امروز شنبه 21 شهریور 1405

Saturday 12 September 2026

روان‌شناسی «پایتخت»


1401/08/01
کد خبر : 82241
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 60 نفر
حالا دیگر همه نام سریال «پایتخت» و عواملش را می‌شناسند و بیشتر مردم از آنها به نیکی یاد می‌کنند. «پایتخت» مجموعه‌ای بود که در ایام نوروز مهمان خانه‌های ما شد و با مضمون ساده و طنز خود لبخند را بر لب‌ها نشاند... این مجموعه توانست با کسب نزدیک به ۸۰ درصد آرا، عنوان پربیننده‌ترین سریال نوروزی را از آن خود کند اما پشت مضمون خطی ساده و شخصیت‌های صاف و ساده این سریال، موضوعاتی نیز مطرح شد که فراتر از یک خندیدن ساده و چند تکیه‌کلام بامزه بود؛ موضوعاتی که نظر دکتر پرویز رزاقی، روان‌شناس و مدرس دانشگاه، می‌گوید از دغدغه‌های جدی زندگی مردم هم ‌روزگار ماست. ▪ شما این مجموعه را چطور ارزیابی می‌کنید؟ این مجموعه که به حق یکی از مجموعه‌های موفق تلویزیونی در نوروز امسال بود، از دیدگاه‌های مختلفی قابل بررسی و نقد است. در «پایتخت» ما تقابل یک فرد، یک خانواده و یک اجتماع کوچک و ساده را با چالش‌ها، مسایل و مشکلات گوناگون مشاهده کردیم که با همان ساده‌نگری به حل مشکلات خود می‌پردازند. طبیعتا در این ‌گونه مجموعه‌ها همواره کاستی‌هایی در به تصویر کشیدن مسایل مختلف وجود دارد ولی مهم این است که کلیت اثر قابل پذیرش و قابل درک باشد. ▪ در پایتخت هم این کاستی‌ها وجود داشت؟ بله، به‌طور‌قطع در مورد موضوعات مختلف این کاستی‌ها وجود داشته‌است. مثلا در مورد شخصیت باباپنجعلی، قطعا انطباق دادن مشکلات و بیماری‌هایی که این شخصیت با آن دست و پنجه نرم می‌کرد با موارد حقیقی مشکل است و فقط ظاهر یک بیمار در او دیده می‌شد و این یک نقص است ولی وقتی در یک نگاه کلی به همین شخصیت نگاه می‌کنیم، می‌بینیم هدف سازندگان مجموعه از گنجاندن یک سالمند در مجموعه، نشان دادن بیماری‌های او نبوده است. باباپنجعلی در این سریال نماد تعامل و روابط بین نسل‌های مختلف است. فردی که از نظر جسمی و روانی فعالیت‌های محدودی دارد و نمی‌تواند به تنهایی از پس مشکلات خود برآید ولی همچنان در خانواده خود دارای جایگاه و نقش است یعنی وقتی یک خانواده برای انجام کار و رسیدن به هدفی خاص حرکت می‌کنند، همه اعضای آن برای این هدف به حرکت درمی‌آیند و قرار نیست که فقط اعضای خاصی این بار را به دوش بکشند. پدربزرگ خانواده هم با وجود تمام مشکلاتی که دارد، همچنان برای همه خانواده عزیز است و هرگز به‌عنوان مایه سرافکندگی به او نگاه نمی‌شود. ▪ یعنی با تمام مشکلات، حضور یک فرد ناتوان یا کم توان در خانواده و اجتماع حفظ می‌شود. دقیقا! و این همان موضوعی است که صاحبنظران همیشه بر آن تاکید کرده‌اند. باباپنجعلی در این سریال نماد فردی است از کارافتاده که خانواده‌اش، او را همچنان در تعامل با اجتماع حفظ می‌کنند. این خانواده در مسیر خود وارد یک خانه سالمندان می‌شوند. نگاه طعنه‌آمیزی که کارگردان و نویسنده مجموعه به زندگی پیشرفته شهری در مقایسه با زندگی ساده روستایی دارند، جالب توجه است. افرادی که هریک مثل باباپنجعلی خانواده‌ای دارند ولی به اجبار در آسایشگاه سالمندان زندگی می‌کنند در حالی که یک خانواده روستایی با مثبت‌اندیشی پدربزرگ خود را در کنار خود حفظ و حس ارزشمند بودن را همچنان در او تقویت می‌کنند. ▪ این نگاه‌ در سایر شخصیت‌های مجموعه هم وجود دارد؟ بله؛ وقتی به تعامل زن و شوهر شخصیت اصلی مجموعه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که به نکته‌های قابل‌توجهی در ارتباط‌ها توجه شده‌است. زنی که در بروز مشکلات به راحتی و با کارهای ساده‌ای مثل دم کردن چای و آوردن آن برای شوهر خود قصد آرام کردن او را دارد. در رابطه همین دو شخصیت می‌بینیم با اینکه معمولا رابطه خوبی با یکدیگر دارند، در لحظات بحرانی، نقی (محسن تنابنده) حس می‌کند همسرش به دلیل تحصیلات بیشتر قصد دارد حرف خود را به کرسی بنشاند. این همان مساله‌ای است که ما در مورد بسیاری از زوج‌های جوان با آن مواجه هستیم. یعنی زمانی که تحصیلات مرد از زن پایین‌تر است، در لحظات بحرانی مرد خود را در موضع ضعف حس می‌کند. در این مجموعه به‌طور ضمنی به این نکته به خوبی اشاره شده است. ▪ آیا این سریال و مجموعه‌های تلویزیونی از این دست، می‌توانند تاثیر مطلوبی بر اجتماع و مردم بگذارند؟ بله، یقینا اگر مجموعه‌ای با نگاه هدفمند و دقیق به موضوعات اجتماعی بپردازد و به‌خصوص اگر موردپسند مردم نیز واقع شود، می‌تواند سطح آگاهی و دانش مردم را افزایش دهد. مجموعه‌ای مثل پایتخت که نظر بسیاری از مخاطبان را جلب کرده و دیالوگ‌های ساده آن به تکیه‌کلام‌های روزمره مردم تبدیل شده، قطعا می‌تواند نگرش‌ و دیدگاه نویسنده و کارگردان مجموعه را نیز به اجتماع منتقل کند. مفاهیمی مانند گذشت، احترام، توکل، تلاش، ساده‌زیستی، طرز تلقی از خوشبختی و مفاهیمی از این قبیل در بسیاری از قصه‌های این مجموعه خودنمایی می‌کند. به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین پیام‌هایی که در پایتخت وجود دارد، این است که همه زندگی همان دو دو تا چهارتایی نیست که ما فکر می‌کنیم و شاید معادلات دیگری نیز در آن نقش داشته باشند. این مفهوم به شکل بارزی در داستانی که در آن یک سگ با ربودن کفش یکی از شخصیت‌های داستان باعث نجات جان صاحب خود شد، دیده می‌شود و مخاطب را درگیر این موضوع می‌کند که «انگار اتفاق‌ها اتفاقی نیستند».
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://aftabir.com/index.php/article/show/82241
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید