امروز یکشنبه 22 شهریور 1405

Sunday 13 September 2026

حس خوب آرامش


1401/08/01
کد خبر : 82587
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 57 نفر
منوچهر‌ هادی، کارگردان جوانی است که «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» را ساخته و یکی از فیلمنامه‌نویس‌های آن هم بوده است؛ فیلمی که با استقبال روبرو شد و ایده پر کردن فرم عضویت برای اهدای عضو، روبروی سینماها را به سالن‌ها آورد... ‌هادی چند ماه درگیر تحقیق درباره این بخش از فیلمش بوده و برای همین با خانواده‌های اهداکننده و گیرنده در تماس بوده است. او درباره موضوع فیلم و اهدای عضو می‌گوید:«موضوع اصلی قصه یکی می‌خواد باهات حرف بزنه، پیوند اعضا نیست. ما داستان دیگری داریم که پیوند اعضا هم بخشی از آن است ولی آن بخش‌هایی که به پیوند اعضا مربوط است با کمک بخش پیوند اعضای بیمارستان مسیح دانشوری نوشته شده. ما سعی کردیم با همکاری خانم دکتر نجف‌زاده و آقای دکتر قبادی، آن بخش‌ها را بدون غلط بنویسیم و اجرا کنیم که اگر پزشکان و مخاطبانی که در این باره اطلاعات دارند آن را دیدند، با اشتباه روبرو نشوند. در مراحل تحقیقات که بودیم به ماهیت اصلی پیوند اعضا و اینکه چقدر این کار، انسانی است و چه احساس خوبی در آن است، رسیدیم. در واقع یک حس متناقض و عجیب در دادن و گرفتن عضو وجود دارد. با وجود اینکه حس خوشحالی برای خانواده بیماری که عضو خود را اهدا می‌کند، ندارد (چون به هر حال عزیزشان را از دست داده‌اند) اما احساس آرامش و سبکی را در آنها به وجود می‌آورد که ناشی از همین عمل انسانی است. خانواده‌ای هم که این عضو را دریافت می‌کنند، از شرایط بحرانی دلشوره و نگرانی خارج می‌شوند و در روبرویی با خانواده اهداکننده، حس متناقضی دارند. همین مساله، حس انسانی این عمل را نشان می‌دهد و همه اینها در روند تحقیق روی مساله پیوند اعضا، باعث شد ترغیب شوم و بخش‌های مربوط به آن را در فیلمنامه تقویت کنم تا بتوانم این احساسات را در فیلم داشته باشم. بعد از اکران فیلم هم، پیشنهادی به انجمن اهدای عضو دادم که با اکران فیلم، غرفه‌هایی جلوی در سینماها بگذاریم تا مخاطبانی که فیلم را می‌بینند، اگر دوست داشته باشند بتوانند بعد از تماشای آن، فرم اهدای عضو را پر کنند و با روند آن بیشتر آشنا شوند. خدا را شکر استقبال خیلی خوبی شد و خیلی از مخاطبان فیلم، بعد از تماشای آن فرم اهدای عضو را پر کردند.» هادی در پاسخ به سوال چگونگی روبرو شدن با اعضای خانواده‌های اهداکننده عضو، می‌گوید: «در مرحله تحقیق برای فیلمنامه از خانم دکتر نجف زاده و آقای دکتر قبادی که از روسای سازمان اهدای عضو هستند خواهش کردم لحظه‌ای که خانواده اهداکننده می‌خواهند رضایت پیوند اعضا را بدهند، حضور داشته باشم. وقتی رفتم، کسی که مرگ مغزی شده بود یک خانم ۲۸-۲۷ ساله‌ای بود که یک بچه ۳-۲ ساله داشت. همسر و پدر و مادرشان در بیمارستان حاضر شده بودند اما پدر و مادرشان، حدود ۲۰ سال بود که از هم جدا شده بودند و می‌دانید که قانون می‌گوید پدر و مادر بیمار مرگ مغزی، هر دو باید برای اهدای عضو فرزندشان رضایت دهند یعنی رضایت یکی از آنها کافی نیست. نکته‌ای که برای من دوست‌داشتنی و انسانی بود، این بود که پدر و مادر این خانم که سال‌ها از هم جدا بودند، وقتی پای ایثارگری و انسان‌دوستی به میان آمده بود، با هم در جلسه حاضر شدند و با وجود مشکلی که با هم داشتند، در ابتدای همان جلسه گفتند که ما رضایت کامل برای اهدای تمام اعضای بدن دخترمان می‌دهیم. این خیلی لحظه عجیب و تکان‌دهنده‌ای برای من بود. از آن لحظه سخت‌تر و جذاب‌تر، لحظه آخرین وداع آنها بود. بعد از رضایت و طی مراحل قانونی، خانواده اهداکننده آخرین وداع را با عزیز خود انجام می‌دهند. من هم با این خانواده برای آخرین وداع داخل اتاق رفتم. وقتی وارد شدیم، خانمی که مرگ مغزی شده بود با دستگاه نفس می‌کشید و هنوز قلبش می‌زد. رضایت دادن در چنین شرایطی خیلی سخت است که وقتی عزیزت نفس می‌کشد، رضایت‌ بدهی دستگاه را از بدن او جدا کنند چون بدون دستگاه طبیعتا زنده نمی‌ماند. آن لحظه وداع، با وجود تلخی‌های خاص خود، شیرینی و انسانیتی داشت که آن را به یک لحظه انسانی و بکر تبدیل می‌کند. حتی اگر آن صحنه را ندیده باشی، فکر کردن درباره آن هم آدم را دگرگون می‌کند. به همین دلیل همان لحظه وداع را برای شخصیت اصلی داستانم (آنا نعمتی) گذاشتم که با فرزندش خداحافظی می‌کند. در واقع خیلی از صحنه‌هایی که در طول تحقیق از خانواده‌های اهداکننده و گیرنده اعضا دیدم، در فیلم استفاده کردم و فکر می‌کنم خوشبختانه، فیلم موفق عمل کرد و بازتاب‌های خوبی هم داشت.» ● کاش اخبار بیشتری درباره پیوند اعضا بشنویم بازی یکتا ناصر در فیلم «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» که درباره پیوند اعضا بود، مورد تحسین قرار گرفت و برای آن سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را دریافت کرد. او درباره اهدای عضو می‌گوید: «من فکر می‌کنم این روزها، آدم‌های زیادی راضی باشند که اعضای خود را بعد از مرگ مغزی به دیگری اهدا کنند چون در خوب بودن این کار شکی نیست و کار خوب، بیشتر وقت‌ها مورد استقبال افراد قرار می‌گیرد و به نظرم چندان مساله عجیب و غریبی نیست. فکر می‌کنم انجام این کار و رفتن به سمت فرهنگ‌سازی برای اهدای عضو، اتفاق مثبتی است و خوشحالم که این روزها نسبت به چند سال پیش، بیشتر درباره آن حرف زده می‌شود و در اخبار درباره اتفاق افتادن آن بیشتر می‌شنویم و امیدوارم بیشتر هم بشود.» ناصر، سینما و هنرمندان را در جا انداختن فرهنگ اهدای عضو موثر می‌داند:«فیلم‌های زیادی درباره این موضوع ساخته شده اما این خیلی خوب است که فیلمی شبیه یکی می‌خواد باهات حرف بزنه ساخته شده، مورد پسند قرار گرفته و درباره این موضوع هم حرف زده است. امیدوارم فیلم‌های دیگری هم که ساخته می‌شوند، این موضوعات را طرح کنند. بخشی از یکی می‌خواد باهات حرف بزنه درباره پیوند اعضا بود و مهم این است که فیلم خوبی بسازیم تا مساله طرح‌شده در آن، به درستی به مخاطب منتقل شود. مطمئنا سینما می‌تواند در این مورد تاثیرگذار باشد. به هر حال خیلی از مردم تحت تاثیر این موضوع قرار گرفتند.» ● گاهی فراموش می‌کنیم حمیدرضا پگاه، بازیگر دیگر فیلم «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» معتقد است خیلی از ما در شلوغی روزگارمان، درد کسانی را که نیازمند دریافت عضو هستند فراموش می‌کنیم. پگاه می‌گوید: «سال گذشته فرم اهدای عضو را پر کردم و کارت آن را گرفتم. هرچند پیش از این هم دغدغه‌اش را داشتم و فکر می‌کنم خیلی‌ها دغدغه این موضوع را داشته باشند اما واقعیت این است که این جزو کارهایی است که آدم دوست دارد انجام دهد اما به دلیل شلوغی‌های روزمره، فراموش می‌کند یا پشت گوش می‌اندازد. برای همین هرچند از مدت‌ها پیش به پر کردن فرم و گرفتن کارت اهدای عضو فکر می‌کردم اما در این مساله تاخیر پیش آمد و خوشبختانه سر فیلمبرداری یکی از کارها که در لوکیشن بیمارستان بودیم، اهدای عضو دفتری داشت که من با مراجعه به آن، کارت را دریافت کردم. به هر حال گرفتن کارت پروسه ساده‌ای هم دارد.» پگاه، برگزاری جشن نفس را اقدام مثبتی برای معرفی فرهنگ اهدای عضو در جامعه می‌داند: «فکر می‌کنم جشن نفس که هر سال برگزار می‌شود، حرکت بسیار مثبتی برای جا انداختن این عمل انسانی است. خوشبختانه رسانه‌ها هم آن را پوشش می‌دهند و هنرمندان نیز در آن حضور دارند. فکر می‌کنم همه چهره‌های شناخته‌شده، می‌توانند از فرصت‌های مختلف برای مطرح کردن این موضوع استفاده کنند. بی‌شک هنرمندان محبوب می‌توانند در مسیر فرهنگ‌سازی برای اهدای عضو، تاثیرگذار باشند. هرچند هیچ وقت، هیچ موضوعی صددرصد جا نمی‌افتد. چون الان به اندازه عمر انسان، درباره اخلاق خوب صحبت می‌شود و همیشه آدم‌هایی هستند که درباره لزوم پایبندی به اخلاق خوب حرف می‌زنند. این به دلیل آن است که اخلاق خوب هم هیچ وقت در هیچ جامعه‌ای صددرصد جا نیفتاده و نهادینه نشده است. خوبی این یادآوری‌های گاه و بی‌گاه این است که افراد چنین اعمال انسان‌دوستانه‌ای را در شلوغی‌های روزگار فراموش نکنند و گاهی برگردند و به این موضوعات فکر کنند. همه ما باید گاهی برای فکر کردن به مشکلات همنوعانمان زمان بگذاریم و کمی بیشتر احساس مسوولیت کنیم.» ● روایت پروانه معصومی از اهدای عضو اهداکنندگان زنده هستند پروانه معصومی، برای بازی در فیلم «باران عشق» تندیس سفیر اهدای عضو را از جشن نفس گرفته است. باران عشق، به کارگردانی فریدون حسن پور، یکی از فیلم‌های سینمای ایران است که درباره اهدای عضو ساخته شده و پروانه معصومی حدود ۲۰ سال بعد از بازی در آن فیلم، برایمان تعریف می‌کند که از همان زمان دغدغه این مساله را داشته چون اولین اهداکننده قلب در ایران را از نزدیک می‌شناخته است:«سالی که من باران عشق را بازی کردم، مساله اهدای عضو به تازگی در ایران شروع شده بود و من همیشه درباره آن دغدغه داشتم چون اولین کسی که در ایران قلب خود را اهدا کرد، برادرِ شوهر خواهر من بود. آقای رضا بیشه‌ای که در همدان و در سن ۴۲ سالگی تصادف کرد، مرگ مغزی شد و دکتر ماندگار با رضایت خانواده ایشان، قلب او را به یک پسر ۱۳ ساله پیوند زدند. این اولین قلبی بود که در ایران اهدا شد. هنگامی که می‌خواستند قلب رضا را از سینه‌اش در بیاورند، من در بیمارستان شریعتی بودم و همه ما منتظر پیوند بودیم. آن لحظه خیلی آزاردهنده بود و حس عجیب و غریب و متفاوتی داشت. من دائم فکر می‌کردم همه آدم‌ها در بیمارستان و پشت در اتاق عمل منتظر می‌مانند تا دکتر از اتاق خارج شود و بگوید: «حال بیمار خوب است.» اما ما منتظر این بودیم که دکتر بیرون بیاید و بگوید: «جسد را ببرید.» در واقع ما منتظر تحویل گرفتن جسد بودیم. آن زمان فقط قلب را برمی‌داشتند و زیاد در پی پیوند اعضای دیگر نبودند. از همان زمان این دغدغه در من وجود داشت. کسانی که خدای نکرده مرگ مغزی می‌شوند، اگر بتوانند اعضایشان را اهدا کنند، به نظر من بدون شعارهای معمول، زنده هستند. من فکر می‌کنم هر عضوی از بدن زنده‌یاد عسل بدیعی، در بدن هرکسی باشد، خانم بدیعی در بدن او و با او زنده است و حضور دارد. معصومی درباره سختی تصمیم‌گیری برای اهدای عضو می‌گوید: «تصمیم‌گیری با ما نبود و با برادرش بود. شوهر خواهر من تصمیم به اهدای اعضا گرفت و تصمیمشان کاملا درست بود. رضا در اصل از دنیا رفته بود و ما به عنوان همراهان، معتقد بودیم این بهترین تصمیم است. چون ما گیرنده قلب را می‌دیدیم که یک پسربچه ۱۳ ساله کوچک بود که به قلب نیاز داشت. بعدها هم جوان رعنایی شد و این اتفاق، نتیجه همان تصمیم‌گیری درست بود که به یک نفر دیگر، زندگی بخشید. اینکه شما ببینید با یکی از اعضای بدن عزیزی که از دست داده‌اید، به یک نفر دیگر زندگی بخشیده‌اید، شما را راضی می‌کند تا این کار را انجام دهید. کسی که قلب را دریافت کرده، هر سال در سالروز دریافت قلب، به همدان می‌رود و خانواده رضا را که قلبش در سینه اوست می‌بیند. دیگر شبیه عضوی از خانواده آنهاست.» پروانه معصومی، پیوند اعضا را نیازمند فرهنگ‌سازی می‌داند و توضیح می‌دهد: «به نظر من این مساله، نیازمند فرهنگ‌سازی است چون هنوز برای خیلی‌ها گرفتن چنین تصمیمی دشوار است. هنوز آنطور که باید جا نیفتاده و این جا نیفتادن فقط مربوط به ایران نیست بلکه در همه جای جهان، گرفتن چنین تصمیمی برای اهدای اعضای عزیزشان، سخت است اما فکر می‌کنم با اتفاقاتی که پیش می‌آید و با مشارکت رسانه‌ها، هنرمندان و... این روند آسان‌تر می‌شود. ● روایت رضا یزدانی از اهدای عضو زندگی ببخشیم رضا یزدانی، خواننده‌ای که این روزها آلبوم جدیدش با استقبال روبرو شده، در جشن نفس سال گذشته هم چند قطعه موسیقی اجرا کرد. او درباره اهدای عضو، دغدغه‌های چند ساله دارد و درباره آنها توضیح می‌دهد: «چند سالی است که دغدغه این موضوع را دارم اما ۲ سال پیش که دوستان مرا به جشن نفس دعوت کردند تا در خدمتشان باشم و برنامه اجرا کنم، کارت عضویت دریافت کردم. مدت‌ها پیش با خواندن یک مقاله، به مساله اهدای عضو فکر کردم و همان سال‌ها مدام به این فکر می‌کردم که این همه مرگ مغزی در بیمارستان‌ها اتفاق می‌افتد و خانواده‌ها بدون اطلاع از امکان اهدای عضو، عزیزانشان را به خاک می‌سپارند و چقدر خوب خواهد شد اگر پیش از به خاکسپاری عزیزان مرگ مغزی، به امکان زندگی بخشیدن به دیگری فکر و حداقل به این شکل، شادی و آرامش و ثواب را به روح عزیز از دست رفته‌مان هدیه کنیم. به همین دلیل این فکر دائم در حاشیه ذهن من بود و خوشحال شدم که توانستم در جشن خوب نفس کاری انجام دهم.» یزدانی جشن‌هایی شبیه جشن نفس را اثرگذار می‌داند:«این برنامه‌ها خیلی خوب و مثبت هستند چون این ماجرا نیازمند فرهنگ‌سازی است و مهم‌ترین بخش آن حرف زدن درباره پیوند اعضاست. باید کاری کنیم مردم به درک انجام این عمل برسند. هنرمندان و چهره‌های معروف، خیلی خوب می‌توانند در جا انداختن این مساله همکاری کنند چون مردم آنها را دوست دارند و برایشان الگو هستند. همین باعث می‌شود مردم نسبت به این موضوع حساس شوند و به سمت آن بروند. اهدای عضو در جامعه ما هنوز آن طور که باید و شاید جا نیفتاده است و به نظرم راه زیادی تا حل و فصل این مساله باقی مانده که با همین برنامه‌ها می‌توانیم سریع‌تر به آن برسیم.»
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://aftabir.com/index.php/article/show/82587
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید