راستش قرار است در این مطلب از نقش مادر در زندگی و چگونگی ایفای این نقش به نحو احسن بگویم اما پیش از آن میخواهم به مادر خودم که تمام جوانیاش را وقف من کرد، بگویم: «مادرم! لطفا در این دوران میانسالی کمی هم به سلامت و شادابی خودت فکر کن.» و فکر میکنم که این زبان قال من، زبان حال خیلی از شماهایی که تقریبا همسن و سال من هستید هم باشد...
● «مادر کافی» بهتر از «مادر کامل» است
در گذشته، اصطلاحی به نام «مادر کامل» برای نشان دادن نهایت خوبی و کمال یک مادر به کار میرفت. مادر کامل، مادری بود که تقریبا بیشتر زندگی خود را وقف فرزندش کرده باشد. این در حالی است که امروزه، دیگر اصطلاح مادر کامل، مناسب نیست و اصطلاح دیگری به نام «مادر کافی» جایگزین آن شده است. این مادر کافی، مادری است که علاوه بر رسیدگی به امور فرزند، به زندگی شخصی خودش هم نظارت دارد تا بتواند فرزند بهتری تربیت کند. مادر کافی، به مادری که به اندازه کافی خوب باشد یا بد نباشد هم گفته میشود. تغییر سبک زندگی و فرهنگ جامعه، باعث ایجاد تغییرهایی در زنان و اولویتبندیهای آنها در زندگی هم شده و به همین دلیل هم نگاه جامعه از سوی مادر کامل به سمت مادر کافی کشیده شده است.
● اولویتهای زندگی زنان جابهجا شده
متاسفانه یک بخش فرهنگی در جامعه ما وجود دارد که حتما تمام خانمها و آقایان باید ازدواج کنند اما بالا رفتن سن ازدواج به ما نشان میدهد که دیگر ازدواج و تشکیل خانواده، جزو اولین اولویت یک خانم در جامعه امروزی محسوب نمیشود. سخت شدن شرایط اقتصادی هم باعث شده که دیگر برخی از آقایان نتوانند به تنهایی چرخ زندگی را بچرخانند و وابسته به کار کردن همسرشان باشند. با این حساب، اولویت کار کردن برای خانمها هم در جامعه امروزی، پررنگتر از جامعه سنتی است. کاهش تمایل به داشتن فرزندان زیاد، بالا رفتن اهمیت حفظ سلامت روانی، جسمانی و همچنین حفظ زیبایی ظاهری هم برای زن امروزی، بیشتر از زن سنتی مطرح است. سطح توقعهای خانمها و آقایان هم از نوع زندگی و رابطه زناشویی تغییر کرده است؛ یعنی داشتن رابطه زناشویی به عنوان ابزاری برای ابراز صمیمیت بین همسران امروزی از اهمیت بیشتری برخوردار است و آنها این رابطه را هم بهنوعی در زندگیشان مهم میدانند و نه فقط برای باروری. البته ناگفته نماند میزان محبت مادر دیروزی و امروزی هیچ تفاوتی نکرده است و مادر مدرن امروزی، درست به اندازه مادر دیروزی بامحبت است و برای حفظ زندگیاش زحمت میکشد، چه بسا که زحمت و مسوولیت مادر امروزی که بار کار بیرون از خانه را هم به دوش میکشد از مادر دیروزی بیشتر و سنگینتر هم باشد.
● بچهها نباید تنها اولویت زندگی مادران باشند
پس از تولد فرزند، نقش مادری هم به سایر نقشهای یک خانم اضافه میشود و این دیگر به هنر او بستگی دارد که چطور بتواند به خوبی از پس تمام نقشهایش بهگونهای برآید که هم خودش از نظر روانی آسیب نبیند و هم بتواند زندگی مطلوبی داشته باشد. طرز تفکر افراد در زمان گذشته این بود که وقتی خانمی بچهدار میشود، باید تمام اولویتهای زندگیاش را نادیده بگیرد و از آنجا که فرزند از بیشترین اولویت در زندگی یک زن برخوردار است، باید تمام وقت او صرف رسیدگی به امور بچه یا بچهها شود. در این صورت، خیلی از تواناییهای یک زن، فدای مادر بودن او میشود و شاید این مساله در کوتاهمدت برای مادری مهم نباشد اما به طور حتم در آینده، او افسوس روزهایی که تمام موقعیتهای خوب درسی یا کاری را برای بزرگ کردن فرزندش از دست داده میخورد. مادر کامل، عملا به فرزند خود هم آموزش میداد که وقتی در آینده پدر یا مادر شد، او هم باید تمام زندگی و وقتش را صرف فرزندش کند. این در حالی است که امروزه ثابت شده یک مادر کامل که کمکم زن بودن و همسر بودن خود را فراموش میکند، دیگر نمیتواند مادر خوبی هم باشد. چرا؟ زیرا نمیتواند به خوبی به همسر خود رسیدگی کند و به این ترتیب باعث ایجاد مشکلاتی در روابط بین خود و همسرش و ایجاد تشنج در جو خانواده میشود. از طرف دیگر،چون نقش زن بودن خود را هم کنار گذاشته، بنابراین نمیتواند به ادامه تحصیل، اشتغال به کار، ورزش و زیباییاش هم برسد و در نتیجه نمیتواند الگوی خوبی هم برای فرزندش باشد. به همین دلیل امروزه گفته میشود فرزند نباید تنها اولویت زندگی یک مادر باشد. در غیر این صورت، یک مادر کامل فرزندش را به شدت به خودش وابسته میکند و این پیغام را به او میدهد که اگر تو هم در آینده یک مادر یا پدر کامل نباشی، فرزندت آسیب خواهد دید. وابستگی شدید بچه به مادر، اعتماد به نفس پایین و از دست دادن استقلال او، یکی دیگر از عوارض مادر کامل بودن است.
● زن بودن را فدای مادر بودن نکنید
مادر کافی، مادری است که بتواند برای رسیدگی به امور همسر، فرزند، خانه و حتی فعالیتهای اجتماعی و تفریح خود به اندازه کافی وقت بگذارد. به طور کلی، مادری که بتواند از نظر جسمانی و روانی خودش را در شرایط سالم و مطلوبی نگه دارد، میتواند مادر خوبی باشد. خانمها برای حفظ سلامت روانی خود نیاز به شادابی، زیبایی و سالم بودن دارند. چنین مادرانی هستند که میتوانند الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشند و اعتماد به نفسشان را روز به روز بالاتر ببرند. معمولا زمانی که بچهها بزرگ میشوند، از مادران کامل این سوال را میپرسند که چرا آنها هم مانند مادر بچههای دیگر، تحصیلکرده یا شاغل نیستند یا در هیچ فعالیت اجتماعی شرکت نمیکنند. ممکن است در اینباره مادران پاسخ بدهند که من تمام زندگیام را صرف بزرگ کردن تو کردم و با این جواب که مگر بقیه مادرها، نتوانستند در کنار کار و تحصیل فرزند خود را هم بزرگ کنند، مواجه شوند. در این صورت است که یک خانم، افسوس روزهای گذشته را خواهد خورد و به خاطر پیشرفتی که نداشته، در برابر همسر و فرزند خود احساس کمبود اعتماد به نفس خواهد کرد. در این مورد باید گفت که برای حفظ نقش مادری و زن بودن، حمایت همسر از اهمیت بالایی برخوردار است. گاهی فشارهای اجتماعی و فرهنگی، باعث قرار دادن بالاترین اولویت زندگی به بچهها میشوند و این فشارها به مادران میگویند که به جای کار و تفریح باید زندگی را وقف بچهها کنند وگرنه مادر خوبی نیستند. در صورتی که اولویت زن بودن هم به اندازه مادر بودن، دارای اهمیت است و از خودگذشتگی بیش از اندازه برای بچهها، در نهایت به ضرر خود بچهها و زندگی مشترک خانمها تمام میشود. گاهی مادران با کنار گذاشتن نقشهای مختلف زندگی مانند همسرداری، حفظ زیبایی، کار، تحصیل، تفریح و ورزش، عملا پشتوانه دیگری جز فرزند برای خود باقی نمیگذارند و به همین دلیل به شدت به فرزندشان وابسته میشوند و پس از بزرگ شدن و به استقلال رسیدن او، احساس تنهایی و از دست دادن پشتوانهشان را هم میکنند.
● بین زن بودن و همسر بودن تعادل برقرار کنید
مادر کافی، میتواند هم مادر باشد، هم زن باشد و هم همسر. تمامی خانمها پیش از ازدواج، فقط نقش زنبودن را دارند. آنها به عنوان یک زن، درس میخوانند، کار میکنند و به امور شخصیشان میپردازند. همین خانمها بعد از ازدواج، نقش همسری را هم بر عهده میگیرند و در صورتی در زندگیشان احساس موفقیت و شادی میکنند که بتوانند تعادلی بین نقشهای زنبودن و همسر بودنشان ایجاد کنند. گاهی در فرهنگ ما اینطور به یک خانم القا میشود که پس از ازدواج باید نقش زنبودن خود را کنار بگذارد و یک همسر تمامعیار باشد. یعنی دور دوست، ورزش، کار، تفریح و رسیدن به سر و وضع و زیباییاش را خط بکشد و کاملا در اختیار زندگی جدید و همسرش باشد. این در حالی است که زندگی و شرایط امروزی، دیگر چنین چیزی را برای زن و مرد نمیپذیرد و داشتن همسر یا فرزند و خانواده، تنها اولویت یک زن در دنیای مدرن محسوب نمیشود. بد نیست بدانید هم خانمها و هم آقایان، حق داشتن حریم خصوصی، حتی پس از ازدواج هم دارند. یعنی یک خانم میتواند پس از ازدواج، هم به خصوصیت زن بودن خودش توجه داشته باشد و هم نقش همسریاش را فراموش نکند. همانطور که گفتیم، موفقیت زمانی به دست میآید که یک زن یا مرد بتواند بین نقشها و خواستههای مختلف زندگیاش، تعادل مناسبی برقرار کند و مثلا نگوید که چون کار برای من در اولویت قرار دارد، پس همسر و خانوادهام برای من از اهمیت خاصی برخوردار نیستند. بهطور کلی، داشتن رابطه زناشویی و عاطفی خوب، انجام دادن کارهای خانه با کمک همسر، رفتوآمد با خانواده خود و همسر و رسیدگی به امور زندگی، میتواند در کنار نقش زنبودن یک خانم قرار بگیرد و زندگیاش را مطلوبتر کند.
● تفریح و کار هم باید جزو اولویتهای زندگی مادر باشند
بچه از زمان تولد تا ۲ سالگی به شدت به حمایت مادر نیاز دارد. از ۱۸ تا ۲۴ ماهگی که بچهها نیاز عاطفی و فیزیکی به مادر دارند، باید نقش مادری در اولویت زندگی یک خانم قرار بگیرد. البته به هیچ عنوان در این دوران از نقش همسر بودنتان هم غافل نشوید تا همسر شما احساس دوری و تنهایی نکند. این در حالی است که توصیه میشود پس از ۲ سالگی فرزند، خانمها به نقشهای پیش از مادرشدنشان برگردند و دوباره نقش زن بودنشان را که گاهی فراموش میشود، ایفا کنند. تحصیلات، شغل، زیبایی ظاهری، ورزش و حفظ سلامت جسمانی، دوری از بیماریهای مختلف، فعالیتهای اجتماعی مانند کار و فعالیتهای خیریه و تفریح کردن، میتوانند جزو نقشهای زن بودن یک خانم در کنار ایفای نقش مادری و همسری او باشند. متاسفانه در فرهنگ ما اینطور جا افتاده که یک مادر حق تفریح ندارد. در صورتی که تفریح هم جزو اولویتهای زندگی هر فردی از جمله مادرهاست و هیچکس حق محرومکردن آنها از این حق و اولویت زندگیشان را ندارد. هویت اجتماعی، جزئی از نقش زن بودن یک خانم محسوب میشود و زمانی که یک خانم در نقش مادری خود غرق شود و تفریح، کار و فعالیتهای اجتماعیاش را کنار بگذارد به طور حتم رفتهرفته هویت اجتماعیاش را هم از دست میدهد.