امروز جمعه 09 مرداد 1405

Friday 31 July 2026

روان‌شناسی خودمحوری


1401/08/01
کد خبر : 35616
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 100 نفر
روان‌شناسی امروز اعمال آدمی را از دیدگاه‌های گوناگونی تجزیه و تحلیل می‌کند. فیلسوفان بزرگ یونانی (سقراط، افلاطون و ارسطو) با طرح پرسش‌های بنیادین درباره زندگی ذهن از جمله: «آیا آدمیان واقعیت را درست ادراک می‌کنند؟ هوشیاری چیست؟ آیا آدمی ذاتا موجودی منطقی است یا غیرمنطقی؟ آیا بشر آزادانه می‌تواند دست به انتخاب بزند؟» به عنوان منشا اصلی روان‌شناسی نوین در سده‌های چهارم و پنجم پیش از میلاد هستند و چون این سوالات بیشتر با ماهیت ذهن و فرآیندهای ذهن سر و کار دارند تا با ماهیت بدن، آنها را به عنوان پیش‌درآمدهای رویکرد شناختی می‌شناسیم. برای آشنایی بیشتر با این مفاهیم، خواننده گفتگوی من با دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روانشناس، باشید... ▪ آقای دکتر!‌ رویکرد شناختی نوین چیست و چه ادعاهایی را بررسی می‌کند؟ ـ رویکرد شناختی در قرن ۱۹ بیشتر بر تجارب ذهنی تکیه داشت و یافته‌های آن بیشتر حاصل خویشتن‌نگری یا درون‌نگری بود. رویکرد شناخت نوین از سویی بازگشت به ریشه‌های شناختی روان‌شناسی تلقی می‌شود و از سوی دیگر واکنش در برابر محدودیت‌های رفتارگرایی و دیدگاه (S-R) است. این دیدگاه مانند رویکرد قرن ۱۹ با فرآیندهای ذهنی سر و کار دارد اما شناختش دیگر مبتنی بر درون‌نگری نیست. ▪ پس بر چه اصولی مبتنی است؟ ـ بر دو پیش‌فرض: ۱) تنها از طریق مطالعه فرآیندهای ذهنی می‌توان به طور کامل دریافت که جانداران چه می‌کنند. ۲) برای بررسی فرآیندهای ذهنی می‌توان رفتارهای خاصی را مورد توجه قرار داد (مانند: رفتارگرایان) با این تفاوت‌ که آن رفتارها را برحسب فرآیندهای ذهنی زیر بنایی ایشان تفسیر می‌کنیم. این تفسیرهای روان‌شناسان شناختی غالبا بر قیاس بین ذهن و کامپیوتر تکیه دارند. ▪ موضوعی مانند «خودمحوری»، در تحقیقات و تئوری‌های روان‌شناسان چه جایگاهی دارد؟ ـ این موضوع یکی از مهره‌های اصلی رویکرد شناختی ژان پیاژه سوییسی است. او حدس زد که احتمالا کودک انسان نیز در جریان برخورد با محیط، ذهنیت خود را با آن منطبق می‌کند. در نظام معروف پیاژه (رشد روانی- شناختی) خودمحوری از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. ▪ پیاژه چگونه به این اطلاعات دست یافت؟ ـ پیاژه در جریان استاندارد کردن یک آزمون متوجه پاسخ‌های اشتباه کودکان شد؛ یعنی احساس کرد که بسیاری از مسایل ساده را که افراد بزرگسال به راحتی جواب می‌دهند، کودکان قادر به پاسخ به آنها نیستند. در ضمن در اشتباهات کودکان نیز وجوه اشتراک و شباهت فراوان مشاهده می‌شد. پیاژه کم‌کم علاقه‌مند به چگونگی استدلال و تفکر و قضاوت کودکان شد. هدف او این نبود که بداند بچه‌ها چه می‌دانند یا چه قدر می‌دانند. او علاقه‌مند بود که بداند کودکان چگونه می‌دانند. پیاژه می‌گوید: «با تعجب متوجه شدم که استدلال‌هایی که برای کودکان بزرگ‌تر و بزرگسالان خیلی ساده است، کودکان طبیعی خردسال در برخورد با آن مشکل دارند.» ▪ چرا؟ چرا اشتباهات آنها شبیه همدیگر است؟ پیاژه چه جوابی به این سوال می‌دهد؟ ـ پیاژه به این نتیجه رسید که کیفیت ذهنی کودکان با بزرگسالان متفاوت است و حتی اگر راه‌حل مساله‌ای را برای کودک تشریح کنیم، قادر به درک آن نیست. یعنی کودک صرفا کمتر از من و شما نمی‌داند بلکه او وقایع جهان را به گونه‌ای متفاوت تحلیل می‌کند. ▪ برای او خودمحوری چه مفهومی دارد؟ ـ کودک ۲ تا ۷ ساله، به ویژه در سال‌های پایین‌تر قدرت اینکه خودش را به جای فرد دیگری بگذارد، ندارد. نقطه‌نظر دیگران را نمی‌فهمد. خودش را محور کائنات می‌پندارد. تصور می‌کند همه چیز در حول و حوش او اتفاق می‌افتد. به این امر خودمحوری یا خودمرکزگرایی گفته می‌شود. ▪ پیاژه چه‌طور به این تحلیل رسید؟ ـ او آزمایش معروفی دارد به اسم آزمایش ۳ کوه! ابزارهای این آزمایش این است: یک میز چهارگوش با چهار صندلی، ۳ تپه مقوایی با اندازه‌ها و رنگ‌های مختلف. روی یک تپه خانه‌ای وجود دارد و روی دیگری یک صلیب. کودک روی یک صندلی می‌نشیند و عروسک روی صندلی در ضلعی دیگر است. قبلا از زوایای مختلف عکس‌برداری شده است. اگر از بچه سوال شود که عروسک چه می‌گوید، بچه از بین عکس‌ها عکسی را انتخاب می‌کند که خودش می‌بیند، یعنی نمی‌تواند خودش را جای فرد دیگری قرار دهد. آزمایش دیگری هم دارد به این شرح: از پسر ۴ ساله‌ای سوال می‌شود: «آیا برادری داری؟» می‌گوید بله! می‌پرسد اسمش چیست؟ مثلا می‌گوید جمشید! می‌پرسد آیا جمشید هم برادری دارد؟ معمولا کودک در پاسخ می‌گوید نه! ▪ حالا فهم مساله خودمحوری چه اهمیتی دارد؟ ـ در روان‌شناسی امروز موضوع و مفهوم خودمحوری دارای اهمیت و ارزش زیادی است زیرا این مفهوم در رشد شناختی کودک جایگاه به سزایی دارد و از دوران حسی‌حرکتی (که کودک نمی‌تواند بین آنچه مربوط به اعمال خود اوست و آنچه به اشیاء یا اشخاص بیرونی تعلق دارد جدایی قایل شود) تا مرحله انتزاعی (که نوجوان نوعی اعتقاد به رستاخیز دارد، یعنی نظریه‌هایی که نوجوان بر اساس آن جهان را مجسم می‌کند بر فعالیت‌های اصلاح‌گرایانه‌ای مبتنی هستند که نوجوان احساس می‌کند که باید مجری آنها باشد و نیز توانایی‌ نامحدود به فکر خود نسبت می‌دهد. رویای آینده‌ای پیروزمند را در سر می‌پروراند و ایجاد دگرگونی در جهان بر اساس فکر را به منزله یک عمل واقعی تغییردهنده واقعیت به خودی خود در نظر می‌گیرد) ادامه می‌یابد. ▪ آیا فهم مساله خودمحوری می‌تواند به بهتر شدن بهداشت روانی کودکان یا والدین کمک کند؟ ـ بله، چون کودک خودمحور بین نقطه نظر خود و نقطه‌نظر دیگران تفاوتی قایل نیست و تصور می‌کند جهانی که خود می‌نگرد، همان جهانی است که دیگری نیز می‌نگرد. غالبا می‌توان شاهد بود که یک کودک وقتی در کنار مادرش به صفحه‌های کتابی نگاه می‌کند، این تصور را دارد که مادرش نیز در همان لحظه، همان صفحه را می‌بیند و بنابر همین تصور، از مادر که فقط جلد کتاب را می‌بیند با سماجت می‌خواهد که رویداد تصویر را برای او شرح دهد، بی‌‌آنکه کتاب را به سوی او برگردانده باشد. این عدم تمایز بین نقطه‌نظر در رویدادهای مختلف به چشم می‌خورد و دانستن این نکات به ما کمک می‌کند که سطح توقعات خودمان را از فرد معقول کرده و برای آموزش به او با توجه به رشد شناختی‌اش اقدام درستی انجام دهیم. ▪ خودمحوری در بزرگسالان چه دسته‌بندی‌هایی دارد؟ ـ اگر بزرگسالان به مرحله تفکر انتزاعی و رشدشناختی متناسب با سن خود نرسیده باشند، هر چند در زمینه‌های رشدی دیگری هم پیشرفت کرده باشند، مثل کودکان خودمحور رفتار می‌کنند! این خودمحوری‌ها دو نوع است: ۱) خودمحوری‌های غیرمستقیم که در آنها فرد مساله را صرفا با «من» خود در ارتباط می‌گذارد و حکم می‌کند. ۲) خودمحوری‌های اجتماعی که همراه است با نپذیرفتن قواعد بازی‌های اجتماعی.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://aftabir.com/index.php/article/show/35616
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید