امروز جمعه 20 شهریور 1405

Friday 11 September 2026

منصور بیتل، اسطوره معکوس


1401/08/01
کد خبر : 81805
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 52 نفر
«برهنه در باد»، در فضایی اداری، میان پرونده‌های خاک‌آلود یک اداره آغاز می‌شود. یکی از پرونده‌ها، متعلق به مردی به نام «منصور مرعشی‌پاچناری» است. کسی که راوی او را از دوران سربازی می‌شناخته و مدتی است که از او بی‌خبر است. راوی، راهی سفر است. او نویسنده‌ای است در جست‌وجوی سوژه‌ای برای نوشتن یک رمان و در همین‌ گیرو‌دار و طی سفر به خانه خانواده همسرش، منصور مرعشی بار دیگر سر راه او قرار می‌گیرد و کشمکشی پلیسی میان منصور و پدرزن راوی، مواد خام رمان هنوز نوشته نشده راوی را در اختیار او می‌گذارد. رایج است که در پشت جلد کتاب‌ها چند سطری در معرفی کتاب یا چند سطری از خود کتاب می‌آید. «محمدعلی» اما در مورد برهنه در باد دست به کاری نامتعارف زده است. در پشت جلد برهنه در باد، متنی در معرفی رمان به قلم خود محمدعلی آمده است با عنوان «چه بسا متن جامانده از صفحه ۹۲». متن این است: «او سرهنگ است و کیهانی و بزرگ‌تر ما و احترامش واجب. من که دامادم، جوانمردم و شاید سر سوزنی آدم. همسرم حوا نیست، فرشته است، فرزند کیهانی و آذرمیدختی. آنکه ستون داستان است، منصور بیتل است یا منصور مرعشی‌پاچناری، افسر سابق ارتش و آگاهی و... با توست که بگویی برآمده از روشنایی یا تاریکی؟ یا هر نامی دیگر که برازنده شخصیت اول یک اثر پلیسی غیرمتعارف باشد. دیگران هم در این‌گیرو‌دار خواهند بود. هرکس به صدا و نقشی که خود اختیار کند یا در اختیارش بگذارند در این لوح که داستان زندگی‌اش نامند داستان عبرت می‌آموزد و سبب دیرپایی‌اش آنکه نوبه‌نو شود در هر عصر و به مقتضیات زمانه. شاید نام کیان و مهران (بعدا مهرانه) گوشه‌چشمی باشد به مشی و مشیانه یا اعقاب شیث، که پهلو می‌زند به انسان‌های نخستین. کسی چه می‌داند نسلی که از آنان پس افتد به چه اندام و خلق‌وخو باشد. فقط خدای عزوجل، عالم است به هر دو جهان.» این توضیح محمدعلی در پشت جلد برهنه در باد، هم سنت متعارف توضیح پشت جلد را به بخشی از فرم رمان و بخشی از روایت بدل کرده و هم شمایی است کلی از آنچه محمدعلی در پس ظاهر رئالیستی و خاکی شخصیت‌های رمانش به آن نظر داشته است. شخصیت‌هایی که هم فرد هستند با تمام مشخصات یک فرد و هم واجد خصلت‌هایی که آنها را به الگوهایی اساطیری و جمعی پیوند می‌زند و آنها را از فرد در معنای شخصی و خصوصی آن فراتر می‌برد. محمدعلی در برهنه در باد، ضمن ساخت و پرداخت یک فرم پلیسی و معمایی با شکل‌های روایی در ادبیات کلاسیک ایران نیز وارد گفت‌وگو شده است اما اهمیت برهنه در باد و رمان‌هایی از این دست در این است که در آنها نویسنده در پی بازسازی عین به عین و توام با شیفتگی اسطوره‌ها و پهلوانان ادبیات کلاسیک نیست، بلکه می‌کوشد شکلی معکوس و نقیضه‌وار از پهلوان اساطیری ارایه دهد و به جای احضار خود آن شخصیت‌ها به زمانه حاضر، خصلت‌های بنیادین آنها را در شخصیت‌های امروزی ته‌نشین کند و در عین حال با یک بازی طنزگونه و نقیضه‌وار با آن اسطوره‌ها، آنها را زمینی کند. در فرآیند این زمینی شدن، شخصیت‌های اساطیری، هاله خود را از دست می‌دهند و آسیب‌پذیر می‌شوند. در واقع همین که پای اسطوره به زمین می‌چسبد، زمین زیر پای او سست می‌شود و قهرمان را به سکندری خوردن وا می‌دارد و نمی‌گذارد شخصیت رمان، از خود چهره‌ای یکدست، یکپارچه و خدشه‌ناپذیر به خواننده ارایه دهد. منصور بیتل رمان برهنه در باد نیز شخصیتی است از این دست. شخصیتی که هم وجوهی اساطیری را یدک می‌کشد و هم رندی است که آن وجوه را به بازی می‌گیرد و روایت اسطوره‌ای را وارونه می‌کند. منصور، قهرمانی است که از دل ساخت‌های کهن فرهنگ و تاریخ بیرون آمده و همزمان با دگرگونی تاریخی، خود را به رنگ وضعیت جدید در آورده است و البته حضور سرسختانه ساخت‌های کهن در پس پشت ساخت‌های جدید، حضور دوباره او را در وضعیت جدید، میسر کرده است و اینجاست که حضور منصور بیتل در وضعیت جدید، جنبه‌ای نمادین می‌یابد و این یکی از عواملی است که او را از یک فرد فراتر می‌برد و بیانگر زیرساخت‌هایی می‌شود که متعلق به دوران پیشامدرنند اما همچنان و به‌رغم تحولات روساختی، حضوری موثر دارند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://aftabir.com/index.php/article/show/81805
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید