همینطوری که نمیشود. باید کارشناسی باشد که به ما بگوید سال ۹۱ در مجموع اتفاقها و ماجراها، چطور گذشت. کارشناسی که برای ما تعریف کند در حوزه کاریاش چه دیده و چه ندیده و مجموع این دیدهها و نادیدهها، مثبت بوده یا منفی...
کارشناسی که بگوید در حوزههای مرتبط با زندگی ما، حوزه علم و سلامت، حوزه خانواده، ارتباطات اجتماعی و موفقیت و امید به زندگی و حوزه اقتصادی، اوضاع و احوال در ۳۶۵ روز گذشته چطور بوده و پیشبینیاش برای ۳۶۵ روز آینده چیست. هرکدام این حوزهها، مهمترین اتفاقهای زندگی ما را ساخته و میسازند و برای همین است که سراغ کارشناسان این حوزه رفتیم.
● حوزه اول؛ خانواده، ارتباطات، امید، موفقیت و هرآنچه که زندگی شخصی را میسازد
بهروز بیرشک، کارشناس اول ماست. روانشناسی که در تمام ۳۶۵ روز گذشته، با افرادی سروکار داشته که به دفترش میروند تا درباره زندگی خودشان برایش تعریف کنند و از او برای آنچه که بحران و مشکل مینامند کمک بخواهند. بیرشک، با یادآوری تمام این جلسات و افراد است که میتواند بگوید، ما ایرانیها در سال ۹۱ در روابط خانوادگی، دوستانه و اجتماعی خود چه داشتیم. میتواند تعریف کند براساس جامعه آماری روانشناسان میزان موفقیت و رضایت از زندگی چقدر بوده و امیدواری چقدر به ما نزدیک شده. این روانشناس برای ما روایت میکند: «ما روانشناسها، از ۲ جنبه ارزیابی یک ساله را انجام میدهیم؛ روایتهایی که از یکدیگر میشنویم و بررسی مراجعانمان. با توجه به اینها، باید بگویم سال ۹۱، سال دلپذیری نبود. دلنگرانی و استرسهایی که از طریق اجتماع به افراد وارد شد، این روزهای نهچندان دلپذیر را ساخت. نگرانیها و استرسهایی مثل گرانی، مشکلات و عدم امنیت شغلی و تامین روی روابط خانوادگی و دوستانه تاثیر گذاشت و از طرف دیگر، رضایت و احساس موفقیت را میان افراد کم کرد. آستانه تحمل پایین آمده و حوصلهها کمتر شده و همین باعث میشود دلپذیری زندگی فردی از بین برود.
از نظر اقتصادی، دست هیچکس باز نیست و همین علاوه بر عصبیتی که به زندگی فردی میآورد، معاشرتها و دورهم جمع شدنها را کم میکند. وقتی افراد از زندگی خودشان رضایت نداشته باشند و معاشرتشان کم شود، جایی برای تخلیه انرژیهای منفی نخواهند داشت و اوضاع و روزها ناخوشایند میشود». بیرشک برای حرفهایش مثال مهمی هم میآورد. او به میزان درگیریهایی که هر روز بیشتر در خیابان میبینیم اشاره میکند و آن را نشانهای از همین اوضاع و احوال ناخوشایند میداند. این روانشناس معتقد است با توجه به این اوضاع و احوال، برای سال آینده نمیتوانیم امیدوار باشیم فقط تغییر سال و گذشت ایام، به این ناخوشایندی پایان دهد. برای این تغییر و رسیدن به روزهایی که همهچیز دلپذیر و خوشایند باشیم. این روانشناس راهحلی مفید و کارساز دارد؛ راهحلی که پیشنهاد میکند: «امید را فراموش نکنیم. باید بدانیم زندگی همیشه و همواره در حال تغییر است و هیچ وقت، هیچ فشاری ثابت نمیماند و از بین میرود. باید در زندگی شخصی به این نتیجه برسیم که در هرشرایط و بحرانی، همیشه راهحلی وجود دارد و میشود با امید و ایمان به روزهای خوبی که در راه است، از روزهای نهچندان خوشایند، گذشت.
با این نگاه و با داشتن امید، هم راهحلهای مناسبی پیدا میشود و هم سختی و فشار راحتتر میگذرد. مثلا همه میدانیم اوضاع اقتصادی مناسب نیست و افراد از نظر مالی توان بالایی ندارند. پس به جای گوشهگیری و دورهم جمع نشدن، برگزاری دورهمیهای ساده بهترین راهحل است چون در این جمعها میتوان با افراد نزدیک درباره مشکلات حرف زد و از تجربههای فردی هم استفاده کرد یا خرید وسایل غیرضروری، میتواند حذف شود تا منابع مالی به وسایل ضروری و موردنیاز برسد تا هم بیپولی استرس و نگرانی ایجاد نکند و هم نداشتنها، از نظر روانی مشکلی ایجاد نکند.»
● حوزه دوم؛ اقتصاد و تمام آنچیزی که زندگی ظاهری ما را میسازد
پول یکی از مهمترین نیازهای هر انسانی است. تا وقتی که پول نباشد، حتی بیرون آمدن از خانه هم میتواند به یک بحران بزرگ تبدیل شود و همه چیز را تبدیل به سختی و مشکل کند. برای همین است که زندگی همه ما به مساله مهمی به نام اقتصاد گره خورده. برای همین است که همه ما صبح به صبح قیمت طلا و سکه و ارز را میپرسیم و برای زندگی حساب و کتاب میکنیم. محمد متیننیا، کارشناس دوم ماست. بانکدار و کارشناس حوزه اقتصاد که بیشتر از خیلی?ها در روز سروکلهاش با اعداد و ارقام است و در جریان زندگی اقتصادی. این بانکدار برای ما تعریف میکند که سال ۹۱، سال اقتصادی خوبی نبوده. بالا و پایین رفتن قیمت طلا، سکه و ارز، ماشین، مسکن و اجناس ضروری اولیه، باعث شده تا تنگنای اقتصادی اتفاق بیفتد و آمار تورم هم خوشایند نیست. او میگوید که در چنین اوضاع و احوالی، حتی کارشناسان حوزه اقتصاد، کسبه بازار و تمام آنهایی که نبضهای اقتصادی را رصد میکنند هم نمیدانند که چطور میشود از این دوره رکورد بیرون آمد و چه راهحلهایی وجود دارد. متیننیا میگوید: «شرایط اقتصادی سال ۹۱ ناهنجار است. دلالان اقتصادی در حوزههایی که نبض بازار است، تخریبهای بزرگی ایجاد کردهاند و در مجموع بلاتکلیفی بزرگی حکمفرماست. در حال حاضر حتی یکنفر با سرمایه اندک ده میلیونی هم تکلیف خودش را نمیداند و نمیداند که این پول را کجا سرمایهگذاری کند تا نتیجهای درست بگیرد». این کارشناس معتقد است که در سال گذشته در حوزههایی مثل تولید، صنعت نفت، سرمایهگذاری خارجی و... موفق نبودیم و شاید تنها موفقیت اصلی، واردات غیرقانونی است. موفقیتی که جذاب و دوستداشتنی نیست و اوضاع و احوال اقتصادی در سال آینده را مبهم میکند. اما برای سال آینده و برای اینکه سختیهای اقتصادی پشتسر گذاشته شود، توصیههای مهمی وجود دارد: «مهمترین راهحل، همدلی اقتصادی است. اینکه ما از شرایط اقتصادی خبر داشته باشیم و هرکس در هر جایگاهی، برای خروج از رکود اقتصادی آستین بالا بزند. از تولیدکننده اقتصادی تا آنکسی که مصرفکننده است، این همدلی باید در اولویت باشد و تولید داخلی و صرفهجویی باید فرهنگسازی شود». اما در زندگی فردی و تا زمانی که رکود هست، چند راهحل کاربردی وجود دارد: «چشم و همچشمی کنار گذاشته شود و مدیریت منابع مالی اولویت پیدا کند. یعنی خرید اجناس لوکس، از بین برود و هرآنچه که خریده میشود، نیاز واقعی و حقیقی باشد. سرمایهگذاریها هم در همین بخش باشد. مثلا خرید یک خانه یا زمین، حتی با رکود اقتصادی قیمت مسکن، هیچ وقت ضرر نیست، چون درنهایت آرامش داشتن سرپناه در زندگی وجود دارد.»
● حوزه سوم؛ علم و دانش و سلامت و همهچیز که اساس زندگی ما را میسازند
سلامتی مهمترین پایه و اساس زندگی همه ماست. تا وقتی که سلامت نباشیم، زندگی روزمره در بحران است و هیچچیز نمیتواند ما را به زندگی امیدوار کند و پایههای زندگی لق و شکننده است. وقتی سلامتی از زندگی ما بیرون برود، نابسامانی مالی، بحرانهای عاطفی و... وارد زندگی ما میشود. اتفاقاتی که هیچکدام خوشایند نیستند و برای همین است که علم و دانش، مهمترین حوزه مرتبط با زندگی ما میشود. تا پزشکان و پژوهشگران نباشند و به ما کمک نکنند، سلامت ما در خطر است. در روزهای ۹۱، ما بارها و بارها با بحران آلودگی هوا روبرو بودیم و آمار مرگومیر هم چندان خوشایند نبود، اما با تمام این مشکلات، محسن اسدی لاری، کارشناس سوم ما، میگوید که سال ۹۱، سال خوبی در این حوزه بوده. او معتقد است که میزان پژوهشها و تحقیقات آنقدر بالا بوده که شاخصهای مثبت، خبر از امیدواری و روزهای خوب علمی میدهند. این کارشناس میگوید: «امسال ۲ هزار و ۵۰۰ طرح انجام شده و ۵ هزار مقاله به تصویب رسیده و این اتفاقی بزرگ و خوب است. اقداماتی که در سالهای گذشته برای پژوهش و تحقیق، انجام شد، در سال ۹۱ نتیجه داد و آمار خوبی به ما رسیده. اما از جنبه دیگر، نگرانیهایی وجود دارد. نگرانیهایی که مربوط به بخش اعتبارات و تامین مالی است». بخش اعتبارات و تامین مالی، یعنی بخشی که به بودجهها و همینطور دستگاهها و ابرازهای تحقیقات مربوط است. یعنی پژوهشگران برای تحقیق و پژوهش هم به بودجه احتیاج دارند و هم به ابزارهایی که به آنها کمک کند. ۲ نیاز اصلی که با توجه به اوضاع و احوال اقتصادی و وضعیت تحریمها، چندان خوشایند نیست و شاخصهای خوب سال ۹۱ را برای سال آینده، پایین میآورد. اسدی تعریف میکند که با توجه به این ۲ نیاز اصلی، پژوهشگران و محققان دست به ابتکار زدهاند و بین خودشان هم اصطلاحی تازه پیدا کردهاند؛ اصطلاحی که نامش «پروپوزالهای مقاومتی» است و اینطور تعریف میشود: «طرحهایی که درباره اتفاقهای تازه و تحقیقات جدید نیست و بیشتر تولید محصولاتی است که تحریم شدهاند و حالا باید در داخل تولید شوند تا در زندگی مردم، مشکلی ایجاد نشود». با این طرحها در زندگی شخصی، خیال همه ما راحت میشود که داروها تامین میشود، مشکلات پزشکی به دلیل تحریم برای ما پیش نمیآید و بیماریها پیروز نمیشوند. با تمام اینهاست که در حوزه سوم، میشود نتیجه گرفت اوضاع خوب است و پایه و اساس زندگی ما، نهتنها در ۳۶۵ روز گذشته، نلرزیده که در ۳۶۵ روز آینده هم چندان به لرزه درنمیآید.