مردم‏شناسی، تاریخ، روانشناسی، روانکاوی و جامعه‏شناسی مورد روشنگری و نقد فمینیستها قرار گرفت.(۶) از سوی دیگر آمار تمام کشورهای غربی مبین کاهش ازدواج و زاد و ولد و همچنین افزایش طلاق به خصوص از سوی زنان است. و این نشانه آن است که زنان همانند مادرانشان [به تعبیر فمینیستها] عجولانه به ازدواج روی نمی‏آورند. آمار نشان می‏دهد که هرچه تحصیلات زنان بالا می‏رود، کمتر ازدواج کرده و بیشتر طلاق می‏گیرند. توسعه ازدواج آزاد، خانواده تک‏والدینی، جستجوی زندگی عاشقانه بدون ازدواج، راههای دیگری به جای ازدواج سنتی هستند که فمینیستها در نوشته‏ها و اعمال روزانه خود پیشنهاد کرده‏اند.(۷) اسنادی که توسط خود آنان منتشر می‏شود و آماری که فمینیستها خود ارائه می‏دهند، وضع زشت و فجیع زنان را بازگو می‏نماید. در آمریکا کارگران زن یک کارخانه آرد آمریکایی روزنامه خاص خود را منتشر کردند و در آن راجع به مدت زمان کار، عدم کفایت دستمزدها، سرعت آهنگ کار و اجبار در همخوابگی به افشاگری پرداختند.(۸) و بالاخره همانند غرب، زنان شوروی [سابق] با ایفای نقش دوگانه یعنی کار در خانه و بیرون از خانه ازپا افتاده‏اند.(۹) از آثار سوء دیگر فمینیسم، افزایش سقط جنین، قانونی‏شدن آن و کنترل موالید است. با این وصف هنوز فمینیستها از روند رو به رشد سقط جنین راضی نبوده و می‏گویند مادام که حکومتها در کشورهای پیشرفته مفهوم ابزاری از زنان را حفظ کنند، جنگ سقط جنین هنوز کاملاً پیروز نشده است!(۱۰) ● مشکلات فمینیسم فمینیستها برای رسیدن به اهداف خود باید موانع و مشکلات عمده‏ای را از مسیر راه خود بردارند. پاره‏ای از این مشکلات و موانع عبارتند از: ۱) عدم حضور زنان در پستهای کلیدی و سطح رهبری. ۲) اختلاف‏نظر و اختلاف‏رفتار خود فمینیستها. ۳) اقدامات سازمان‏یافته خشونت‏آمیز مردان و حتی زنان برعلیه آنان. ۴) ناتوانی در تغییر مطلوب اوضاع و شرایط اجتماعی. ۵) شیوه برخورد با مسایل مورد توجه اقوام، ادیان و مکاتب بشری. ۶) داشتن صفاتی مانند دشمنی بی‏جا، کینه، لجاجت و ستیز که همه از یک برخورد احساساتی و حماسی برمی‏خیزد و از روی عقل و تدبیر نیست. ۷) توسل به شیوه‏های غیرمعقول و تفسیر یکجانبه به سود خود بدون توجه به واقعیات. در این نمونه تنها یکی از موضوعات یادشده را اندکی توضیح می‏دهیم: واکنش خشن این عبارت از سوی فمینیستها درباره افرادی به کار می‏رود که مانع فعالیت آنها می‏باشند. فمینیستها برای خود صحنه یک نبرد همه‏جانبه‏ای را با مردان، ترسیم می‏کنند و برای اظهارات خود از واژه‏هایی بهره می‏جویند که در صحنه‏های نبرد خونین کاربرد دارد. به تعبیر یکی از اینها، پیروزیها و شکستهای زنان را می‏توان با اصطلاحات نظامی بیان کرد؛ پیروزی در نبرد، شکست در نبرد، فتح قلمروهای تازه و تسلیم آنها...(۱۱) توسعه ازدواج آزاد، خانواده تک‏والدینی، جستجوی زندگی عاشقانه بدون ازدواج، راههای دیگری به جای ازدواج سنتی هستند که فمینیستها در نوشته‏ها و اعمال روزانه خود پیشنهاد کرده‏اند. در مقاله «سوزان فالودی» به عبارتهایی از این دست، فراوان برمی‏خوریم: دوطرف مخاصم، دوسوی خط‏جبهه، دفاع از خود، مقاومت این نیرو، ضربه‏ای خاص، نیروی مقابل...(۱۲) ذهن فمینیست از واژه‏های خشن نظامی پرشده است و دیدگان بی‏فروغ او را غبار بدگمانی چنان کدر و تار کرده که جایی را نمی‏بیند و چنین نگاهی از خشونت ِخودساخته خودشان، تصویر زنده‏ای به دست ما می‏دهد و ثابت می‏کند این فقط مردان نیستند که خشن رفتار می‏کنند بلکه این ذهن فمینیستها است که تصویرهای مغشوش مخابره می‏کند. در هر حال، فمینیستها خود را با نیروی قدرتمندی مواجه می‏بینند که در تمامی عرصه‏ها کار را بر آنان سخت و طاقت‏فرسا نموده است. از دیدگاه اینها، مردان از زنان می‏ترسند و گاهی به دنبال موفقیت آنان گُر می‏گیرند و از نظر اینها هرچند ترس و انزجار از فمینیسم به صورت دایمی و ماندگار در فرهنگ [آمریکا] وجود دارد [اما [همیشه درحالت بحرانی نیست. نشانه‏های آن به شکل ادواری فروکش می‏کند و دوباره ظاهر می‏شود و این تجدید موضع‏گیری را می‏توان دقیقا واکنش خشن در مقابل پیشرفت زنان خواند. [درنظر آنان] اگر این وقایع را در تاریخ آمریکا پی‏بگیریم، می‏بینیم که این گُرگرفتنها معمولاً تصادفی نیست همیشه وقتی درست یا غلط، به این نتیجه برسند که زنان پا از گلیمشان درازتر کرده‏اند آتش زبانه می‏کشد.(۱۳) فمینیستها برای خود صحنه یک نبرد همه‏جانبه‏ای را با مردان، ترسیم می‏کنند و برای اظهارات خود از واژه‏هایی بهره می‏جویند که در صحنه‏های نبرد خونین کاربرد دارد. ● اقدامات واکنش خشن بعداز جنگ اول جهانی در کشور شوروی سابق، کارهایی انجام شد که به تعبیر فمینیستها، اعمال خشونت محسوب می‏گردید. مدیران کارخانه‏ها از افزایش مهدکودک و ایجاد تسهیلات لازم برای مادران خودداری کردند. از سال ۱۹۳۰ (۱۳۸۰) مقدمات بازگشت به خانواده سنّتی فراهم آمد. حق مالی مادر مجرد برای دریافت کمک‏مالی از پدر فرزندش، از طریق دادگاه حذف شد. طلاق پرخرج و دشوار، و همجنس‏گرایی جرم و خیانت شناخته شد. از نظر استالین ساخت جامعه سوسیالیستی متوقف برنقشِ سنتی زن و مرد بود و داشتن فرزند زیاد، کار زیاد تشویق شد.(۱۴) در کشورهای آلمان، ایتالیا وضع عوض شد. آلمان شعار کودک، آشپزخانه، کلیسا را تقویت و اولین کشوری بود که تمامی زنان شاغل در مشاغل عمومی را اخراج نموده اقداماتی به عمل آورد تا دختران جوان از آن فرهنگ دور شوند و از ورود آنان به مدارس مختلط جلوگیری کرد و آنان را به مدارسی وارد نمود که نقش زنانه و خانه‏داری بیاموزند. زنان اسپانیایی هرچه در رژیم جمهوری (مثل حق سقط جنین و حق رأی) به دست آورده بودند از کف دادند.(۱۵) بعداز جنگ دوم جهانی در ایالات متحده برای بازگردانیدن زنان به خانه، جدالی درگرفت زیرا مسؤولان مجبور بودند مردان ازجنگ‏برگشته را مجددا در بازار کار وارد کنند اما اخراج بی‏رحمانه زنان کارگر، مدت زمان طولانی آنچنان که انتظار می‏رفت و به کمال صورت نگرفت.(۱۶)وزیر کار انگلستان در دسامبر ۱۹۴۵ ( ۱۳۲۳) اعلام داشت: «زنان در طول جنگ کاری بس سترگ و شایان تحسین انجام دادند و امروز هم به همان اندازه به آنها نیاز داریم.» با این همه زنان را به خانه فرستادند تا جایی برای مردان ازجنگ‏برگشته باز شود.(۱۷) در انگلستان و ایالات متحده، تمامی تجهیزات جمعی (مهدکودکها، کودکستانها، غذاخوریهای مدارس و کارخانه‏ها) که به منظور تسهیل کار زنان ایجاد شده بود از میان رفتند.(۱۸) وضع زنان بعداز جنگ دوم جهانی در کشور ایتالیا و فرانسه بهتر از انگلستان و ایالات متحده نبود.(۱۹) ● حاصل کار فمینیستها جنبش زنان از آغاز تاکنون با عکس‏العملها و ارزیابیهای مثبت و منفی فراوانی مواجه بوده است. عده‏ای عقیده دارند نتایج بدست آمده مطلوب بوده و در زندگی اجتماعی تأثیر مثبتی برجای گذاشته است. این عقیده که عمدتا (یا به تعبیر دیگر انحصارا) ادعای خود فمینیستها می‏باشد از سوی سیاستگزاران، کارگردانان امور اقتصادی، دانشمندان و ارباب جراید و رسانه‏های گروهی مورد انکار واقع شده است. فمینیستها نیز در جبهه‏گیری جدید خود با این ارزیابی مدعی می‏شوند چنین عقیده‏ای برای سرکوب جنبش زنان تدارک دیده شده است. به هرحال، در این بخش مروری بر کارنامه فمینیسم آمریکایی داریم تا خواننده را به اندکی از نتایج و ارزیابیهای کار فمینیستها آشنا نماییم. «نیویورک تایمز» نوشته است: «زنان بدون فرزند، افسرده و سرگردان هستند و روز به روز نیز بر تعدادشان افزوده می‏شود». «نیوزویک» می‏نویسد: «زنان مجرد عصبی هستند و در زیر بحران عمیق عدم اعتماد به نفس، خرد می‏شوند.»(۲۰) در کتاب راهنمای توصیه‏های بهداشتی آمده است: «زنانی که صاحب پستهای مهم هستند، گرفتار شیوع بی‏سابقه اختلالهای هیجانی، ریزش مو، ناراحتیهای عصبی، الکلیسم و حتی حمله‏های قلبی هستند.»(۲۱) و پاره‏ای از متون روانشناسی نوشته‏اند: «امروزه تجرّد زنان مستقل، نشانه یک بیماری عمده عصبی است.»(۲۲) ذهن فمینیست از واژه‏های خشن نظامی پرشده است و دیدگان بی‏فروغ او را غبار بدگمانی چنان کدر و تار کرده که جایی را نمی‏بیند و چنین نگاهی از خشونتِ خودساخته خودشان، تصویر زنده‏ای به دست ما می‏دهد و ثابت می‏کند این فقط مردان نیستند که خشن رفتار می‏کنند بلکه این ذهن فمینیستها است که تصویرهای مغشوش مخابره می‏کند. نشریه «نشنان ریویو» طی مقاله‏ای نوشت: «آزادی زنان، به جبران فسادها و تباهیهای خود، درآمد بیشتر، سیگار مخصوص زنان، اجازه داشتن بچه بدون شوهر، روابط آزاد جنسی، اعتبارات بانکی شخصی و زنان متخصص بیماریهای زنان به نسل من عطا کرده است. در ازاء موجب اصلیِ خوشبختی زنان را، از ما دزدیده است: «مرد را»(۲۳) در برنامه تلویزیونی «تودی» گفته شد: «علت به وجود آمدن زنان جیب‏بر و باج‏گیر آزادی آنها است.»(۲۴) و در نشریه «بالتیمورسان» نوشتند: «زنان فمینیست باعث افزایش تولید فیلمهای مبتذل سینمایی شده‏اند.»(۲۵) امروزه زنان از بحرانِ هویت و مشکلات تازه‏ای رنج می‏برند که نامی ندارد. در کتاب روانشناسی «زن‏بودن» اظهار شده: «فمینیسم که وعده کرده بود به زن احساس خودشناسی نیرومندی بدهد نتوانست از عهده برآید.»(۲۶) و در کتاب دیگری در همین زمینه اعلام شده: «پریشانی و اندوه زنان پیامد ناگوار فمینیسم است زیرا این افسانه که خودشناسی تنها در سایه خودمختاری، استقلال و شغل و حرفه مقدور می‏باشد، از ابداعات فمینیسم است.» جامعه‏شناسان مدعی‏اند: «اصلاحات قانونی ملهم از فمینیسم مانع برخورداری زنان از حمایتهای قانونی ویژه می‏شود.» و اقتصاددانان عقیده دارند: «خانواده‏های زنان شاغل با دستمزدهای بالا، در وضعیت ناپایدارتری قرار دارند.» و متخصصین آمار با ارائه گزارشهایی درباره میزان گرایش به باروری درمیان دوجنس، گفته‏اند: «به کمک آمار و ارقام می‏توان ثابت کرد که تساوی حقوق زن و مرد با ازدواج و مادرشدن سازگار نیست.»(۲۷) مأموران بررسی مسایل غیراخلاقی ایالات متحده اظهار کرده‏اند: «پیشرفت شغلی زنان حتی می‏تواند مسبب بالارفتن درصد تجاوز باشد. [زیرا به نظر آنان] با بیشتر شدن تعداد زنان در کالجها و محلهای کار، امکان مورد تجاوز قرارگرفتنشان نیز بیشتر شده است.»(۲۸) یک کلانتر پلیس کالیفرنیا اعلام کرده: «امروزه زنان از آزادی بیشتری برخوردارند و لذا جرایم بیشتری مرتکب می‏شوند.»(۲۹) ● اعترافات از قول «بتی‏فریدن» که از بنیانگذاران فمینیسم است نقل شده که گفته است: «امروزه زنان از بحرانِ هویت و مشکلات تازه‏ای رنج می‏برند که نامی ندارد.»(۳۰) و «الیزابت مهرن» نویسنده پرطرفدار نشریه «لوس‏آنجلس تایمز» می‏گوید: «نسل ما را چون قربانی، در راه جنبش زنان سربریدند. زنان ساده‏لوحی چون من فریب فمینیسم را خوردند.»(۳۱) مشابه این عبارت را «کی‏ابلینگ» نویسنده مجله «نیوزویک» اظهار کرده که: «زنان نسل من یعنی سردمداران فمینیسم قربانیان اصلی بودند».(۳۲) مجله مد و زیبایی «هارپرزبازار» نوشته است: «[جنبش زنان[ باعث شد تا به جای کسب موقعیت تازه، موقعیتهای موجود را هم از دست بدهیم»(۳۳) و سرانجام، «فیت ویلسی» زنی که در زمان «ریگان» سخنگوی کاخ سفید بوده در سخنرانی خود با عنوان «فمینیسم پیشرو درحال عقب‏نشینی» اظهار داشت که فمینیسم «استریت‏جکت» زنان است. یعنی فمینیسم لباسی است مانند لباس دیوانه‏ها که از آن خفت می‏بارد.(۳۴) ● دفاع از لباسِ بی‏ریخت ما نمی‏گوییم فمینیسم چون لباسی خفت‏آور ویژه دیوانگان است اما نمی‏توانیم آن را جامه‏ای فراخور کرامت و شخصیت انسانی یک زن بدانیم. فمینیسم لباسی بی‏ریخت و مندرس است. لباسی که از جامه‏دانهای عصر فرعونیان بیرون کشیده شده و بر اندام زن عصر جدید بسیار ناموزون است. دفاع طرفداران فمینیسم در برابر موج افشاگریهای علمی و آماریِ مستند و اعترافات خود فمینیستها و زنان سرشناس آنان، تلاشی برای رضایت‏خاطر خودشان محسوب می‏شود زیرا اگر داده‏های دفاع طرفداران فمینیسم در برابر موج افشاگریهای علمی و آماریِ مستند و اعترافات خود فمینیستها و زنان سرشناس آنان، تلاشی برای رضایت‏خاطر خودشان محسوب می‏شود. در برنامه‏هایی که سازمان ملل‏متحد به مناسبت سال جهانی خانواده (۱۹۹۴) (۱۳۷۳) اعلام داشته، خانواده به عنوان هسته مرکزی جامعه مورد تأکید قرار گرفته است. علوم روانشناسی، اقتصاد، جامعه‏شناسی، آمار و تجربه‏های سران پلیس و قوه قضائیه و اعترافات فریب‏خورده‏ها و نوشته‏های جراید و افشاگریهای رادیو و تلویزیون، همه مردمدارانه یا خلاف واقع باشد، این دیدگاه بدبینانه و بدون دلیل در مورد افکار و اعلانات فمینیستی نیز صادق خواهد بود. از کجا بدانیم روانشناس فمینیست درست می‏گوید؟ چگونه ثابت می‏کنند مخالفان دروغ گفته‏اند؟ تجربه فمینیسم در کشورهای زیادی مثل آمریکا سیاستگزاران را وادار نموده تا بار دیگر به نقش خانواده پی‏ببرند و بر سلامت خانواده (پدر، مادر، فرزند) اصرار ورزند. تنزل نرخ حضور زنان در پستهای سیاسی از ۱۳درصد به ۱۰درصد و تأکید بر تبدیل مرخصی والدین به جای مرخصی مادری(۳۵)، نشان می‏دهد دنیا درصدد احیای نقش خانواده است. در برنامه‏هایی که سازمان ملل‏متحد به مناسبت سال جهانی خانواده (۱۹۹۴) (۱۳۷۳) اعلام داشته، خانواده به عنوان هسته مرکزی جامعه مورد تأکید قرار گرفته است. ● نتیجه فمینیسم به لحاظ ایجاد تردید و بدبینی، نادیده‏گرفتن حقوق دیگران، ایجاد روحیه ستیزه‏جویی، خودخواهی و خودپرستی، بی‏تفاوتی و سقوط اخلاقی، و به لحاظ اشتمال بر نقض اصول پذیرفته‏شده خود، مسلکی غیر انسانی است. از نقطه‏نظر دینی با اشکالات فراوانی مواجه است و از این نظر در کشورهای اسلامی قابل اجرا نمی‏باشد. در بینش دینی، اعتقاد به فمینیسم ـ به‏گونه‏ای که در این مقاله طرح گردید ـ خروج از چارچوبهای پذیرفته‏شده دینی است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://aftabir.com/index.php/article/show/31637
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید