وقوع زلزله در کشور ما سابقهای دیرینه دارد. زلزله کلمهای از ریشه عربی «زلزل» به معنی «لرزید» است. در ایران باستان، زلزله را بومهن مینامیدند که برگرفته از واژه «بوممثنه» و مرکب از بوم به معنی زمین و مثنه به معنی حرکت است...
این حرکت میتواند توسط ارتعاشهای طبیعی ناشی از فعالیتهای زمینشناسی یا ارتعاشهای مصنوعی ایجادشده توسط بشر مثلا در اثر انفجار ایجاد شود. در کل میتوان گفت که شکستگی گسلها، فعالیتهای آتشفشانی، ریزش کوهها، انفجار معادن و آزمایشهای هستهای از مهمترین علل وقوع زمینلرزه به شمار میآیند.
زلزله پدیدهای است که رخداد آن به خودی خود نتایج نامطلوب و ناگواری در پی ندارد بلکه آنچه باعث میشود واژه بلا به آن اطلاق شود، خسارتهای وارده و پیامدهای زیانبار ناشی از عدم آمادگی برای مقابله و رویارویی با این پدیده طبیعی است. ضمن اینکه گسترش شهرنشینی و توسعه شهرها، باعث شده تا با افزایش تمرکز جمعیت، بافت متراکم ساختمانی، رشد پدیده حاشیهنشینی، اقتصاد متغیر و ضعف سازههای کالبدی، ساکنان نواحی شهری به ویژه کلانشهرها بیش از بقیه نقاط در معرض مخاطرههای ناشی از وقوع زلزله قرار گیرند. شاهد این مدعا وقوع زلزله مرگبار بم
۵ دی ماه ۱۳۸۲ است که با بزرگای ۶/۶ در مقیاس ریشتر بیش از ۴۰ هزار نفر از هموطنانمان را به کام مرگ کشید حال آنکه زلزله ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ در سراوان سیستان و بلوچستان با بزرگای ۵/۷ ریشتر کشتهای بر جای نگذاشت و این مساله خود تاییدکننده این مطلب است که زلزله در صورتی مرگبار و ویرانگر است که در مناطق پرجمعیت و در ساختار فرسوده و بافت کالبدی فشرده، انبوه و غیرایمن روی دهد.
● برنامهریزی پیش از وقوع
در چرخه مدیریت بحران و در مرحله قبل از وقوع آن مرحله آمادگی نزدیکترین مرحله به مرحله وقوع یک بلا به شمار میآید. برای ایجاد آمادگی در یک جامعه مداخلههای مختلفی انجام میگیرد یکی از مهمترین این مداخلهها ایجاد آمادگی در مردم برای کاهش اثرات مخرب زلزله و رویارویی و پاسخگویی صحیح به آن، یکی از عوامل کلیدی در راستای مواجهه با زلزله است. بنابراین یکی از کارآمدترین روشهای کاهش خسارتهای ناشی از زلزله، برنامهریزی برای کسب آمادگی است. برنامهریزی مقابله با بلایا، فرآیند جامعی است که برای ایجاد آمادگی و افزایش توان ارائه پاسخ مناسب در ۳ مقطع قبل، هنگام و پس از رخداد بلایا انجام میگیرد.
برنامهریزی در مرحله پیش از وقوع، شامل اقدامهایی است که یا از رخداد بلا جلوگیری میکند یا عوارض متعاقب وقوع بلایا را تقلیل میدهد یا جامعه در معرض خطر را برای پاسخگویی به پیامدهای بلایا آماده میکند. مقوله آموزش همگانی در گروه اخیر این فعالیتها میگنجد. مردمی که در جوامع در معرض خطر زندگی میکنند در صورتی که راههای آمادگی و مواجهه با زلزله را فرا گرفته باشند به خوبی قادرند از عهده مواجهه با زلزله و پیامدهای زیانبار ناشی از آن برآیند و این امر باعث میشود تا خسارتها و تلفات ناشی از زلزله به حداقل ممکن کاهش یابد. آموزش همگانی یکی از عناصر کلیدی در برنامههای آمادگی و مقابله با زمینلرزه و رانش زمین است. اولین کسانی که هنگام وقوع زلزله به کمک مردم منطقه آسیبدیده میشتابند و عملیات امدادی را آغاز میکنند، بازماندگان حادثه یا همسایگان و اهالی مناطق همجوار هستند. کمک از داخل خانه، کوچه، محله، روستا و شهر توسط مردم آغاز شده و تا رسیدن گروههای امدادی و حتی پس از حضور آنان ادامه مییابد. بر این اساس باید برنامههای آموزشی مناسب برای آمادگی و مواجهه با بلایا از جمله زلزله برای مردم تدوین شود تا بدانند در شرایط قبل از وقوع چگونه برای مواجهه با آن آماده شوند و در صورت وقوع زلزله و در شرایطی که هنوز گروههای امدادی در راهند و فریادرسی نیست، چگونه عمل کنند تا کمترین خسارتهای مالی و جانی را متقبل شوند.
● آموزش همگانی مستمر
در مباحث آموزش بهداشت، آموزش موثر آموزشی است که باعث برانگیخته شدن شک و تردید در کفایت دانش فعلی شده و کنجکاوی در گروه هدف را ایجاد میکند. این آموزش از آنجا آغاز میشود که با راهکارهای مناسب شرایطی را فراهم آورد که آموزش گیرندگان میزان دانش فعلی خود را زیر سوال برده و در زمینه اثربخشی و کارایی آن وادار به تفکر شوند و در خصوص موضوع مورد نظر با دوستان، همکاران و اعضای خانواده خود به بحث و تبادل نظر بپردازند. آموزش مناسب باعث میشود مردم برای دستیابی به پاسخ سوالاتشان اطلاعات بیشتری را جستجو کنند. پس از ایجاد چنین فضایی و متعاقب ایجاد احساس نیاز به آموزش، متخصصان مربوطه وارد عمل میشوند تا با ارائه اطلاعات روشن و واضح به پرسشهای گروه آموزش گیرنده پاسخ دهند. بهرغم همه این تلاشها تغییر مطلوب در رفتار مردم ممکن است سالها بعد اتفاق بیفتد. بنابراین برنامههای آموزش همگانی برنامههایی مستمر است که برای تاثیر مطلوب بر نگرش و عملکرد افراد ناگزیر از تکرار آن هستیم.
با اینکه در مطالعههای بسیاری رعایت شاخصهای مربوط به پیشگیری در کاهش اثرات مخرب مربوط به زلزله موثر نشان داده شده اما اکثر مردم از کسب آمادگی در برابر زمینلرزه غفلت میورزند. برای توجیه این مساله در جوامع فقیر و ضعیف کمبود یا فقدان منابع مالی را مطرح میکنند ولی در جوامع ثروتمندی که محدودیت منابع مالی وجود ندارد، آمادگی جامعه در برابر پیامدهای زیانبار زلزله بسیار کمتر از آنی است که امکان آن وجود دارد. کنترل پیامدهای زیانبار ناشی ازوقوع زلزله به سابقه آسیبپذیری و بروز زلزله در منطقه نیز مرتبط است. مردمی که در مناطقی زندگی میکنند که سابقه رخداد زلزله و ایجاد آسیبهای شدید متعاقب آن وجود داشته است به مراتب بیش از مردمی که در مناطق دیگر زندگی میکنند، تمایل به شرکت در برنامههای آموزشی و کسب آمادگی دارند. گروهی دیگر از مردم اعتقاد دارند که زلزله حادثهای غیرقابلکنترل است، بنابراین پیامدها و اثرهای زیانبار آن نیز غیرقابلکنترل هستند. این نگرش باعث میشود مردم احساس کنند که کسب آمادگی آنها بر پیامدهای مخرب زمینلرزه تاثیری ندارد. نتیجه این باور آن است که امید خود را از دست میدهند و درصدد انجام اقدامهای آمادگی بر نمیآیند. آمار بالای مرگ و میر متعاقب زمینلرزههای بزرگ نیز به این تفکر دامن میزند. اکثر مردم معتقدند که در برابر زلزله بیدفاع هستند. پژوهشها نشان داده که شمار بسیاری به سرنوشت و تقدیر از پیش تعیین شده اعتقاد دارند و این باور باعث میشود تا تمایلی به آمادگی در برابر زلزله یا انجام عکسالعمل مناسب در مقابل هشدارهای ناشی از احتمال وقوع زمینلرزه در محل زندگیشان از خود نشان ندهند.
متولیان امر آموزش همگانی به تجربه دریافتهاند که مردم با نصیحت و موعظه برای انجام یا عدم انجام کاری برانگیخته نمیشوند. نه هشدارها و نه خطابههای دستوری و نه در نظر گرفتن الزامهای قانونی، هیچ کدام نمیتوانند باعث ایجاد تغییرهای رفتاری در مردم یا سازمانها شوند. تغییر رفتار در مردم در صورتی ایجاد میشود که با کمک اطلاعاتی که از سوی محققان و آمارگران در اختیارشان قرار داده شده است، خودشان به این نتیجه برسند که باید تغییر رفتار دهند، بنابراین جای شگفتی نیست که در اکثر مردم زمانی تغییر رفتار ایجاد میشود که فکر کنند ایدهای از آن خودشان است.
یکی دیگر از منابع کلیدی در گسترش اطلاعات عمومی و ایجاد آمادگی رسانههای گروهی است. رسانههای گروهی و ارتباط جمعی میتوانند مجری آموزش همگانی باشند؛ تلویزیون، رادیو، اینترنت و رسانههای مکتوب میتوانند نقش بسیار مهمی در ایجاد آمادگی در مردم ایفا کنند. برنامههای آموزشی که از سوی رسانهها پخش میشود، باعث افزایش اطلاعات و دانش همگانی میشود و مردم را به آمادگی در برابر عوامل خطرآفرین تشویق میکنند. در کل میتوان گفت مشارکت مردم یکی از اصول اساسی در مدیریت انواع بحرانها از جمله بحرانهای ناشی از وقوع زلزله است. برخورداری از مشارکت مردم قبل از وقوع بلایایی مانند زلزله به همکاری و درک متقابل بیشتر آنها در مرحله پاسخگویی منجر میشود. مشارکت در فرآیند برنامهریزی برای آمادگی در برابر زلزله، باعث جلب اعتماد و درک متقابل از وظایف و مسوولیتهای دیگر افراد و سازمانها میشود و به مردم نشان میدهد که تا چه حد فعالیتهای آنها در مراحل مختلف چرخه مدیریت حوادث غیرمترقبه، میتواند مکمل یا ناقض فعالیتهای دیگر افراد یا سازمانها باشد.
امروزه در همه جای دنیا سعی بر آن است بلایایی که امکان رخداد آن به صورت بالقوه در هر منطقه وجود دارد و با توجه به شرایط جغرافیایی یک تهدید محسوب میشود، شناسایی شده و متناسب با آن برنامههای آموزش همگانی برای افزایش دانش جامعه تهیه و ارائه شود.