نو کن طرب امروز که نوروز قدیم است
زان لاله مجلس که دمش روح نسیم است
(ابیاتی از نوروزیه سراجالدین قمری آملی)
هر سال که پایان شود و سال تازه آغاز، مطبوعات به تکاپو میافتند و ویژهنامهها و سالنامههایی منتشر میکنند که هریک به اقتضای گرایش و ذوق و دانش، و البته امکاناتی که دارند، مطالبی را به خوانندگان عرضه میدارند. برخی مؤسسات دولتی و خصوصی و بنگاههای فرهنگی نیز سالنامههایی در کنار تقویم و سررسید به چاپ میرسانند که غالباً جنبه تبلیغی و ابلاغی دارد و اگر شوق و ذوقی در کارشان باشد، شعر و حدیث و مطالب مفید و آموزندهای هم در حاشیه آن درج مینمایند. امّا کار مطبوعات ما در سنوات اخیر با ویژه نامههای مفصلّی که در کنار روزنامه منتشر میکنند جالب است. گاهی آنقدر حجیم است و مطالب مفصّل و سنگین و سبک دارد که نه فقط در تعطیلات نوروزی، بلکه طی دو سه ماه بعد هم میتوان آنها را خواند شاید این روزها که قیمت کاغذ بسیار گران و این کالای ارجمند نیز کمیاب شده، تجدیدنظری نمایند و به جز مطالب ضروریتر و مفیدتر، از خیر بقیه بگذرند. امکانات نوین، مثل سایتهای رایانهای، مکان و امکان بهتری برای آن نوع انبارهای اطلاعاتی و فرهنگی و مقالههای مفصل و گزارشهای فنی است.
اما در گذشته، از اوایل قرن جاری هجری خورشیدی، نوع دیگری از سالنامهها در ایران منتشر میشد که شامل تقویم نجومی و گزارش عملکرد سالانه دستگاههای دولتی و غیردولتی و معرفی مدیران کشوری و چهرههای فرهنگی و امثالهم بود و البته در کنار آن، مقالات و اشعار و امثال و حکایات و حتی رسائلی هم منتشر میشد. مرحوم سیدجلالطهرانی که از جمله دانشمندان برجسته گاه شماری و نجوم بود، یکی از پیشکسوتان این نوع کارها بود و سالنامهها و تقویمهای جالبی در قطع کوچک منتشر میکرد و هر سال یک رساله مهم تاریخی به زبان فارسی را نیز تصحیح و در کنار آن منتشر می نمود. بعدها البته احزاب سیاسی و برخی دانشگاهها و حتی افراد نیز به صورت متفّرق سالنامههایی تدارک میدیدند. ابتدا به صورت سنّتی، حتی سعد و نحس ایّام و برخی تطبیقات تقویمی و تنجیمی هم درج میشد، امّا به تدریج فقط تاریخ شمسی و قمری و میلادی ذکر میشد و در سالنامه ها نیز توضیحاتی کلّی به همراه همان مطالبی که گفته شد، درج میگردید.
یکی از این سالنامه ها که در قطع جیبی ـ پالتویی و بسیار جمع و جور منتشر میشد و از سال ۱۳۲۴ خورشیدی تألیف و انتشار آن آغاز شد، «سالنامه کشور ایران» نام داشت و محمدرضا میرزا زمانی آن را تمهید و تدوین و منتشر میکرد. ابتدا تقویم سال جدید خورشیدی و مطابق قمری و میلادی آن و سپس مطالب گوناگون گزارشی یا آگهی نامههای گزارشی به همراه مقالات و اشعار و حکایات و معرفی اشخاص و تصاویر مختلف در آن دیده میشد. اخیراً فرصتی پیش آمد و دنبال مطلبی در این سالنامه میگشتم که به مطالب جالبی برخوردم. از جمله در سال بیست و یکم سالنامه (۱۳۴۵ خورشیدی) اشعار زیادی از شعرای معروف و تازه کار منتشر شده و از جمله شعر معروف استاد فریدون مشیری با مطلع: «بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم...» به چاپ رسیده بود و عکس شاعر و نام او هم که دختر خانم جوان و شیکپوشی به نام: دوشیزه ملیحه خزاعی بود، در کنار آن گراوور شده بود!
امّا مطلبی که میخواستم نقل کنم، مربوط سالنامه سال هجدهم (۱۳۴۲ خورشیدی) است که به معرفی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران پرداخته و فهرستی از شاگرد اولهای آن در رشته های مختلف را ذکر کرده است. نامهایی که برخی بسیار گرامیاند و در ضمن آفرینندگان بخش مهمی از خاطرات تاریخی و فرهنگی ایران نیز محسوب میشوند. در اینجا به جهت اهمیت تاریخی دانشگاه تهران و اهمیت فرهنگی دانشکده ادبیات در این دانشگاه ابتدا بخشی از معرفی این سالنامه از دانشگاه و سپس نام چند تن از مشاهیر برجسته که در آن سال فارغالتحصیل و شاگرد اول سالهای ۱۳۱۶ تا ۱۳۴۲ از این مرکز علمی دانشگاهی بودهاند را میآورم. بیتردید، خاطرات بسیاری برای اهل فرهنگ و علاقمندان به دانش و ادب در این سرزمین زنده خواهد شد و یادی از بزرگان ارجمندی که بسیاری از آنها آموزگاران روشن اندیش و سختکوش ما بودهاند و اکنون رخت از این جهان بیاعتبار برکشیدهاند به خاطر خواهد آمد.
● دانشگاه تهران ـ دانشکده ادبیات
دانشکده ادبیات تهران که از سال ۱۳۰۷ به نام دارالمعلمین عالی تأسیس یافته، از سال ۱۳۱۴ به نام دانشسرای عالی موسوم گردید و دارای شعبات علمی و ادبی و علوم تربیتی بوده است و سپس به نام دانشکدههای علوم ـ ادبیات دانشسرای عالی نامیده شد و در سال ۱۳۲۱ رشتههای علمی از رشتههای ادبی مجزّا گشت و دانشکده علوم فعلی را تشکیل داد و در سال ۱۳۳۲ نیز دانشسرای عالی از دانشکده ادبیات جدا شد.
اینک دانشکده ادبیات دارای رشتههای زیر است:
۱ـ زبان خارجه که خود از پنج شعبه بدینشرح تشکیل یافته: زبان انگلیسی، فرانسه، آلمانی، روسی و عربی
۲ـ رشته زبان و ادبیات فارسی
۳ـ رشته علوم اجتماعی
۴ـ رشته فلسفه و علوم تربیتی
۵ـ رشته تاریخ و جغرافیا که دارای سه نوع لیسانس است: لیسانس تاریخ، جغرافیا و تاریخ و جغرافی
۶ـ رشته باستانشناسی
این دانشکده، علاوه بر رشتههای لیسانس و فوقلیسانس، دارای دورههای دکتری به شرح زیر است:
دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی، دکتری فلسفه و علوم تربیتی، دکتری تاریخ، و دکتری جغرافیا. به علاوه رشتههای علوم اجتماعی و باستانشناسی دارای دورههای فوقلیسانس است.
در این دانشکده، مؤسسات تحقیقی جهت تتبع و تحقیق در علوم مختلف به شرح زیر تأسیس یافته است:
۱ـ مؤسسه مطالعه و تحقیق در زبانهای ایرانی
۲ـ مؤسسه مطالعات و تحقیقات در علوم اجتماعی
۳ـ مؤسسه مطالعات و تحقیقات تاریخی
۴ـ مؤسسه باستانشناسی
۵ـ مؤسسه مطالعات و تحقیقات جغرافیایی
برای تشویق و ترغیب خارجیان به تحصیل زبان فارسی، همه ساله عدهای از خارجیان برای تحصیل زبان فارسی دعوت میشوند که مهمان دانشکده بوده و خرج تحصیلی نیز دریافت میدارند. مدت تحصیل این دانشجویان به دو دوره تقسیم میشود؛ دوره مقدماتی و دوره عالی در دوره مقدماتی ما دانشجویان خارجی به تحصیل زبان فارسی و تکمیل آن میپردازند و در دوره دکتری به تحقیق و تتبع در ادبیات فارسی مشغول میشوند و تاکنون عدهای از دانشجویان خارجی از ممالک مختلف، مخصوصاً از هندوستان و پاکستان و ممالک عربی موفق به دریافت درجه دکتری دانشجویان خارجی شدهاند.
در دانشکده ادبیات مؤسسه دیگری به نام مؤسسه زبانهای خارجی وجود دارد که همه ساله عده کثیری که حداقل دارای معلومات در حدود دوره اول متوسطه میباشند، پس از گذراندن امتحان ورودی وارد آن شده و به تحصیل زبانهای خارجی میپردازند.
زبانهایی که در این مؤسسه تدریس میشود، عبارتاند از: انگلیسی، فرانسه، آلمانی، روسی، عربی، ایتالیایی، اسپانیولی.
فارغالتحصیلان این مؤسسه به شرط داشتن دیپلم کامل متوسطه میتوانند وارد رشته زبان خارجی دانشکده ادبیات شده و در مدت دو سال به اخذ لیسانس نائل گردند.
...فعلاً جناب آقای دکتر علی اکبر سیاسی، ریاست دانشکده و سایر مؤسسات تابع دانشکده ادبیات را برعهده دارند و معاونت این دانشکده با آقای دکتر احمد بهمنش میباشد. (نقل از: سالنامه کشور ایران، صفحات ۳ ۳ و ۳۴).
امّا اسامی برخی از «حائزین رتبه اول رشتههای مختلف دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی» با ذکر رشته و محل تحصیل و سال فارغالتحصیلی:
محمدصدر هاشمی، زبان خارجه، دانشسرای عالی ۱۳۱۷ / محمود تفضلی، باستانشناسی، دانشسرای عالی ۱۳۱۹/ احسانالله یارشاطر، ادبیات فارسی، دانشسرای عالی ۱۳۲۰/ احمد سمیعی، ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات ۱۳۲۱/محمدخوانساری، فلسفه و علوم تربیتی، دانشسرای عالی ۱۳۲۳/ضیاءالدین سجادی، ادبیات فارسی، دانشسرای عالی ۱۳۲۴/علی مراد داوودی، فلسفه و علوم تربیتی، دانشسرای عالی ۱۳۲۴/ محمدقریب، ادبیات فارسی، دانشسرای عالی ۱۳۲۵/ حسینعلی ممتحن، تاریخ و جغرافیا، دانشسرای عالی ۱۳۲۶/عبدالحسین زرینکوب، ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات ۱۳۲۷/ حسن سادات ناصری، ادبیات فارسی، دانشسرای عالی ۱۳۲۹/ مهرانگیز ارجمند، فلسفه و علوم تربیتی، دانشسرای عالی ۱۳۲۹/ منوچهر مرتضوی، ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات ۱۳۳۰/ مهدی روشن ضمیر، باستانشناسی، دانشکده ادبیات ۱۳۳۰/ مهدی قریب، فلسفه و علوم تربیتی، دانشسرای عالی ۱۳۳۱/ علی شریعتمداری، فلسفه، دانشسرای عالی ۱۳۳۲/ یحیی ذکاء، باستان شناسی، دانشکده ادبیات ۱۳۳۳/ احمدمهدوی دامغانی، ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات ۱۳۳۳/ منوچهر آشتیانی، فلسفه و علوم تربیتی، دانشکده ادبیات ۱۳۳۴/ اسماعیل شاهرودی، تاریخ و جغرافیا ۱۳۳۵/ بدرالزمان قریب، ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات ۱۳۳۶/ محسن ابوالقاسمی، ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات ۱۳۳۷/ ضیاءالدین دهشیری، زبان فرانسه، دانشکده ادبیات ۱۳۳۷/ احمد تفضلی، ادبیات فارسی ۱۳۳۸/ شیرین بیانی، تاریخ ۱۳۳۹/ یدالله ثمره، ادبیات فارسی ۱۳۴۰/ علیاشرف صادقی، ادبیات فارسی ۱۳۴۱/ بیژن جزنی، فلسفه، دانشکده ادبیات ۱۳۴۱/...