«کودک یکماهه من خیلی بیقراری میکند و تنها در آغوش من آرام میشود. احساس میکنم به من وابسته شده و من از این مسئله نگران هستم.»
این گفتهها، دلواپسیهای مادری است که به تازگی دارای فرزند شده است و از به اصطلاح بغلی شدن کودکش واهمه دارد به همین دلیل سعی میکند تا کودکش را کمتر در آغوش بگیرد، در حالی که متخصصان معتقدند، در آغوش گرفتن نوزاد نه تنها باعث بغلی شدن او نمیشود بلکه رشد جسمانی، مغزی و عاطفی کودک را تحریک کرده و ارتقا میبخشد.
● شکلگیری احساسات شیرخوار
اهمیت برقراری ارتباط عاطفی مادر و نوزاد به گونهای است که به محض تولد، نوزاد را روی شکم مادر قرار میدهند تا ارتباط عاطفی دوطرفهای بین آنها شکل گیرد. این روش، برای ادامه شیردهی، ثبات عواطف بین مادر و نوزاد و در نهایت رشد و تکامل شیرخوار مؤثر است اما پس از تولد و در دوران شیرخوارگی، مهمترین راه ادامه ارتباط عاطفی میان مادر و نوزاد، در آغوش گرفتن کودک به دنبال آن تماس پوستی است.
محمد نصیری، متخصص اطفال دراینباره معتقد است: پوست بیشترین نقش را در برقراری ارتباط کودک با محیط پیرامونش دارد و به دلیل آن که در اوایل زندگی هنوز احساسات طفل شیرخوار تکامل نیافته است، حس لامسه نقش مهمی در این زمینه دارد.
عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی در آغوش گرفتن نوزاد و تماس پوستی با او را باعث تقویت رشد شناختی، روحی و عاطفی میداند و معتقد است این کار نهتنها باعث بغلی شدن کودک نمیشود، بلکه با تأمین نیاز غریزیاش باعث افزایش بقای او شده و به عنوان نیروی انرژیزا عمل میکند.
از آنجا که اکثر عکسالعملهای نوزاد، غریزی است و در حافظهاش باقی نمیماند، تصور بغلی شدن کودک نادرست است و از نظر علمی مورد قبول نیست. همچنین تماس پوستی با کودک باعث میشود بسیاری از علائم مربوط به بیماریها مانند افزایش یاکاهش دمای بدن و یا تورم بزودی تشخیص داده شود.
برخی متخصصان در این رابطه معتقد هستند کودک برای رشد و نمو خود ۱۲ برابر نیازمند در آغوش گرفته شدن است.
● شش ماه اول
کودکان بخصوص در شش ماه اول زندگی نیازمند توجه کامل والدین خود هستند. آنها گریه میکنند تا نیازهایشان برطرف شود، بنابراین شیردهی کافی در رسیدگی به نوزاد، نوعی ارزشگذاری به کودک محسوب میشود.
به گفته دکتر نصیری، از آنجا که کودک با سن کمتر از شش ماه شخصیتی جدا از مادر ندارد، گریه او خبر از مشکلش میدهد و در آغوش گرفتن او باعث آرامش کودک میشود در حالی که بیاعتنایی کودک را بهانهگیر و لجوج میکند.
ارتباط جسمانی و عاطفی مادر و جنین پس از تولد، کودک را برای پنج الی شش ماه نسبت به بیماریهایی که مادر نسبت به آن ایمن است، مصون میکند زیرا آنتیبادیهای منتقل شده از مادر هنوز در بدن جنین وجود دارند. از طرفی ادامه این ارتباط و در آغوش گرفتن نوزاد توسط مادر، مقاومت شیرخوار را در برابر عوامل عفونی تقویت کرده و باعث افزایش اشتهای او میشود.
دکتر نصیری در رابطه با نقش پدر در رشد جسمانی و عاطفی فرزندش میگوید: تماس پوستی پدر با فرزند ارتباط عاطفی قوی را بین آنها برقرار میکند. تحقیقات ثابت کرده است بوی بدن پدر باعث آرامش نوزاد است به همین دلیل توصیه میشود کودکی که در اثر قولنج، دچار درد و ناراحتی شده است، در آغوش پدر قرار گیرد.
این در حالی است که تماس کودک با پدر یا مادر سیگاری باعث بروز مشکلات پوستی، آلرژی و استرس در او میشود.
سیدابوالقاسم مهرینژاد – روانشناس – در آغوش گرفتن نوزاد را بر تکامل سیستم شنوایی او مؤثر میداند و میگوید: قدرت شنیداری شیرخوار در ششماهگی تحریک میشود، بنابراین بغل کردن و صحبت کردن با او با لحنی مناسب، آرام و همراه با نوازش باعث تقویت شنوایی در نوزاد میشود و شخصیت او را در آینده آرام میکند.
متخصصان بر این عقیده هستند شاید گهواره وسیلهای جایگزین برای در آغوش گرفتن شیرخوار باشد ولی از نظرپزشکی مورد پذیرش نیست با این حال توصیه میشود هنگام استفاده از گهواره، مادر بالای سر کودک باشد و با نوازش، صحبت، گفتار زیبا و لالایی او را آرام کند.
● همصحبتی در ۶ تا ۱۲ماهگی
۶ تا ۱۲ ماهگی، دورانی از زندگی شیرخواران است که نیازمند اظهار محبت و بوسیدن هستند و کودک در این زمان خود را با دیگر اعضای خانوادهاش تطبیق میدهد.
جستوجو، مفهومیابی و موجودیتبخشی به اشیا از خصوصیات اخلاقی است که از چهارماهگی آغاز میشود و نقطه اوج آن ۹ماهگی است.
در این مرحله از زندگی، وابستگی شیرخوار به والدین بیشتر از قبل است و ترس او از جدایی، نیازش را به در آغوش گرفته شدن افزایش میدهد.
به اعتقاد دکتر نصیری، در آغوش گرفتن شیرخوار در این زمان مایه آرامش، کاهش احتمال بروز افسردگی و بیتابی میشود و با تکامل اجتماعی و ارتباطی او رابطه مستقیمی دارد.
دکتر مهرینژاد در این رابطه میافزاید: کودکانی که در این دوره از زندگی به اندازه کافی در آغوش گرفته نمیشوند و غریزه دل بستن به مادر در آنها نادیده گرفته میشود، در آینده ممکن است دچار مشکلات عاطفی و تزلزل روانی شوند. تحقیقات نشان داده است این قبیل کودکان هنگام بزرگسالی در ایجاد روابط پایدار با دیگران دچار مشکل میشوند و اغلب افرادی سرد، بیعاطفه و وابسته به دیگران هستند.
شیوا دولتآبادی، عضو انجمن حمایت از کودکان، در آغوش گرفتن شیرخوار را مرتبط با تسریع رشد مغزی وی میداند و میگوید: تماس بدنی مادر و نوزاد باعث میشود تا مغز به تدریج حد و مرز جسمانی خود را بشناسد. از آنجا که این غریزه از ابتدا در آدمی وجود ندارد، آگاهی از وجود خود، بهترین نتیجه حاصله از بغل کردن شیرخوار است.
مطالعات نشان داده است، شکلگیری شخصیت، احساس امنیت و در کل، سلامت روان کودکان در پی ارتباط عاطفی والدین بافرزندان به وجود میآید و در نبودن آن سرگشتگی، برخی انحرافات و کاهش اعتماد به نفس کودک مشاهده میشود.
● نوازش کودک و لوس نکردن او
رفتار کودکان در سال اول زندگی وابسته به مادر خانواده، محیط و استعدادهای او است. به رغم آن که متخصصان در آغوش گرفتن و نوازش کودکان را پس از شش ماهگی هنوز توصیه میکنند ولی همراهی طولانیمدت مادر و شیرخوار در این سن ممکن است کودک را لوس کند.
به گفته دکتر نصیری، شناخت کودک از خود در سن ۱۲ماهگی کامل میشود بنابراین والدین باید مراقب باشند تا کودک در فرصتهای لازم در آغوش گرفته شود و در این امر زیادهروی نشود. برعکس، مادری که بیرون از خانه شاغل است و پدری که تنها شب به خانه بازمیگردد، باید به محض ورود، کودک خود را در آغوش بگیرند و به او محبت کنند.
دکتر دولتآبادی نیز در این باره معتقد است، رابطه فرزند و مادر در این سن مانند بازی قایمباشک است. مادر باید در زمان لازم در کنار فرزندش باشد و در مواقعی او را تنها بگذارد تا کودک در حالی که احساس ناامنی نمیکند، کمکم مستقل شود.
کودکان نیاز به استقلالیابی دارند بنابراین نباید در محبت کردن به آنها مبالغه شود. غذا دادن به کودک در حالی که در آغوش قرار گرفته است، ارتباط عاطفی قویتری را در او به وجود میآورد، ولی هنگامی که شیرخوار قادر به نشستن شده است، بغل نکردن او هنگام غذا دادن احساس استقلال را در او تقویت میکند و موجب سلامت روان او میشود.
● در آغوش گرفتن کودک ۱۸ تا ۲۴ ماهه
این دوران، مرحله تمایل به برقراری دوستی و افزایش آگاهی کودک نسبت به والدینش است. شکایت اغلب والدین در این دوران، وابستگی زیاد کودک به آنها است. کودکان در این سن خواب میبینند که از والدین خود جدا شدهاند و با گریه کردن درصدد جلب توجه بیشتری به خود هستند.
به رغم آن که کودکان در این سن بیشتر در معرض لوس شدن هستند ولی گریه آنها باید مهم شمرده شود و نباید نسبت به آنها بیاعتنا بود.
تحقیقات حاکی از آن است گریه به مدت طولانی، فشار خون و ضربان قلب کودکان را افزایش میدهد و با کاهش سطح اکسیژن و انرژی در بدن، استرس زیادی را به آنها وارد میکند. آسیب به مغز و اثر بر بهره هوشی کودکان از دیگر عوارض گریه زیاد است.
به گفته دکتر نصیری، ترس از جدایی و روحیه جستوجوگر کودکان، آنها را در برابر عوامل خطرزای بیرونی آسیبپذیر میکند. آنها دوست دارند اشیای اطراف خود را لمس کنند و مفهوم داغی، سردی، خوبی و بدی را یاد بگیرند.
در صورتی که ارتباط عاطفی بین مادر و کودک نزدیک باشد و هنگام در آغوش گرفتن او، ارتباط کلامی با عطوفت و مهربانی برقرار شود، بسیاری از نیازهای غریزی شیرخوار برطرف میشود و کودک به آرامش میرسد.
برخورد منطقی هنگام در آغوش گرفتن کودک پس از پایان دوسالگی نیز مانع از بروز کمبودهای عاطفی در او میشود که پس از آن فرستادن کودک به مهد کمک زیادی به ارتقای ارتباط اجتماعی وی میکند.