● شکل نهایی نظام طبقه بندی ویژگیها
نظام طبقه بندی نهایی در طرح حاضر در سه سطح به شرح زیر مورد توجه قرار گرفت:
الف) سطح طبقات اصلی:
این سطح در برگیرنده طبقات اصلی یا مفاهیم کلی در ارتباط با ویژگیهای انسان مطلوب است. مهمترین مشخصه طبقات در این سطح آن است که ثابت بوده، کمتر دستخوش تغییر و دگرگونی میشوند. در عین حال آنقدر از کلیت و شمول برخوردار هستند که مجموعهای از مفاهیم فرعی (sub concepts) در ارتباط با ویژگیهای انسان مطلوب را دربرگیرند. در نظام طبقه بندی حاضر، سطح اصلی شامل ده (۱۰ ) محور عمده سواد سیاسی، سواد اجتماعی، سواد فرهنگی – هنری، سواد معنوی، سواد علمی، سواد میان فرهنگی، سواد اقتصادی – حرفه ای، سواد فن آوری، سواد بهداشتی و سواد زیست – محیطی میباشد.
▪ سواد سیاسی:
سواد سیاسی به مجموعهای از دانش، مهارتها و تعهدات ضروری اشاره میکند که برای آگاهی و عملکرد سیاسی مؤثر ضروری است (برن، ۱۹۹۳). به عبارت روشنتر به توانایی درک و فهم و تحلیل سیاسی در سطح ملی و فراملی و توانایی انجام تصمیمات و پیش بینی در این زمینه را سواد سیاسی گویند.
در این پژوهش مؤلفههایی نظیر درک و فهم سیاسی، عزت و اقتدار ملی، وحدت و منافع ملی، مشارکت سیاسی و مانند آن در زمره سواد سیاسی است.
▪ سواد اجتماعی:
سواد اجتماعی به توانایی درک و فهم مسایل اجتماعی، چگونگی زندگی اجتماعی، همزیستی و پاسداشت نظامات اجتماعی اشاره میکند (پرایور، ۲۰۰۰). در کنار این، سواد اجتماعی پایبندی به قانون، مسئولیت پذیری، مشارکت اجتماعی، پاسداشت ارزشهای اجتماعی و مهارتها ی برقراری ارتباط را هم در برمیگیرد. دارنده سواد اجتماعی، شخصی است که آمادگی زندگی بهره ور به مثابه یک شهروند سازگار با تغییرات سریع در حوزه دانش و تکنولوژی، گوناگونی باورها و ارزشها را دارد. در این پژوهش مؤلفههایی، نظیر: قانونمندی، مسئولیت پذیری، بردباری و تحمل، درک و فهم اجتماعی، مشارکت اجتماعی و مانند آن در زمره سواد اجتماعی مدنظر قرار می گیرند.
▪ سواد فرهنگی ـ هنری:
سواد فرهنگی ـ هنری به میزان و درجه آشنایی فرد با مفاهیم و مسائل فرهنگی و هنری که در یک جامعه مهم و برجسته تلقی می شود، اشاره می کند (NCREL,۲۰۰۵ ). در این پژوهش سواد فرهنگی – هنری در عرصههایی چون درک و فهم فرهنگی – هنری، حفظ و توسعه میراث فرهنگی، هویت ملی و مانند آن مدنظر است.
▪ سواد معنوی (دینی و اخلاقی):
به مجموعه توانمندیها و قابلیتهای ضروری در عرصه دینی و اخلاقی سواد معنوی گفته میشود. در این پژوهش، سواد معنوی در عرصههایی چون ایمان و باورهای دینی، تعالی اخلاقی، عزت و کرامت نفس و مانند آن مدنظر است.
▪ سواد علمی:
سواد علمی عبارت از دانش و درک فهم مفاهیم و فرایندهای موردنیاز برای تصمیم گیری در امور شخصی، مشارکت در امور مختلف است (آکادمی ملی علوم، ۱۹۹۵). به عبارت روشنتر قابلیتهای مرتبط با پرسشگری، پژوهش و یافتن پاسخ برای پرسشهای برخاسته از کنجکاوی در خصوص زندگی روزمره را سواد علمی گویند. دارا بودن سواد علمی به معنای توانایی توصیف، و پیشبینی پدیدهها است.
در این پژوهش سواد علمی دارای مصادیقی چون تفکر علمی – منطقی، تفکر انتقادی، خلاقیت، یادگیری مادام العمر و مانند آن است.
▪ سواد میان فرهنگی:
سواد میان فرهنگی به توانایی درک و فهم تشابهات و تفاوتها در رسوم، ارزشها و باورهای فرد از فرهنگ خود و سایر فرهنگها اشاره میکند. شخصی که دارای سواد میان فرهنگی است، به روشنی از نحوه تعامل و اثرپذیری متقابل و رفتار و کردار خود و سا یرین از باورها، ارزشها و حساسیتهای فرهنگی مردمان سایر ملل آگاهی داشته، و به مسایلی نظیر تبعیض، نژادپرستی، پیش داوری و رفتار و کردار کلیشه ای یا قالبی حساس است. با سواد میان فرهنگی از محدوده فرهنگ خود فراتر رفته و سایر فرهنگها را نیز مورد کاوش قرار میدهد (بیوپره، ۲۰۰۰).
در این پژوهش سواد میان فرهنگی در قالب مصادیقی چون درک و فهم میان فرهنگی، همبستگی اسلامی، مسالمت جویی و تفاهم بین المللی و مانند آن موردنظر است.
▪ سواد اقتصادی ـ حرفه ای:
سواد اقتصادی ـ حرفهای به توانایی شناسایی مسایل اقتصادی، هزینهها، منافع، تجزیه و تحلیل مشوقها در موقعیتهای اقتصادی، بررسی پیامدهای تغییر در شرایط اقتصادی و سیاستهای عمومی؛ گردآوری و سازماندهی شواهد اقتصادی؛ و وزندهی هزینهها در برابر مزایا و منافع تعریف میشود( بنیاد آموزش اقتصاد، ۲۰۰۳).
باسواد اقتصادی – حرفهای با مبانی درآمد و توزیع درآمد، بیکاری، سرمایه گذاری، تورم و خطرپذیری اقتصادی آشناست. افزون بر این، شخصی که دارنده سواد اقتصادی – حرفهای است، ارزش کارآفرینی و نقش کسب و کار را میداند. با عنایت به موارد پیش گفته، سواد اقتصادی – حرفه ای در پژوهش حاضر شامل مؤلفه هایی، چون درک و فهم اقتصادی، درک و فهم حرفهای، اشتغال ورزی و کارآفرینی و مانند آن است.
▪ سواد فناوری:
سواد فناوری، معرفتی درباره چیستی فناوری، شیوه کارکرد آن، و نیز چگونگی اثربخشی و کارآیی آن در تحقق اهداف و مقاصد ویژه است. هدفهای بکارگیری آن شخصی که دارای سواد فناوری است، فناوری را به صورت اثربخش برای دستیابی، پردازش و ارزشیابی ترکیب اطلاعات از منابع مختلف به کار میبرد. بسیاری از متخصصان بر این نکته توافق دارند که، افراد باید مهارتهای فناورانه را برا ی حل مسایل به کار ببرند (بیکر و انیل، ۲۰۰۳). با عنایت به این امر، میتوان دانش فناوری، تفکر فناورانه، مهارتهای فناوری و آفرینش فناورانه را به عنوان مؤلفههایی تحت مقوله سواد فناوری قرار داد.
▪ سواد بهداشتی:
بهداشت در برداشت وسیع آن به دو حیطه اساسی اشاره می کند: بهداشت روانی و بهداشت جسمانی.
با عنایت به طبقهبندی فوق از بهداشت، هر شخص به مثابه شهروندی سالم باید حائز سلامت روانی و جسمانی برای تحقق اهداف فردی و اجتماعی باشد (شاملو، ۱۳۶۷). دارنده سواد بهداشت با دو رویکرد پیشگیرانه و درمانی در برنامهریزیهای فردی و اجتماعی خود، شیوههای کسب، حفظ و تداوم بهداشت روانی و جسمانی خود و جامعه را مورد توجه قرار میدهد.
در این پژوهش، باسوادی بهداشتی دارای مؤلفههایی نظیر: درک و فهم بهداشتی، تربیت بدنی، سلامت فردی و اجتماعی و بیماری و مانند آن است.
▪ سواد زیست محیطی:
سواد زیست محیطی به توانایی درک و فهم مسایل زیست بوم شهری و طبیعی، اشاره میکند . در کنار این، سواد زیست محیطی دربرگیرنده معرفت عمیق درباره منابع طبیعی و حیات وحش است (پرایور، ۲۰۰۰). نگرش مثبت به زیست بوم در هسته اصلی سواد زیست محیطی قرار دارد. از این رو، دارنده سواد زیست محیطی، تلاش می کند، با معرفتی که نسبت به جایگاه زیست بوم در حیات فردی و اجتماعی دارد به تعامل بهرهور با زیست بوم بپردازد. با سواد زیست محیطی، از محدودیت منابع طبیعی آگاه است و به حساسیت حیات وحش نسبت به نتایج ناشی از عملکرد انسانی اشراف دارد.
ب) سطح طبقات فرعی:
برای دستیابی به یک ساختار منسجم، هر یک از طبقات اصلی خود شامل طبقات یا مفاهیم فرعی است. مفاهیم فرعی دربرگیرنده نقاط و عناصر مشترک، ویژگیهای معینی هستند که از طریق فرایند مفهوم پردازی ویژگیها به دست میآیند. همان طورکه در تصاویر پیوست به انتهای پیام ملاحظه میشود، هر یک از طبقات ده گانه، به چند طبقه یا مفهوم فرعی تقسیم شده است:
ج) ویژگیها:
و بالاخره عینیترین و در عین حال حساسترین و بنیادیترین سطح در نظام طبقه بندی، ویژگیها، کیفیتها یا صلاحیتهای معینی است که در قالب دانش، مهارت یا نگرش معینی از طریق انجام مطالعه و پژوهش به دست آمده است. در ذیل هر یک از مفاهیم فرعی، مجموعهای ویژگیها یا صلاحیتها فهرست میشوند. نکته شایان ذکر آن که در مطالعه حاضر با عنایت به رویکرد استقرایی، مسیر حرکت از شناسایی ویژگیها شروع، با طبقه بندی آنها در قالب مفاهیم فرعی ادامه و سرانجام با دسته بندی آنها در قالب طبقات اصلی به اتمام رسید. برای این منظور ابتدا تمام گروهها مراحل زیر را طی نمودند:
ـ شناسایی ویژگیها یا صلاحیتها در قلمرو موردنظر (منابع دینی، تطبیقی و ...)
ـ طبقه بندی ویژگیها یا صلاحیتها در قالب مجموعهای از مفاهیم یا طبقات فرعی و بحث و بررسی نتایج کار هر یک از گروههای پژوهشی در جلسات مرتبط با طرح پژوهشی و دستیابی به مجموعهای از مفاهیم فرعی یکدست.
ـ طبقه بندی مفاهیم یا طبقات فرعی در قالب دسته جات یا طبقات اصلی و به طور آزمایشی در هر یک از گروههای پژوهشی و بحث و بررسی موضوع در جلسات طرح پژوهشی و دستیابی به طبقات اصلی یکدست و مشترک.
تصویر هرمی موجود در تصاویر پیوست به انتهای پیام، ساختار اجرایی دستیابی به نظام طبقه بندی را نشان میدهد.
● تخصیص هر ویژگی به یکی از مفاهیم فرعی یا طبقات
پس از تدوین آزمایشی ساختار طبقه بندی در قالب سه دسته اصلی، فرعی و ویژگیها، گروههای پژوهشی مجدداً نحوه تخصیص هر یک از ویژگیها یا صلاحیتها را به مفاهیم یا طبقات فرعی و نیز تخصیص هر یک از مفاهیم یا طبقات فرعی را به طبقات اصلی مورد بازبینی قرار داد. در این راستا مقرر شد مکانیزم تخصیص براساس معیارهای زیر صورت پذیرد:
ـ ماهیت یا جوهر هر ویژگی / مفهوم
ـ تمایل یا گرایش اصلی هر ویژگی / مفهوم
ـ تأکید اولیه یا جهت گیری اولیه هر ویژگی / مفهوم
ـ مرتبط بودن کمیت یا کیفیت هر ویژگی به یکی از طبقات / مفاهیم
● تلفیق ویژگیها
و بالاخره آنچه که وجه تمایز نظام طبقهبندی طرح حاضر را تشکیل میدهد، ضرورت تلفیق ویژگیها و مفاهیم استخراج شده در قالب طرحهای پژوهشی پنج گانه است. بر اساس طرح، و با تأسی از تحقیقات داخلی و رویکرد استقرایی هر یک از گروههای پنج گانه موظف به شناسایی ویژگیها / صلاحیتها در قالب مفاهیم و طبقات بودند. از این رو آنچه که مسأله اصلی در این مرحله را تشکیل میداد، تلفیق ویژگیهای شناسایی شده ذیل هر یک از مفاهیم و طبقات بود. به عبارت روشنتر شناسایی ویژگیهای مشابه و حذف آنها، بازبینی آنها، تنظیم منطقی و حذف هم پوشیها در قالب یک طبقه فرعی و نیز در قالب طبقات مختلف مستلزم تلفیق ویژگیها و صلاحیت بود.
به طور کلی در ارتباط با تلفیق نتایج، دو رویکرد متفاوت را میتوان شناسایی کرد.
الف) رویکرد مکانیکی:
که در آن کار تلفیق اساساً براساس میزان تکرار ویژگیها، فراوانی آنها و شکل ظاهری آنها صورت میپذیرد. نمونه بارز این نوع نگاه فهرست ویژگیها براساس فراوانی آنها در قالب جداول فراوانی، رسم نمودار و ... است.
ب) رویکرد تفسیری ـ تحلیلی:
در این رویکرد به جای توجه به شکل ظاهر و فراوانی هر یک از ویژگیها، از نوعی نگاه یا رویکرد معنایی و کیفی بهره گرفته می شود که در آن معنای هر ویژگی به دقت مورد بررسی قرار میگرفت و در مقایسه و تحلیل با سایر ویژگیهای هر یک طبقه و نیز ضرورت به حداقل رساندن هم پوشی با ویژگیهای دیگر در سایر طبقات مورد تعبیر و تفسیر واقع میشود. برای مثال ممکن است در یک پژوهش تفکر انتقادی و در پژوهش دیگر تفکر نقاد به عنوان ویژگی یا صلاحیت معینی ذکر شده باشد که با عنایت به معنا و مفهوم مشابه آنها، میتوان در قالب یک ویژگی مدنظر قرار داد.
در پژوهش حاضر اگرچه در آغاز هر یک از گروهها از رویکرد مکان یکی یا مبتنی بر فراوانی برای شناسایی و فهرست ویژگیها استفاده کردهاند، اما تلفیق ویژگیها براساس رویکرد تفسیری – تحلیلی بوده است.
گروههای پژوهشی منشور یا اعلامیهای ارائه کردهاند که شکل اولیه ویژگیهای انسان مطلوب را در قالب ۱۰ طبقه اصلی، ۶۰ مفهوم فرعی و تعداد زیادی ویژگی را عرضه نموده است. این ویژگیها که براساس مطالعات اسنادی گسترده و دامنه دار انجام شده، فهرستی آزمایشی را برای اعتباربخشی میدانی پیشنهاد میکند. گروههای پژوهشی مایلند این منشور را با عنوان « اعلامیه ۱۰ » یا Declaration of Ten برای بررسی بیشتر و اعتباریابی معرفی نمایند. متن کامل این منشور متعاقباً ارسال خواهد شد.
لطفاً برای مطالعه ادامه مطلب به آدرسهای زیر مراجعه نمایید.
http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-۱۲۶۸۲۹۲&Lang=P
http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-۱۲۶۸۲۹۴&Lang=P