امروز شنبه 10 مرداد 1405

Saturday 01 August 2026

حال و گذشته و دیوار بلند هرمنوتیک


1401/08/01
کد خبر : 35989
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 87 نفر
«یورگن هابرماس» با روشی انتقادی به سراغ هرمنوتیک می‎رود. او مشروعیت بخشیدن به هر تفهمی را که مبتنی بر شناخت‎های موجود و سنتی بوده است، به‎معنای آن می‎داند که چیزی را که در تفکرمان باید تنها یکی از حالت‎های محقق می‎گرفتیم، به‎عنوان اصلی قطعی می‎پذیریم. هابرماس در انتقاد از «هانس گئورگ گادامر» می‎گوید: «این برداشت که فهم را محصول پیوند افق‎ها بدانیم، نوعی نسبی‎گرایی است و اساسا موجب می‎شود بین فهم درست و نادرست هیچ‎گونه مرزی باقی‎ نماند.» هابرماس این عقیده گادامر و «مارتین هایدگر» را که هر فهمی را جبرا و قهرا و به‎طور تکوینی، متکی به پیش‎فرض‎ها و پیش‎داوری‎ها چه در عرصه وجود و چه در عرصه فرآیند فهم می‎کنند رد می‎کند و می‎گوید: «این‎گونه تفسیرها با آزاداندیشی انسان در نگاه انتقادی به سنت و فرهنگ منافات دارد.» «هیرش» معتقد است: «هرمنوتیک‎ها نتوانسته‎اند فهم گذشته را بدون میانجی‎گری و فرهنگ زمان حال دریابند و نیز، نتوانسته‎اند ارزیابی گذشته را بدون فرهنگ زمان حال انجام دهند. لذا نتیجه می‎گیرد دیوار بلندی در هرمنوتیک بین حال و گذشته وجود دارد.» «امیلیو بتی» معتقد است تمایزی بین ذهن و عین هست، اما در تفکرات و پژوهش‎های هرمنوتیکی چنین تمایزی رعایت نمی‎شود. او در انتقاد از گادامر اضافه می‎کند: «براساس کدام دلیل بایستی به معنای متن و مقصود مؤلف، بی‎توجه باشیم؟» «آپل» استدلال می‎کند که تفهم همواره خالی از اشکال نیست. لذا باید اعتبار آن را سنجید و به‎میزان اعتبارش آن را پذیرفت. همچنین می‎افزاید: «نه هایدگر و نه گادامر برای اثبات نظرات هرمنوتیکی خود، دلایل متقن ارایه نکرده‎اند.» انتقاداتی نیز بر روش‎شناسی هرمنوتیکی وارد است؛ از جمله: - آزمون‎ناپذیری: استناد به همدلی و گذاشتن خود به‎جای دیگری، هرگز ملاک مشخصی تعیین نمی‎کند تا بتوان دریافت که کدام محقق به آن حد فرضی نایل شده است. از این‎رو، روش هرمنوتیک از سنجش با ملاک‎های آزمون‎پذیر، دور می‎ماند. - افراط در درون‎گرایی و نگاه کیفی: توجه بیش از اندازه به کیفیت‎‎گرایی و درون‎گرایی، آن را از تکرارپذیری و قابلیت بررسی توسط دیگران که از خصایص روش‎های علمی است، دور می‎سازد. - تناقضاتی غیرقابل حل: در روش هرمنوتیک، توصیه می‎شود که محقق می‎بایست ارزش‎های انسان‎ها را برای تفهم رفتارشان، بررسی کند؛ ولی باید ارزش‎های خود را کنار بگذارد. این امر، چگونه مقدور است وقتی که محقق برای تفهم معنای رفتار کنش‎گران، باید خود را از یک طرف به‎جای او بگذارد و از طرف دیگر از ارزش‎های خویش خالی شود؟ - عدم آشنایی با علوم مثبت و طبیعی و روش‎های آن‎ها: با شناختی مکفی از روش‎شناسی علوم مثبت و علوم انسانی و اجتماعی، درخواهیم یافت، آن‎چه موجب شده است تا روش‎شناسان هرمنوتیک، موضوع و روش تحقیق را در علوم اجتماعی از علوم طبیعی مجزا و متمایز بدانند، از عدم شناخت‎شان از علوم اجتماعی ناشی نمی‎شد، بلکه آن‎ها از موضوعات و روش‎های به‎کار بسته شده در علم فیزیک و علوم طبیعی، آگاه نبودند و از آن برداشتی تخصصی نداشتند. علی‎رغم انتقادات وارده بر هرمنوتیک، می‎توان از آن در فهم متون مقدسی چون قرآن و کتب حدیثی که باید در جهان اسلام و در بین مسلمانان راهنمای عمل قرار گیرد، بهره گرفت، زیرا: - استفاده از تفسیر و تأویل، سابقه طولانی در علوم اسلامی به‎ویژه در علم تفسیر دارد. تفسیرهای نقلی، عقلی و علمی از قرآن از نمونه‎های استفاده از علم تأویل در علوم اسلامی است. مثال دیگر، در تفاسیر قرآن‎به‎قرآن، شأن نزول آیات برای درک شرایط زمانی و مکانی نزول آیات، جهت پی‎بردن به نیت مؤلف که در این‎جا خداوند متعال است، همانند علم هرمنوتیک جدید، مورد توجه است. بنابر این سابقه طولانی مفید در تفسیر تأویل‎گونه قرآن، باید از آن در تفسیر علوم مقدس دیگر چون حدیث در زندگی امروزین بیشتر بهره گرفت. در حوزه اصل دین، نمی‎توان و نباید چونان نظریه‎پردازان هرمنوتیک، گفت: «هیچ فهم و برداشت ثابتی در باورها و گزاره‎های انسانی و یا دینی وجود ندارد، اما باید پذیرفت که در حوزه‎های غیر از آن، فقدان وجود برداشت ثابت و قطعی از دین وجود دارد و تنها در این حوزه است که می‎توان نسبی بودن فهم هرمنوتیکی را پذیرفت. منظورم این است که نمی‎توان همه برداشت‎های مسلمانان عالم و یا عوام را از دین با اصل دین، یکی دانست. علت این امر، متعدد است؛ از جمله این‎که مسلمانان به‎ویژه عوام مسلمان نمی‎توانند به‎درستی زمینه‎های اجتماعی نزول آیات را به‎درستی دریابند تا از این راه، مقصود واقعی مؤلف را کشف کنند. علی‎رغم آن‎که هرمنوتیک می‎کوشد، مفسر را از تحمیل باورهایش بر متن مورد تفسیر دور کند، ولی همان‎گونه که ریکور گفته است اغلب، عکس آن اتفاق می‎افتد. در حالی‎که به‎عقیده ریکور این مفسر است که باید متن را بر خود تحمیل نماید. همین موضوع در تفسیر کتاب مقدس مسلمانان وجود دارد، تفسیر به‎رأی دقیقا حکایت از همین داستان در دنیای گذشته و فعلی اسلام دارد. در تفسیر به‎رأی، مفسر نظرات خود را بر متن کتاب مقدس تحمیل می‎کند تا نتیجه‎ای که خود مایل به آن است، به دست آید. نتیجه تفسیر به‎رأی همانند تحمیل نظرات مفسران در دیگر حوزه‎های علوم بشری، سازنده نیست.» نکته‎ای که از نکته قبلی به دست می‎آید آن است ‎که هرمنوتیک اغلب مفسرمحور است. یعنی به عرصه‎های تحمیل نظرات مفسر بر متن منجر می‎شود در حالی که باید متن و یا مؤلف‎محور باشد. تنها در این صورت است که مفسر می‎تواند به قصد و نیت مؤلف در یک یا چند متن، پی ببرد. همین موضوع در علوم مقدس هم به چشم می‎آید؛ به‎عنوان مثال یک مجتهد که در پی درک مراد و قصد واقعی گوینده، متون مقدسی چون حدیث را برای استنباط رأی فقهی می‎خواند، گاه نظرات خود را بر آن متون تحمیل می‎کند و نتیجه‎ای که خود می‎خواهد و یا میل به آن دارد را استخراج می‎کند. نمی‎توان در همه‎حال، مفسر را از دخالت دادن پیش‎فرض‎های ذهنی‎اش در فهم متن بازداشت، زیرا برخی از این پیش‎فرض‎ها، مقدمه درک یک متن چون متون مقدس‎ است؛ مثل قواعد ادبی و زبان‎شناختی که مجتهد براساس آن به فهم متون دینی، مبادرت می‎ورزد و بدون آن‎ها، مجتهد قادر به اجتهاد و دریافت نظر خدا در موردی از موارد فقهی نیست. به‎علاوه، برخی از این پیش‎فرض‎ها، کلامی است مانند یگانه بودن خداوند و یا حجیت قرآن که مجتهد نمی‎تواند به آن‎ها در استفاده از آیات قرآن در بحث‎هایی چون اثبات خدا بی‎توجه بماند. نکته دیگر آن است که برخی تعصب‎ها و نظریه‎های افراطی که معتقدند گوهر و ذات دین، دست‎یافتنی نیست، نباید مانع از بهره‎گیری از روش‎های هرمنوتیک در پویاسازی دین گردد. در حالی‎که در دنیای پیچیده امروز و پیچیده‎تر فردا، بدون سودبری از هرمنوتیک در نوسازی دینی، پی‎بردن به نیات واقعی دینی، میسر نیست، نواندیشی دینی به‎عنوان نیاز دنیای جدید اسلام بر پایه ضرورت کاربست روش‎های نوینی چون هرمنوتیک در خرافه‎زدایی از دین از نیازهای اجتناب‎ناپذیر امروزین است. باید توجه داشت که اغلب برداشت‎های مختلفی که از یک یا چند آیه و حدیث و یا از یک یا چند واقعه تاریخی به‎شیوه هرمنوتیکی چه از سوی نخبگان و چه از سوی عوام مسلمانان صورت می‎گیرد، در طول هم‎اند، اما گاه برداشت‎های هرمنوتیکی از آیات، احادیث و حوادث، به‎دلایل مختلف از جمله درجه و میزان نزدیک شدن مفسر به قصد و نیت مؤلف و گوینده، در تعارض با هم قرار می‎گیرند. نتایجی که از کندوکاوهای هرمنوتیکی متون مقدس به‎دست می‎آید، ثابت می‎کند که دین برای اداره جامعه آمده است. در واقع، هرمنوتیک، کارآیی دین را در اداره جامعه اثبات می‎کند. یکی از بحث‎هایی که در مورد هرمنوتیک مطرح می‎شود، پیوند خوردن آن با سنت است. در این‎باره، «دیوید تریسی» دیدگاه هرمنوتیکی به‎ویژه دیدگاه گادامر را نقد و تکمیل می‎کند. او با نقد هابرماس درباره گادامر تا حدی موافق است و می‎گوید که خوش‎بینی بیش از حد گادامر به سنت، نمی‎تواند پذیرفته شود و این امر، سبب خطرهایی می‎شود. این در حالی است که بدون فهم گذشته نمی‎توان امروز و فردا را فهمید و مدیریت کرد. البته هر گذشته و سنتی از ظرفیت‎سازی رشد‎دهندگی برخوردار نیست. درواقع، سنت را باید یک صندوق ذخیره دید که می‎توان در صورت برداشت‎های حساب شده از آن، به رفع ابهامات و مشکلات اجتماعی کمک کرد. نتیجه این‎که تکثر در قرائت‎ها و تعدد برداشت‎های دینی و تاریخی، همواره و به‎ویژه در دنیای پر فراز و نشیب امروز و فردا، اجتناب‎ناپذیر است و آن‎چه گادامر، هایدگر، ریکور، دیلتای و مانند آن‎ها در روش و ره‎یافت تفسیری یا هرمنوتیکی گفته‎اند اثبات همین اجتناب‎ناپذیری است، اما بی‎شک مانند اغلب آنان باید روش‎های هرمنوتیکی و ره‎یافت‎های تفسیری را ضابطه‎مند و معقول نمود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://aftabir.com/index.php/article/show/35989
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید