امروز چهارشنبه 07 مرداد 1405

Wednesday 29 July 2026

ترجمه کتاب درس های نبرد ایران و عراق اثر آنتونی کردزمن (بخش نهم)


1401/08/01
کد خبر : 33303
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 39 نفر
● گسترش جنگ نفتکشها در خلیج و پیوستن ناوگان دریایی غرب؛ فرسایش تدریجی قوای زمینی و هوایی و تحلیل رفتن آنها(مارس تا دسامبر ۱۹۷۸) ۹) اهمیت فزایندۀ جنگ در دریا: درحالی که درگیریها در اطراف بصره در تعیین سرنوشت و روند حرکت نیروهای زمینی بسیار حساس و مهم بود، پیشرفتهای نظامی در خلیج ، جنگ را وارد مرحلۀ جدیدی می کرد. در ماه ژانویه ۱۹۸۷ خلیج ، شاهد بیشترین میزان درگیریها و حملات از سوی نیروهای ایرانی و عراقی نسبت به ماههای قبل بود. نیروهای عراقی به جزیرۀ خارک، تأسیسات نفتی جزیرۀ سیری، مخازن سوخت و تأسیسات نفتی ایران حمله کردند. این حملات گرچه باعث توقف جریان صادرات نفت ایران نشد، اما این کشور مجبور شد برای خرید ۱۵ مخزن ذخیرۀ نفت هیات هایی به یونان، لندن و نروژ اعزام نماید. هواپیماهای عراقی به حملات خود به میدانهای نفتی ایران دادند. در ماه مارس میدانهای نفتی اردشیر، سیروس و نوروز را هدف قرار دادند. همچنین این هواپیماها کشتی هایی را که به سمت سیری در حرکت بودند ،مورد حمله قرار می دادند. با این وجود عراق نتوانست به پیروزی خاصی دست یابد و صادرات نفت ایران همچنان حفظ شد. ۹-۱) تلاش ایران برای دستیابی به استراتژی های نو در جنگ نفتکشها: در جنگ نفتکشها، این ایران بود که نقش محوری داشت و تغییراتی را در روند آن ایجاد می کرد. حملات نیروهای عراقی به کشتیهای عبوری در آبهای ایران، این کشور را بر آن داشت تا ازحملات ایذایی به کشتی های در حال حرکت به سوی کشورهای همسایه عراق نظیر کویت و عربستان فراتر رود و آنها را هدف قرار دهد. طی این حملات، ایران با مشکلاتی جدی مواجه شد. ایران قادر به اعزام تمامی نیروهای هوایی خود نبود. نیروی هوایی ایران تنها در حدود ۶۳ تا ۹۰ جنگندۀ عملیاتی داشت که شامل ۲۰ تا ۳۵ فرونداف۴، ۳۰ تا ۴۵ فرونداف۵ و ۷ تا ۱۲ فرونداف۱۴ بود. بیشتر این جنگنده ها قادر به انجام تعداد پروازهای محدودی بودند و اکثر آنها فاقد سیستمهای ارتباطی و الکترونیکی قابل استفاده بودند. درحالی که با رسیدن لوازم یدکی از منابع ناشناس، هواپیماهای اف۴ایران ارتقاء یافتند و به آمادگی بالاتری رسیدند اما هیچ کدام از اف۱۴های این کشور قادر به استفاده از موشکهای فونیکس خود نبودند و تنها تعداد اندکی از آنها مجهز به رادارهای قابل استفاده بودند. گرچه گزارشها حاکی از این بود که ایران ۵۰ فروند از هواپیماهای میگ ۱۹ و میگ۲۱ چینی و کره ای سفارش داده و تحویل گرفته، اما هیچ یک از آنها در این نبردها مشاهده نشد. علاوه براین، ایران در استفاده منظم از بیشتر ناوگان دریایی خود، با مشکلات جدی روبرو بود. این کشور طی تحولات صورت گرفته در زمان انقلاب و پاکسازی های انجام شده، بسیاری از نیروهای متخصص و زبده در نگهداری، تعمیر و پشتیبانی ناوگان دریایی خود را از دست داده بود. در همین شرایط، به تعدادی از ناوگان دریایی ایران از قبیل ۲ ناو جنگی، ۲ ناوچه مدل سام و ۱ رزم ناو آمریکایی خسارات عمده ای وارد شده بود. منهدم شدن ۲ ناوچۀ مین یاب، ۲ فروند قایق گشت زنی مدل کمان و تخریب کلی دو فروند دیگر از این قایقها، از دیگرخساراتی بود که در این شرایط به نیروی دریایی ارتش ایران وارد شد. ایران نه تنها قادر به خرید کشتیهای جنگی جدید برای جایگزینی ناوگان خود نبود،بلکه در نگهداری و حفظ سیستم رادار و تجهیزات کشتی های باقیمانده نیز مشکلات فراوانی داشت و با کمبود جدی موشکهای ضد هوایی و ضد دریایی مواجه بود. بسیاری از رادارها و سیستم های الکترونیکی ایران دیگرعملیاتی نبودند؛ تجهیزاتی چون: رادارهای شکارچی دریایی SPG-۳۴، سیستمهای کنترل آتش مارک ۳۱، ۵۱ و ۶۱، رادارهای تاکتیکی و کنترل آتش WM-۲۸ ، رادارهای جستجوگر AWS-۱ و SPS-۶ که بر روی ناوهای جنگی این کشور نصب بودند. ایران از نظر ذخیرۀ مهمات کلیدی چون ضد هوایی RIM-۶۶ و ضد شناورهای RGM-۸۴ نیز با کمبود مواجه بود. بعلاوه بیشتر موشکهای آنها پیش از سقوط شاه تحویل این کشور شده بود و از زمان مفید استفادۀ آنها گذشته بود و دیگر به قطعات و خدمات کشورهای غربی نیز دسترسی نداشتند. با ا ین حال ایران قادر بود بسیاری ازشناورهای جنگندۀ مدل سام را- که ساخت انگلیس بود- بکار گیرد. بعلاوه ایران در حدود ۷ فروند بالگرد AB-۲۱۲ به همراه ده ها موشک MK۲ و AS-۱۲ را حفظ و بازیابی کرده بود که در حملات ناگهانی بر ضد مخازن سوخت، نفتکشها، میدانهای نفتی و ناوهای آمریکایی میتوانست مورد استفاده قرار گیرد. نیروی دریایی ایران همچنین دو فروند هواپیمای مستقل PF-۳ با موتور جت داشت که برای گشت زنی و پشتیبانی مورد استفاده قرار می گرفت. این هواپیماها فاقد سیستم رادار و حس گرهای قابل استفاده بودند، اما برای عملیات شناسایی موقعیت میتوانست مورد استفاده قرار گیرد. ۷ فروند بالگرد SH-۳D ASW،دو فروند بالگرد مین-گذارRH-۵۳D،هواپیماهای هرکولس سی۱۳۰ و ۴ فروند فوکر ۴۰۰ برای گشت زنی و عملیات مین گذاری، از دیگر تجهیزات قابل توجه ایران به شمار میرفت. ایران با استفاده از باقیماندۀ نیروی دریایی خود اقدام به حمله به ناوهای باربری، نفتکشهای خلیج و انجام عملیاتهای شبانه میکرد. در بیشتر موارد، موشکهای ایران، موشکهای ساخت ایتالیا موسوم به سی کیلربودند. این موشک ها برای اولین بار در سال ۱۹۸۴ در جنگ مورد استفاده قرار گرفت و پیش از سقوط شاه به ایران فروخته شده بود. موشکی نسبتا سبک به طول یک متر و قطر ۲۶ سانتی متر به وزن تقریبی ۳۰۰ کیلو، با کلاهک جنگی ۷۰ کیلویی ضد زره – ثاقب – با قدرت انفجاری بسیار بالا. موشک هوا به سطح با برد حداقل ۶ و حداکثر ۲۵ کیلومتر که در محیطهای پر ترافیک، قابلیت هدایت رادیویی نیز دارد. در طول مدت حملات ایران وعراق به کشتیهای باربری، تعداد کمی غرق شده و یا به شدت آسیب دیدند. اما از ابتدای ماه ژانویه تا اوایل فوریه، به ۱۶ کشتی آسیب وارد شد که تعداد کشتیهای آسیب دیده از ابتدای جنگ را به ۲۸۴ فروند افزایش داد. در اوایل ماه مارس و طی یک عملیات، موشک سی کیلر ثابت کرد که می تواند خسارات فاجعه آمیزی برجای بگذارد. این موشک با هدف قرار دادن نفتکش ۱۰۰۰ تنی صدرای عراق، آن را به جهنمی مبدّل ساخت و دست کم ۷ نفر از خدمۀ کشتی کشته شدند. در نتیجه، نیروهای دریایی روسیه و کشورهای غربی وارد عمل شدند. روسیه با ارسال ناو مجهز به موشک کریواک، کشتیهای حامل سلاح خود را که از تنگۀ هرمز به سمت عراق در حرکت بودند، اسکورت می کرد. این دومین ناو جنگی روسیه بود که از سال ۱۹۸۲ وارد خلیج شده بود - ناو اول زمانی اعزام شد که ایران درسپتامبر۱۹۸۶دو کشتی روسیه را توقیف کرد - و پیغام روشنی به ایران،عراق و کشورهای حاشیه خلیج بود که روسیه از کشتیهای خود محافظت خواهد کرد. آمریکا هم نیروهای خود در اقیانوس هند را افزایش داد و ناو ۸۵۰۰۰ تنی سیتی هاوک و یازده کشتی اسکورت را راهی منطقه کرد. آمریکا ناو هواپیما بر خود را در شرق بندر مسیره در سواحل عمان مستقر کرد. بریتانیا و فرانسه هم تحرکات دریایی خود را افزایش دادند و اسکادران بریتانیا مستقر در اقیانوس هند، از آن پس حضور فعالتری در خلیج داشت. ۹-۲) استقرار سامانۀ موشکی کرم ابریشم ایران: تحرکات نیروها و ناوهای آمریکایی در خلیج تنها پاسخ به استفادۀ ایران از موشکهای سی کیلر نبود، بلکه آمریکا مطلع شده بود که ایران پایگاه زمینی بزرگی در نزدیکی تنگۀ هرمز بنا کرده و موشکهای ضدناو و ضد کشتی خود را در آن مستقر ساخته است و دست کم یک فروند آن را اواخر ماه فوریه در نزدیکی جزیرۀ قشم آزمایش کرده است. این سیستم جدید از خانوادۀ سامانۀ موشکهای چین بود؛ مدل چینی موشکهای CSS-N-۲ روسیه که چین در تابستان ۱۹۸۶ به ایران تحویل داد. این سامانۀ موشکی موسوم به کرم ابریشم بود و در دو حالت ثابت و متحرک استقرار می یافت. اما ایران آن را با تلفیقی از ثابت و متحرک مستقر کرد و تجهیزات متحرک و ثابت آنرا توأمان بکار گرفت. در این شکل از استقرار، بخش پرتابگر سامانه، حالت متحرک داشت تا قابل تشخیص دقیق و ردیابی رادارها و موقعیت یابها نباشد. این وضعیت باعث میشد تا موشکها و سامانه های پرتاب آن در موقعیتهای مختلفی نگه داشته شوند و ضریب ایمنی آنها بالاتر رود و در صورت نیاز به داخل پایگاه منتقل شوند. هر سامانۀ پرتاب از ۲ موشک انداز و ۴ موشک تشکیل می شد. موشکهای کرم ابریشم ساخت چین ساختار پیچیده ای نداشت و به مدت ۲۰ سال بر روی کشتیهای چینی قرار داشت. طول این موشک ۵/۶ متر و قطر آن ۷۵ سانتی متر بود و وزنی بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ کیلوگرم داشت. کلاهک جنگی آن نیز ۵۰۰ کیلوگرم وزن داشت که ۷ برابر وزن کلاهک جنگی موشک سی کیلر بود. برد متوسط آن ۹۵ کیلومتر بوده و قابلیت هدایت از راه دور را نیز داشت. درحالی که سلاح های ضد کشتی بندرت قدرت تهاجمی قابل توجهی به ایران میبخشید، اما ترکیب موشکهای سی کیلر و کرم ابریشم قدرت و قابلیت ویژه ای به ایران بخشید تا به کشتیهای باری و نفتکشهای خلیج حمله کرده و بیش از آنکه به آنها خسارت وارد نمایند، آنها را به اعماق خلیج می فرستادند. افزایش تهدیدات موشکی کشتیهای شناور در خلیج از سوی ایران، بسیار بیشتر از تهدیداتی بود که نیروی دریایی و هوایی این کشور ایجاد می کردند. آنها مسلح شده بودند تا به کشتیهای کشورهای ثالث که از آبهای بین المللی عبور میکردند، حمله کنند. این بدان معنا بود که ایران تصمیم داشت کشتی های بین المللی را که به سمت کشورهای جنوب خلیج در حرکت بودند، تهدید کرده و یا مورد حمله قرار دهد. در این میان تهدیدات بوجود آمده برای کویت بسیار مهم و حساس بود. کویت تقریبا منابع نفتی برابر با مجموع منابع ایران و عراق دارد. ذخیرۀ نفتی بیش از ۱۰۰میلیارد بشکه یا ۱۳ درصد از منابع نفت جهان که آمریکا از این میزان ،تنها ۹/۳ درصد را در اختیار دارد و بیش از ۱۰۰میلیارد دلار در صنعت نفت کویت سرمایه گذاری کرده است. ۹-۳) تصمیم کویت برای تغییر پرچم نفتکشهای این کشور: در ۱۳ ژانویه ۱۹۸۷ کویت از سفارت آمریکا درخواست کرد که در برابر تغییر پرچم نفتکشهای این کشور به پرچم آمریکا، ناوگان دریایی آمریکا ازاین کشتی ها حفاظت کنند. کویتیها اعلام کردند پیشنهاد مشابهی را به روسیه هم داده اند. کویتیها بسیار نگران بوند و در برابر تهدیدات زمینی و هوایی و حملات ایران به نفتکشهای با پرچم کویت، بدنبال نیروی خارجی برای حفاظت از نفتکش هایشان بودند. اگرچه جنگ نفتکشها بسیار مهم و جدی بود، اما تنها بخش بسیار کوچکی از ۱۶۸ تا ۱۹۶ نفتکشی را که در هر ماه از خلیج عبور می کردند، تحت تأثیر خود قرار می داد. حرکت نفتکشها به کویت حداقل به ۱ فروند در هر روز و حداکثر به ۸۰ فروند در ماه می رسید. در ابتدای سال ۱۹۸۷ تنها ۷ کشتی از ۲۸۴ کشتی با پرچم کویت مورد حمله قرار گرفتند. در ۳۴ حمله ای که ایران از کریسمس۱۹۸۵ تا سپتامبر ۱۹۸۶ داشت، هیچ کشتی با پرچم کویت هدف قرار نگرفت. کویت بدلیل اجازه دادن به عراق برای استفاده از بندر الشعیب در انتقال تجهیزات نظامی روسیه به این کشور، تحت فشارهای سیاسی ایران قرار داشت که روز به روز بر آن افزوده می شد. کویت با اجازه دادن به هواپیماهای عراق برای استفاده از مرزهای هوایی این کشور در حمله به ایران و سواحل جنوبی خلیج ، خطر حملۀ ایران را به کشتیهای خود و سایر کشتی هایی که به سمت کویت در حرکت بودند ،بسیار افزایش می داد. همچنین اینگونه به نظر می رسید که کویت به نیروی دریایی عراق اجازه داده تا از آبراه السبیه بین کویت و جزیرۀ بوبیان برای انتقال کشتی های کوچک خود استفاده کند و بعلاوه بالگردهای عراقی هم از مرزهای هوایی کویت بهره می بردند. چهار عامل باعث می شد تا دولت ریگان از پیشنهاد تغییر پرچم حمایت کند.اولین عامل این بود که ایالات متحده متوجه این مسئله شده بود که روسیه نیز با پیشنهاد مشابهی موافقت کرده است واکنون کویت پیشنهاد کرده بود که ایالات متحده و روسیه بطور مشترک از ۱۱ نفتکش کویت حفاظت کنند. ( ۵ نفتکش تحت مراقبت روسیه و ۶ فروند تحت حفاظت نیروهای آمریکایی ) عامل دوم نیاز آمریکا به تقویت حضور و نفوذ خود در منطقه بود که پس از سقوط شاه و بروز مشکل در فروش سلاح به کشورهای حاشیه خلیج و خروج نیروهایش از لبنان، با تزلزل روبرو شده بود. عامل سوم استقرار موشکهای کرم ابریشم ایران و تشکیل شاخه ای جدید در سپاه پاسداران این کشور برای عملیات دریایی بود. و در نهایت دولت ریگان به این نتیجه رسیده بود که ایران پیش از این به کشتیهای تحت پرچم قدرتهای بزرگ ،حمله نکرده است و اکنون نیز حمله آنها به کشتیهای حامل پرچم آمریکا بعید خواهد بود و همچنین ایران توان دریایی و هوایی کافی برای نبرد با نیروی دریایی آمریکا را نخواهد داشت. در راه عملی کردن این تصمیم، دولت ریگان خطایی مرتکب شد که درس مهمی برای تمام برنامه ریزان و طراحان نظامی بود. در این تصمیم گیری تمام منافع آمریکا در نظر گرفته شده بود و قصد ونیّات دشمن نیز در سطوح سیاسی بررسی شده بود، اما قابلیتها و تواناییهای دشمن و تحلیل کاملی از آنها در سطح تخصصی تر صورت نگرفته بود. دولت ریگان برای تصمیم گیری در مورد تغییر پرچم، پروسۀ داخلی برای بررسی جوانب مختلف موضوع را طی نکرد. در واقع، فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح، فرمانده نیروی دریایی و اکثر دولتمردان ریگان در امور خلیج ، هیچگاه در مورد جزئیات طرح گفتگو و مشورتی انجام ندادند. وزارت دفاع آمریکا طرح عملیات احتمالی برای حمله به موشکهای کرم ابریشم را آماده کرده بود، اما طرحی برای استقرار نیروهایی که توان مقابله با تهدیدات احتمالی علیه آمریکا را داشته باشند ،تدارک ندیده بود و پیش بینی نکرده بود که استقرار نیروهای عملیاتی از خلیج عمان تا بنادر کویت، قطعاً میتواند تهدیداتی جدی به همراه داشته باشد. دولت ریگان بدلیل اینکه خطرات احتمالی موجود را دست کم گرفته بود، همچنین به واکنش احتمالی کنگرۀ آمریکا در صورتی که طرح تغییر پرچم منجر به درگیری شود، توجه نکرده بود و تهدیدات بی شماری که ایران می توانست برای کشورهای جنوب خلیج ایجاد کند، از چشم آنها دور ماند. روز ۷ مارس، آمریکا به کویت اعلام کرد که نیروهای این کشور از هر ۱۱نفتکش کویتی حفاظت خواهند کرد و در ۱۰ مارس کویت بطور موقتی و آزمایشی، این پیشنهاد را پذیرفت. کویت و آمریکا ۲ آوریل ۱۹۸۷ قرارداد تغییر پرچم نفتکشها را رسما امضا کردند. پس از آن کویت همواره تأکید کرد که این کشور نفت کشهای روسی را اجاره کرده است. این عمل در واقع به کلّ فعالیتهای نفتکشها و اسکورت آنها ،وجهه ای بین المللی می داد و موجب خنثی سازی مشکلات منطقه ای و داخلی ناشی از حمایتهای آمریکا می شد. کویت نیز همانند آمریکا،خطرات احتمالی تغییر پرچم نفتکشها را دست کم گرفته بود. کویت احساس می کرد که ایران هرگزبا ائتلاف دفاعی روسیه و آمریکا وارد درگیری نخواهد شد و از این پس، حمایتهای ضمنی آمریکا و روسیه را برای دفاع از آنها در برابر حملات ایران ، به همراه خواهد داشت. به نظر نمی رسید که کویتی ها به این نکته توجه کرده باشند که در این شرایط ایران برای از سرگیری روابط با روسیه تلاش خواهد کرد و یا با آمریکا (همانگونه که در بحران گروگانها و مداخلۀ این کشور در لبنان روبرو شد ) این بار نیز به مقابله بپردازد. در ماههای فوریه و مارس، ایران به حملات خود و پیشروی در بصره ادامه داد. رهبران ایران به مشورت های خود دربارۀ حملۀ نهایی ادامه دادند، اما نیروهای ایرانی عملاً جز حملات محدودی در شمال و راه اندازی جنگی فرسایشی در جنوب، کاری انجام ندادند. در مقابل، عراق موقعیت دفاعی ثابتی برروی زمین داشت و نیروهای هوایی خود را برای هدف قرار دادن نیروهای زمینی ایران، اهداف نفتی و شهرهای این کشور متمرکز کرده بود. عراق تا اواسط ماه فوریه، به حملات هوایی خود به ۱۳ شهر بزرگ غرب ایران ادامه داد. همچنین هواپیماهای عراقی به حملات خود به تهران نیز ادامه دادند که پس از حملات آنها در ۱۹۸۵ که ۳۰ بار تهران را بمباران کرده بودند، بی سابقه به نظر می رسید. در برابر این حملات، ایران پاسخ چندانی نمی توانست بدهد. در واقع، یکی از افسران برکنار شدۀ نیروی هوایی ایران ادعا کرده بود که تنها یک سوم از ۶۵ فروند اف۴ و ۱۰۰ فروند بالگرد این کشور،همچنان عملیاتی می باشند. تنها کاری که ایران میت وانست انجام دهد، پرتاب چند موشک اسکاد به سمت بغداد و درخواست از مردم برای خالی کردن این شهر بود. این مطلب از میزان تلفات هر دو طرف نیز کاملا مشخص بود. ایران اعلام کرد که حملات هوایی عراق به این کشور ۳۰۰۰ کشته و ۹۰۰۰ مجروح برجای گذاشته و از ۹ ژانویه، ۳۵ شهر این کشور مورد حمله قرار گرفته است. عراق نیز گزارش داد که از ۹ ژانویه ۱۱ حمله موشکی به بغداد صورت گرفته و تعدادی دیگر از شهرهای عراق نیز بمباران شده که در این حملات تنها ۳۰۰ نفر کشته و در حدود ۱۰۰۰ نفر زخمی شده اند. توانایی پدافند هوایی ایران نسبتاً محدود بود. حرکت کشتیهای آمریکایی و اسرائیلی به سوی ایران و انتقال تجهیزات موشکهای هاوک، توانایی عراق در حمله به خارک، سیری، لارک، پلها و شاهراههای ارتباطی مواضع ایران در فاو و بصره را کاهش می داد. ایران نیز با استفاده از موشکهای SA-۲ که ازچین خریداری کرده بود وهمچنین موشکهای سطح به هوای لیزری که بطور غیرقانونی از سوئد وارد کرده بود، تلفات سنگینی به نیروهای عراقی وارد ساخت. بسیاری از پایگاههای راداری و موشک انداز سام ایران دیگر قادر به انجام عملیات نبودند و عملاًاز کار افتاده بودند. حملات هوایی به شهرها در ۱۸ فوریه ۱۹۸۷ موقتاً خاتمه یافت ( اگرچه هر دو طرف روز ۲۲ فوریه مدعی شدندکه طرف مقابل آتش بس را نقض کرده است) و این آتش بس تا ماه آوریل ادامه یافت. دلایل این آتش بس هنوز کاملاً مشخص نیست. عراق مدعی شده بود که مسعود رجوی از صدام حسین خواست تا حمله به شهرها متوقف شود. زیرا وی بر این عقیده بود که در این حملات تنها مردم عادی که در بین آنها مخالفان انقلاب هم هستند، آسیب می بینند نه رهبران و دولت ایران. با این وجود به نظر می رسد علت اصلی هم تصمیم دولت آیت ا... خمینی برای توقف حملات توپخانه ای به بصره و هم افزایش تلفات نیروی هوایی عراق بود. عراق پس از ۱۸ فوریه نه تنها حمله به شهرهای ایران را متوقف کرد، بلکه پشتیبانی هوایی از نیروی زمینی خود را نیز کاهش داد. تلفاتی که تا آن زمان عراقی ها به آن اعتراف کردند، از بین رفتن حداقل ۵ درصد از نیروهایشان بود؛ و بر اساس منابع ایرانی این رقم در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد اعلام شده بود. نکتۀ حائز اهمیت این بود که بیشتر این تلفات از بین کادر خلبانان زبده و سطح بالای عراق بود که هزینۀ سنگینی برای آنها به شمار میرفت. در حالی که روسیه موافقت کرد تا هواپیماهای از دست رفته را جایگزین کند، ا ما از دست دادن خلبانان با تجربۀ عراقی ، شرایطی بحرانی را برای نیروی هوایی این کشور رقم زده بود. حتی اگر تعداد اندک خلبانان خارجی استخدام شده را هم در نظر بگیریم، عراق تنها برای ۱۵ تا ۲۵ درصد از هواپیماهای خود خلبان باتجربه و کارآزموده در اختیار داشت و از همین تعداد هم، تنها اندکی از آنها در سطح استانداردهای بین المللی بودند. عراق قادر به پرداخت هزینه های غیر قابل بازگشت این جنگ نظیر خلبانان زبدۀ و هواپیماهای ۱۵ تا ۲۵ میلیون دلاری خود نبود.ارزش خساراتی که عراق در هر حمله به اهداف ایرانی وارد می ساخت ،بسیار کمتر از هزینۀ هواپیماها و آسیبهای احتمالی بوده و تأثیر تاکتیکی - استراتژیکی این حملات بر نیروهای ایرانی، بسیار ناچیز بود. ۹-۴) نبرد برای گسترش نفوذ در خلیج : ایران راههای دیگری را برای حمله به عراق پیدا می کند. ایران با افزایش فشارهایش به کویت برای توقف حمایت از عراق و حمله به تأسیسات نفتی ایران از سوی عراق، مسیر جدیدی را در پیش گرفت. شیعیان کویت هم با آغاز دور جدیدی از اعتراضات خود، فشار بیشتری به دولت این کشور وارد می کردند. این فشارها به حدی رسید که دولت کویت با شهروندان شیعۀ خود دچار مشکل شده بود و دیگر نمی توانست تمامی مشکلات بوجود آمده را به عوامل خارجی نسبت دهد. دولت کویت اذعان کرد که ۲۵ کویتی شیعه را به بهانۀ تروریسم بازداشت کرده است. دولت این کشور نیز ۱ وزیر شیعۀ کابینه و ۲۵ کارمند شیعۀ در مشاغل مهم صنعت نفت را از کار برکنار کرد. تهدید به خرابکاری در کویت زمانی اوج گرفت که در ۲۲ می، یکی از مخازن پروپان در پالایشگاه الاحمدی شهر فحاحیل طعمۀ حریق شد و به مدت ۳ روز در آتش سوخت. این عملیات، دومین عملیات خرابکارانه طی یکسال گذشته با هدف انهدام پالایشگاه الاحمدی بود. این عملیات بگونه ای طراحی شده بود که ۴۵۰ هزار بشکه پروپان و بوتان منفجر شود و تمامی تأسیسات پالایشگاه و حتی بخش هایی از شهر را نیز در بر بگیرد. مهمتر از آن، ایران استقرار ۲ تا ۴ سکوی پرتاب موشکهای کرم ابریشم را در نزدیکی تنگۀ هرمز به پایان رساند. تا اواسط آوریل ۱۹۸۷، ایران دست کم ۱۲ سکوی پرتاب موشک به همراه ۲۰ موشک آمادۀ شلیک و ۲۸ موشک ذخیره را در منطقه مستقر کرده بود. تنها مشکل ایران در استقرار این سامانه ها ،کمبود قطعات اصلی و حساس بود که این عملیات را با تأخیر مواجه می ساخت. یکی از این سکوهای پرتاب از جزیرۀ قشم در تنگۀ هرمز، به پایگاه نیروی دریایی ایران در بندر عباس منتقل شد تا پدافند هوایی را در این قسمت شکل دهد. در حالی که برد این موشکها با دقت مناسب و بار معمولی در حدود ۶۴ کیلومتر بود، با دقت کمتر و بار انفجاری سبکتر برد آنها به ۷۵ کیلومتر افزایش می یافت. ایران ساخت یک پایگاه توپخانه ای دیگر را در قسمت جنوبی شبه جزیرۀ فاو آغاز کرد. این پایگاه به ایران این امکان را می داد تا شهرها و بنادر کویت را هدف قرار دهد و قدرت ایران را برای فشار بیشتر به کویت افزایش می داد. ۹-۵- درگیریهای زمینی جزئی در اواسط سال ۱۹۸۷: علی رغم عقب نشینی و بازگشت ایرانی ها به مواضع شان پس از عملیات کربلا، ایران عملیات دیگری را با نام کربلای ۱۰ در اواسط آوریل در شمال عراق آغاز کرد. پیش از آغاز این عملیات، ایران از تهاجمات متعدد کردهای بارزانی حامی ایران حمایت کرده بود. ایران مدعی شد که در ۱۸ آوریل، گردان های ایرانی به همراه کردهای عراقی، ۱۵۰۰ نظامی عراقی را کشته، ۲۰ روستا را تحت کنترل خود قرار داده و ۱۰ بلندی کلیدی منطقۀ سلیمانیه را تصرف کرده است. عملیات کربلای ۱۰ هجومی ۳ جانبه و به شکل یک چنگال بود. این عملیات در مناطق کوهستانی جنوب غربی بانه و شمال شرقی سلیمانیه عراق پایه ریزی شد و به نظر می رسید که هدف اولیه آن اشغال ارتفاعات و جاده های بین مائوت و چاوارتا باشد. در حالیکه مائوت چیزی جز روستایی کوچک نبود، اما یکی از پایگاههای دفاعی اصلی عراق در مناطق مرزی بود که دور تا دور آن مین گذاری شده بود و انبارهای مهمات فراوانی در آن وجود داشت. چاوارتا مرکز اصلی و راه اصلی به سوی سلیمانیه بود و جمعیت قابل توجهی هم داشت. عملیات شب جمعه، ۲۳ آوریل ۱۹۸۷ آغاز شد و نیروهای عراقی آمادگی و هوشیاری لازم را نداشتند. اواخر آوریل ایران مدعی شد که کنترل ۱۱ شهر و روستا و ۳۱۰ کیلومتر مربع را دست گرفته و ۴۰۰۰ نفر را کشته و ۳۵۰ نفر را نیز اسیر کرده است که یک فرمانده عراقی نیز در بین آنها می باشد. عراق نیز مدعی شد که حملۀ ۲ گردان از نیروهای ایرانی را دفع کرده است و ۱۵۰۰ نفر تلفات به آنها تحمیل کرده و ۶۶ دستگاه خودرو و نفربر را نیز منهدم کرده است. ایران به منطقه ای حمله می کرد که ماهها پیروزی هم در آن منطقه، یک برتری استراتژیک را نصیب ایران نمی کرد. در حقیقت عوارض طبیعی منطقه بگونه ای بود که براحتی می توانستند در آن پیشروی کنند و کسی نیز مانع آنها نمی شد. دولت ایران نیز به سادگی عملیات خود در شمال عراق را ادامه می داد تا پیروزی هایی پیاپی را به مردم ایران نشان دهند و حتی باعث می شد که رفسنجانی با ادامۀ عملیات، فداکاری همه جانبه خود را نسبت به جنگ ثابت کند و فشارها و اهرمهای سیاسی بر آقای منتظری را حفظ نماید. ایران فشار حملات خود راد منطقه ای متمرکز کرده بود که می توانست از عداوت کردهای عراقی با دولت این کشور، بیشترین بهره را ببرد و عراق را مجبور سازد تا نیروهایش را به این منطقه معطوف سازد و با کمترین تلفات نسبت به نیروهای عراقی، پیروزیهای اندکی را بدست آورد و تدریجاً نیروی دفاعی عراق را از پای درآورد. البته با احتمال قطع به یقین،آنان به اهداف خود از این حملات دست نیافتند. ۹-۶) حمله به کشتیهای آمریکا و روسیه: در بهار ۱۹۸۷، بیشترین تحولات و پیشرفتها در خلیج صورت گرفت. تلاش ایران برای مقابله با توانایی عراق در تسلط یافتن به جنگ نفتکشها، اقدامات کویت در تغییر پرچم نفتکش ها، مبحران خلیج و کشتیهای منطقه را به مسئله ای بین المللی مبدل ساخت. این مسئله با مقابله و رویارویی ایران و روسیه آغاز شد ،اما اندکی پس از آن، تحت الشعاع تقابل بسیار جدی ایران و آمریکا قرار گرفت. در آوریل ۱۹۸۷، ایران به توافقات روسیه و کویت در مورد اسکورت ۳ نفتکش استیجاری این کشور ،واکنش های شدیدتری نشان داد. ۱۵ آوریل ،ایران هشدار داد که نفتکشهای روسیه که تحت اجارۀ کویت در آمده اند ،می توانند وضعیت بسیار خطرناکی برای منطقه بوجود آورند. ۴ روز بعد - ۱۹ آوریل - و در پی دیدار ولادمیر پتروفسکی، معاون وزیر امور خارجه روسیه با مقامات کویتی، ایران به روسیه هشدار داد که خلیج می تواند به افغانستان دوم برای این کشور تبدیل شود.آقای رفسنجانی نیز روز ۲۰ آوریل هشدار مشابهی به آمریکا داد. روز بعد، ماموران اطلاعاتی آمریکا اعلام کردند که ایران موشکهای کرم ابریشم خود را در فاو مستقر کرده است. اما در این موقعیت، تهدیدات ایران بیشتر از طرف نیروی دریایی سپاه پاسداران این کشور بود که به تازگی سازمان یافته بود نه از جانب موشکهای مستقر در فاو. آنگونه که پیش از این نیز احساس می شد، ایران در پی ریزی و هدایت جنگ نفتکشها با عراق با مشکلاتی جدی روبرو بود. بر خلاف عراق،این کشور مجبور بود به کشتی های کشورهای ثالث نیز حمله کند. چرا که هیچ کشتی عراقی ای در خلیج وجود نداشت. این شرایط خطر اقدامات تلافی جویانه از سوی ناوگان کشورهای غربی و کشورهای جنوبی خلیج را نیز افزایش می داد. البته خطری که از جانب کشورهای جنوبی خلیج ، ایران را تهدید می کرد،آنچنان قابل توجه نبود. ایران با وجود تلفات سنگین وارد شده به ناوگان دریایی اش، توان مقابله با تهدیدات این کشورها را داشت. پدافند دریایی و ناوشکن انگلیسی آرتمیز و ناوشکنهای آمریکایی ببر و پلنگ که در اختیار ایران بود ،دیگر عملیاتی نبودند. اما با این وجود، ایران ۴ فروند ناوچۀ انگلیسی مجهز به موشکهای سام، زم، رستم و فرامرز در اختیار داشت. حداقل ۴ فروند از ۸ ناوچه جنگی این کشور نیز همچنان عملیاتی بود که با توپهای ۴۰ و ۷۶ میلی متری، تجهیز شده بودند. ایران همچنین ترکیبی از قایقهای سبک را نیز در اختیار داشت. یک فروند کشتی مین گذار ۳۲۰ تنی به نام شاهرخ نیز داشت که در دریای خزر مستقر بود. دو فروند نفتکش ۵ هزار تنی بندرعباس و بوشهر نیزدر سال ۱۹۸۴ اصلاح شده بودند تا توپهای ۴۰ میلی متری و دیگر تجهیزات پدافندی بر روی آن نصب گردد. نیروی دریایی همچنین تعدادی هواناو(هاورکرافت) عملیاتی و ۱۵۰ قایق شناسایی داشت که البته بسیاری از آنها بشدت آسیب دیده بودند. ایران همچنین تعمیرگاه کشتی چابهار و حوضچه های تعمیر کشتی "۴۰" و "دلفین" را با قدرت بالابری ۲۸ هزار تن ،در دسترس داشت. همین نیروی دریایی به ظاهر منظم و قوی کافی بود تا عراق را از فکر حمله باز دارد؛ اما بندرت می توانست با ناوگان دریایی کشورهای غربی مقابله کند. ایران برای ایفای نقش اصلی در منطقه باید برای استفاده از نیروی دریایی اش، راه حل تازه ای می اندیشید. اولین راه کار ایران در قبال این مسئله، استفاده از هواپیماهای پشتیبانی برای مین گذاری به عنوان نوعی مبارزۀ غیر مستقیم بود. نیروی دریایی ایران ذخیره ای از مین های آمریکایی و روسی و مین های ضد شناور KRAB و مین های دیگری ساخت کره شمالی، روسیه و چین را در اختیار داشت. در این شرایط ایران ساخت مین های شناور غیر مغناطیسی با قابلیت کنترل از راه دور را آغاز کرده بود. اگرچه ایران تنها یک فروند مین گذار آن هم در دریای خزر داشت، اما تمام کشتیهای کوچک این کشور، توانایی کارگذاری مین را دارا بودند. راه حل دوم ایران، تشکیل شاخه ای دیگر از نیروی دریایی سپاه به فرماندهی محسن رضایی بود. ایران از دو سال قبل تلاشهای بسیاری را برای تشکیل چنین نیرویی آغاز کرده بود. دراواخر ۱۹۸۶ ،نیروی دریایی سپاه با نیرویی درحدود ۲۰ هزار نفر شکل گرفت و از نیروی دریایی ارتش کلاسیک ایران، بزرگتر و قدرتمندتر بود. نیروی دریایی سپاه به تجهیزات گوناگونی چون شناورهای کوچک، قایقهای تندروی ره گیری و تعداد بسیار زیادی از قایقهای توپدار مجهز شده بود. ره گیری بسیاری از این قایقها توسط رادار بسیار مشکل بود و می توانستند تجهیزاتی چون راکتهای پر سرعت، مسلسل و سلاحهای سبک را حمل کنند. قایقهای تندروی ره گیری به طول ۴۸ پا، ساخت سوئد بودند و در سال ۱۹۸۵ خریداری شده بودند و قادر بودند ۶ نفر به همراه ۱۰۰۰ پوند تسلیحات را حمل نمایند. این قایقها با سرعت ۴۶ گره دریایی گشت زنی می کردند و سرعت آنها تا ۶۹ گره قابل افزیش بود. براساس گزارشهای موجود، سپاه پاسداران حداقل ۴۰ تا ۵۰ فروند از این قایقها سفارش داده بود. نیروی دریایی سپاه همچنین لنچج هایی مجهز به دکل و جرثقیل داشت که تشخیص آنها از لنچ های تجاری منطقه بسیار دشوار بود. این لنچ ها قادر بودند تا ۳۵۰ تن مین را حمل کنند. نیروی دریایی سپاه دست کم یک فروند ناو وتعدادی ناوچه و یک زیر دریایی ساخت کره شمالی نیز در اختیار داشت. نیروی دریایی سپاه درجزایر و مناطق نفت خیز ایران و با تمرکز بیشتر بر مناطق الفریصیه، سیری، ابوموسی، تنب های کوچک وبزرگ و لارک مستقر بودند. یگانهای سپاه بصورت علنی در قایقهای انفجاری، تمرین عملیات انتحاری می کردند. این قایق های حامل مواد منفجرۀ بسیار قوی برای اصابت به ناوها و کشتیهای دشمن طراحی شده بودند. آنها همچنین مدعی شده بودند قایقهای دیگری را بگونه ای ویژه آماده کرده اند تا در مواقع لزوم ،بنادر حساس وشاهراه های کشتیرانی را مسدود نمایند. علاوه بر این مشخص بود که این شاخه از سپاه، ذخایر بزرگی از تجهیزات غواصی و یک مرکز آموزش نبرد زیر آب در بندر عباس دارد. نیروی دریایی سپاه قابلتهای موشکی و هوایی نیز داشت. آنها ۳۵ تا ۴۶ فروند هواپیمای جنگنده آموزشی پیلاتوس PC-۷ داشتند که از سوئیس خریداری کرده بودند ونیروهای کرۀ شمالی در آموزش آنها شرکت داشتند. در آن زمان شایعه شده بود که چین چندین فروند هواپیمای اف۶ و اف۷ به ایران داده و ایران نیز بدنبال جنگنده هایی پیشرفته تر بود تا از کشورهای بلوک شوروی خریداری نماید. نیروی دریایی سپاه در آکادمی نیروی دریایی نوشهر، تأسیساتی داشت که نیروهای سپاه در آن آموزش عملیات انتحاری با هواپیماهای کوچک و سبک را پشت سر می گذاشتند. و در نهایت این نیروها، موشکهای نسل جدید کرم ابریشم را که ساخت ایران بود ،در اختیار داشتند. پس از اعلام آمریکا مبنی بر اسکورت نفتکش ها و کشتی ها، سپاه پاسداران اقدام به ساخت پایگاههای بتون سخت برای ۳۰ تا ۳۵ موشک کرم ابریشم خود کرد. همچنین در ابتکاری اقدام به ساخت محافظ بتونی ویژه برای سایتهای راداری خود در جزیرۀ قشم کرد. آنها نیروهای خود در جزایر فارسی، ابوموسی وتنب های کوچک و بزرگ را تا حدود ۱۰۰۰ نفر افزایش داده و با استقرار بالگرد، موقعیت خود را در این جزایر استحکام بخشیدند. شاه این جزایر را در سال ۱۹۷۱ از شیخ نشین شارجه ،تصرف نموده بود. جزیرۀ ابوموسی در ۶۰ مایلی غرب تنگۀ هرمز و جزایر تنب در ۴۰ مایلی این تنگه می باشند. این نیروها از پایگاههای نفتی ساحلی ایران نیز استفادۀ نظامی می کردند و آنها را به پایگاه های دو منظوره تبدیل کرده بودند. ترکیب این نیروها به ایران توانایی قابل توجهی می داد تا با استفاده ازمین ها و ناوچه های خود، استراتژی حملات جنگ و گریز را به اجرا در آورند و با استفاده از موشکهای کرم ابریشم و حملات انتحاری با قایقها و هواپیماهای خود، توانایی عکس العمل شدید را دارا بودند. وبا وجود تمام خسارات وارده، ایران در این زمان بزرگترین نیروی دریایی خلیج به شمار می رفت.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://aftabir.com/index.php/article/show/33303
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید