امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

یک سال التهاب


1401/08/01
کد خبر : 37042
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 94 نفر
تابستان ۵۹ تا تابستان ۶۰ یکی از حساس ترین و بحرانی ترین مقاطع پس از پیروزی انقلاب بوده است؛ دوره یی که می توان آن را «سال سرنوشت» نامید. این ۱۲ ماه به اندازه سال های بسیاری حادثه به خود دید. در بین همه حوادث و رویدادهای این دوره، اوج گیری اختلاف میان بنی صدر و حزب جمهوری اسلامی و بسیاری دیگر از مسوولان نظام، و شهادت آیت الله بهشتی از اهمیت بیشتری برخوردار است. از ابتدای تابستان ۵۹ با جنجال موسوم به «نوار آیت»، پروژه تهاجم به شخصیت های محوری حزب جمهوری از جمله دکتر بهشتی، توسط بنی صدر و حامیانش کلید می خورد و حزب جمهوری اسلامی را به مانع تراشی در کار معرفی نخست وزیر معرفی می کنند. بنی صدر تا حد توان بر عدم معرفی شهید محمدعلی رجایی به عنوان نخست وزیر پافشاری می کند، اما سرانجام راهی جز تسلیم شدن در برابر اکثریت مجلس ندارد. با این وجود انتشار مطالب تحریک آمیز، جوسازی، پرونده سازی و افشاگری های بی امان در روزنامه «انقلاب اسلامی» شتاب و شدت می گیرد. ● پروژه دشمن سازی بنی صدر در سخنرانی ۱۷ شهریور ۵۹ جبهه گیری و صف آرایی علنی خود در مقابل مجلس، دولت و حزب جمهوری اسلامی را به میان توده مردم می کشاند و همه را دشمن خود قلمداد می کند و از باند چندنفره یی سخن می گوید که قصد برانداختن رئیس جمهور ۱۱ میلیونی را دارند. دو روز بعد شهید دکتر بهشتی برخلاف همیشه که لحن آرام و چهره متبسمی دارد، خیلی جدی مقابل دوربین تلویزیون ظاهر می شود و می گوید «ایشان غرئیس جمهورف کراراً در سخنان خود از گروه اقلیتی که مانع کارشان می شوند، یاد کرده اند. اگر منظورشان حزب جمهوری اسلامی است که باید گفت مواضع حزب در قبال رئیس جمهور، دولت و مجلس مشخص و لذا تکلیف روشن است.» اوج گیری اختلاف ها و چالش ها سرانجام باعث واکنش شدید و علنی امام در ۱۶ آبان ۵۹ می شود. ایشان هشدار می دهند؛ « ای سران، چرا اینقدر خوابید؟ چرا چشمان تان را باز نمی کنید؟ چرا باید این روزنامه ها به اختلافات دامن بزنند؟ هر کس هر جا صحبت می کند، بر ضد هم صحبت می کند، هرجا می نویسد، برضد هم می نویسد...» در ۱۵ آذر لحن امام، تندی و قاطعیت بیشتری می گیرد. امام دوباره برای حفظ تمامیت انقلاب احساس خطر می کند که این گونه سخن می گوید؛ «خیال نکنید در این نسل می شود کودتا کرد... مردم با کسی که می خواهد قدرت خویش را تثبیت کند، مخالفت می کنند و کسی که بخواهد چنین کند، آبروی خویش را می برد.» ● جنجال در دانشگاه میتینگ ۱۴ اسفند دانشگاه تهران به مناسبت سالروز درگذشت دکتر مصدق به صحنه بی سابقه یی از صف آرایی و رویارویی حامیان بنی صدر با حامیان حزب جمهوری تبدیل می شود. جمعیتی عظیم سراسر دانشگاه، زمین چمن و خیابان های اطراف را فرا گرفته بود. جمعیت مثل انبار باروتی است و هر دم امکان دارد با یک جرقه مشتعل شود. در وسط زمین چمن پلاکاردهایی در دست بنی صدری ها است که در آنها شعارهایی علیه حزب جمهوری و دکتر بهشتی به چشم می خورد؛ «مسلمان به پا خیز، حزب شده رستاخیز» و... در خارج از دانشگاه و خیابان های جنوبی و شرقی زمین، گروه مخالف بنی صدر شعارهایی با این عناوین می دهند؛ «ابوالحسن پینوشه، ایران شیلی نمیشه»، «تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه دارد». ناگهان جوانی در میان جمعیت به سوی چند دختر چادری که عکس های امام را در دست دارند، یورش می برد و آنها را پاره پاره و به هوا پرتاب می کند و جمعیتی که شاهد صحنه بودند، او را تشویق می کنند. ساعت ۴۰/۳، بنی صدر در میان سوت و کف زدن جمعیت به جایگاه می آید و شعارهای ضدحزب به اوج می رسد. ناگهان با اصابت یک نارنجک و پرتاب سنگ، وضعیت بحرانی می شود و با هدایت میلیشیای مجاهدین(منافقین) ، جمعیت داخل زمین چمن نیز به دادن شعارهای جهت دار می پردازند؛ «اخلال تو میتینگ ها کار حزبه»، «بنی صدر افشا کن، بهشتی را رسوا کن». بنی صدر در قسمتی از سخنانش چند برگ و کارت شناسایی را به جمعیت نشان می دهد و آنها را متعلق به افرادی از کمیته انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی می خواند که آنان را به عنوان چماق دار دستگیر کرده بودند. پس از اعلام این مطلب با شعار «سردسته چماق داران، بهشتی» مورد تشویق قرار می گیرد. در این هنگام از جلوی جایگاه، جماعتی پا به زمین می کوبند و فریاد می زنند؛ «بنی صدر بنی صدر اذن جهادم بده»، و سرانجام جواز حمله از سوی بنی صدر این گونه صادر می شود؛ «مردم، اینها را از اینجا بیرون کنید. اینان را بیرون کنید». و بعد پشت سر هم افرادی که صورت شان با ضربه هایی شکافته و خونین شده بود، در حالی که همچنان بر سر و صورت شان مشت و لگد کوفته می شد، از دیوار شرقی به پایین پرتاب می شوند. در پاسخ به تلگرام آیت الله العظمی گلپایگانی درباره حادثه دانشگاه تهران که در آن خواستار «اقدام فوری و سریع امام، قبل از بروز فتنه های خطرناک و حوادث غیرقابل پیش بینی» شده بودند، سرانجام در ۱۶ اسفند فرمان شناسایی و مجازات عاملان حادثه پنجشنبه توسط امام صادر می شود. امام فرمودند؛ «باید گروه ها و دسته های منحرف بدانند که من با احساس تکلیف با آنان برخورد می کنم و به شرارت های ضداسلامی خاتمه می دهم.» سرانجام در ۲۴ اسفند ملاقات مهم سران کشور و چهره های اصلی دو گروه مخالف، مرکب از؛ آیت الله دکتر بهشتی، بنی صدر، آیت الله موسوی اردبیلی، نخست وزیر محمدعلی رجایی، آیت الله خامنه یی(مقام معظم رهبری)، آیت الله هاشمی رفسنجانی و مهندس مهدی بازرگان با امام خمینی، در منزل ایشان انجام می شود. این جلسه با ابتکار و پیشنهاد امام و در راستای همفکری مسوولان و حل اختلافات و گفت و گو برای رسیدن به تفاهم صورت می گیرد و با توجه به حساسیت و اهمیتی که داشته تا ساعت ها به طول می انجامد. ● مواضع صریح امام هر چه می گذرد، بنی صدری ها بر شدت حملات خود می افزایند و امام ناچار می شود مواضع تندتری علیه آنها بگیرد. امام در سخنرانی ۷ خرداد ۶۰ در دیدار با نمایندگان مجلس به طور علنی در برابر بنی صدر و گروه های حامی به طور بی سابقه یی موضع قاطع می گیرد و بر قدرت و محوریت مجلس تاکید می کند و آن را «مرکز همه قدرت ها و قانون ها» می خواند و به این ترتیب بر القائاتی که رئیس جمهور را تافته جدا بافته و همه کاره و مالک الرقاب مملکت و قطبی مستقل و مافوق همه نهادها و نظارت ها می داند، خط بطلان کشید؛ «غلط می کنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد... اگر آقای رئیس جمهور یک قدم از حدودش در قانون اساسی کنار برود، من با تمام قوا با او مخالفت می کنم... ملت، شخص پرست نیست. اینقدر تبعیت از هوای نفس نکنید... بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست...» آیت الله دکتر بهشتی نیز همین روز در مصاحبه مهمی به موارد تخلف بنی صدر از قانون می پردازد و عدم همکاری او را با سایر قوای کشور اعلام می کند و در مورد ملاقات خود با امام گفت؛ «امام سخت تاکید داشتند که هر مسوولی و نهادی به وظایفش در چارچوب قانون اساسی عمل کند و همه بکوشند از ایجاد جو تشنج و جوسازی دور بمانند.» بنی صدر در ۹ خرداد با سخنرانی در پایگاه هوایی شیراز، رسماً آغازگر تخلف از فرمان ۱۰ ماده یی امام در مورد خودداری سران سه قوه از سخنرانی تا پایان جنگ می شود. همچنین در ۱۸خرداد و در پی توقیف روزنامه «انقلاب اسلامی» به همراه چندین نشریه دیگر از سوی دادستان انقلاب به اتهام تشویش اذهان و مطالب کذب، بنی صدر طی اظهاراتی شدیداً تشنج آمیز و در یک واکنش انتحاری، علناً مردم را به قیام علیه نظام تحریک کرد و بارها مردم را به مقاومت و استقامت فرا خواند. به فاصله چند ساعت پس از اظهارات بنی صدر در همدان، امام او و تفکری که او نماینده و سخنگوی آن شده را افشا کردند و مقاومت قلابی بنی صدریان را نقش بر آب ساختند و با لحن قاطع تهدید کردند با آنان همان می کنند که با شاه کردند. در روز ۲۰ خرداد امام در اقدامی بی سابقه، ابوالحسن بنی صدر را از مقام فرماندهی کل قوا عزل کرد. بنی صدر که برای بازدید از جبهه ها به ایلام و کرمانشاه رفته بود، به دنبال فرمان امام بر عزل وی برنامه سفر را لغو کرد و به تهران برگشت. ● نقطه پایان سرانجام بنی صدری ها و مجاهدینی ها (منافقین) به نقطه پایان رسیدند و در ۳۰ خرداد رسماً جنگ مهیب و خونین خود را با انقلاب آغاز کردند و سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی با اطلاعیه سیاسی نظامی شماره ۲۸ عملاً وارد فاز عملیات مسلحانه علیه نظام و مردم شد. تهران در این روز تا پاسی از شب ساعاتی خونین و خشونت بار را گذراند. منافقین با آلات قتاله و پنجه بوکس و دشنه و قداره و نارنجک وحشیانه و جنون آسا به مردم حمله کردند. حوادث ۳۰ خرداد تهران ۱۴ شهید و صدها مجروح داشت. پیکر شهدا ۳۱ خرداد تشییع شد. در این روز تعداد زیادی از مردم جلوی مجلس تجمع کردند تا از نمایندگان، رای عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را درخواست کنند. سرانجام عصر عدم کفایت سیاسی بنی صدر با ۱۷۷ رای موافق و یک رای مخالف به تصویب رسید و امام نیز آن را تایید کرد و حیات سیاسی او پایان یافت. اما این تازه آغاز انتقام گیری مخالفان بود. ● روز سیاه ششم تیر عوامل مجاهدین امام جمعه تهران آیت الله خامنه یی(مقام معظم رهبری) را ترور کردند. رجوی و منافقین سعی داشتند تقصیر را گردن گروهک منقرض فرقان بیندازند و بگویند جریان های زیادی با آنها همراه هستند. هنوز یک روز از ترور نا موفق آیت الله خامنه یی نگذشته بود که حادثه تروریستی بسیار ناگوار دیگری رخ می دهد و بر اثر انفجار بمب نیرومندی در سالن اجتماعات حزب جمهوری، آیت الله بهشتی و تعداد زیادی از اعضای حزب که اغلب نماینده مجلس یا وزیر و معاون وزیر بودند، به شهادت می رسند. عامل انفجار هفتم تیر، فردی به نام محمد رضا کلاهی دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بود که پس از پیروزی انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست و با حفظ این عضویت، ابتدا پاسدار کمیته انقلاب اسلامی شد و بعد با هدایت سازمان، به داخل حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرد. او در حزب ارتقا یافت و مسوول دعوت ها برای کنفرانس ها و میزگردها و جلسات شد. ضمن آنکه مسوول حفاظت حزب نیز بود. او بمب را با کیف دستی خود به داخل جلسه حزب جمهوری اسلامی واقع در نزدیکی چهارراه سرچشمه تهران انتقال داد و دقایقی قبل از انفجار، از ساختمان حزب خارج شد. در جلسه هفتم تیر حزب جمهوری پس از تلاوت آیاتی از قرآن اعلام برنامه، بحث روز درباره تورم بود، اما عده یی از حاضران جلسه درخواست می کنند راجع به انتخابات ریاست جمهوری نیز بحث شود. شهید بهشتی نیز در این زمینه سخنانی ایراد می کند. بر اساس نوار ضبط شده، آخرین جملات او در لحظات قبل از انفجار چنین بود؛ «... ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برایمان مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند. تلاش کنیم کسانی که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازی نمی گیرند، انتخاب شوند و...» در فاجعه هفتم تیر علاوه بر شهید آیت الله بهشتی رئیس دیوان عالی کشور، ۷۲ نفر دیگر از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند. امام خمینی در پیامی که به این مناسبت انتشار دادند، فرمودند؛ «این کوردلان مدعی مجاهدت برای خلق، گروهی را از خلق گرفتند که از خدمتگزاران فعال و صدیق خلق بودند.» امام تاکید کردند؛ «بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود.»
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://aftabir.com/index.php/article/show/37042
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید