امروز جمعه 20 شهریور 1405

Friday 11 September 2026

ازدواج سالم عاقلانه و عاشقانه


1401/08/01
کد خبر : 81655
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 34 نفر
مطلبی که شاید ذهن بیشتر جوانان را در این دوران خطیر و حیاتی از زندگانی به خود معطوف ساخته ، ازدواج است که به قول بعضی می توان آن را به دانشجویی و غیر دانشجویی تقسیم کرد. البته در ابتدا خاطرنشان می کنم که به این نوع تقسیم بندی اعتقادی ندارم زیرا مسئله، مهمتر از این حرف هاست و ملاک انتخاب همسر و هدف از زندگی مشترک چیزی فراتر از این بحث هاست . حقیر چندین مطلب را که از بزرگترین و مهمترین گزاره ها در یک ازدواج خوب و موفق است خدمت شما دوستان عزیز به اختصار مطرح می کنم و سپس به شرح آن می پردازم . ۱- هم سنخی طایفه ای : اگر طرفین از دو طایفه مختلف باشند میزان تفاهم آنها در مسایل زندگی کاهش می یابد و دلیل آن این است که درهر طایفه و قومی یکسری عقاید و رسوم شکل عرفی به خود گرفته است در حالی که عرف طایفه مقابل قادر به هضم سریع آن مسایل در خود نیست؛ مثل عرف جامعه ترک و لر ۲- اختلاف سنی زوجین: این مسئله امری مهم در ازدواج است که اگر به آن توجه نشود مشکلات زیانباری را در پی خواهد داشت و ضرر آن متوجه طرفین خواهد شد. به عنوان مثال اگر اختلاف سنی زیاد باشد طرفین قادر به فهم فضاهای فکری و اندیشه ای هم دیگر نیستند و تقریبا همیشه به بحث و جدل با یکدیگر مشغول می باشند. در کنار آن اگر اختلاف سن بسیار کم باشد و به تعبیری طرفین هم سن باشند دایم در صدد اثبات حرف خود به طرف مقابل هستند و از این که در برخی مسایل نمی توانند حرف خود را به قول خودمان به کرسی بنشانند در عذاب روحی و فکری هستند. در این باره می توان به احادیثی اشاره کرد که به زیبایی مطرح شده تا این مشکل را برطرف سازد و آن این است که زن باید حدود یک تا دوسال از شوهر کوچکتر باشد و این نمونه بارز یک حکم اسلامی است. البته این قانون کلیت ندارد چراکه در گذر تاریخ به مواردی بر می خوریم که از این قانون کلی پیروی نشده و نمونه بارزش ازدواج پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) با حضرت خدیجه (س) است که طبق برخی روایات تاریخی، پیامبر(ص) ۲۵سال و همسرش ۴۰ سال داشته است؛ این مسئله جای بسی تامل دارد چراکه برخی نقل های تاریخی سن حضرت خدیجه (س) را هنگام ازدواج با پیامبر(ص)، ۲۵ ذکر کرده اند، ولی نقل چهل ساله بودن حضرت خدیجه (س) معروفتر است و بیشتر علمای شیعه به این نقل پایبندند و اکنون جای اطاله کلام بیش از این نیست. باید به این نکته توجه داشت که کمتر بودن سن زن نسبت به شوهر نباید حربه ای باشد تا مرد نسبت به زن تحکم ورزد و حرف خود را به اجبار به او ثابت کند، بلکه در بسیاری موارد، زنها نیز می توانند اشتباهات شوهرانشان را به آنان گوشزد کنند، زیرا اصولا دقت و ریز بینی زنان در برخی مسایل بیشتر از مردان است و همین گفتمان دوطرفه است که موجب کمال آنان خواهد شد و مهر و محبت میان آنان افزایش دوچندان خواهد یافت. ۳- میزان تحصیلات طرفین: این مورد در درجه متوسط قرار دارد؛ به عنوان مثال عموما یک دختر روستایی نمی تواند زندگی موفقی را با یک پسر شهری داشته باشد، زیرا معمولا روستاها از تحصیلات کافی برخوردار نیستند و از این لحاظ محروم مانده اند، ولی در شهر با وجود تحصیلات دانشگاهی و همچنین اطلاع رسانی فراگیر، سطح فکری جوانان افزایش یافته و دایم در پی بحث و مناظره با یکدیگر هستند، چه در مسایل سیاسی، چه اقتصادی و چه غیره؛ از این رو یک جوان روستایی که از پاکی و صداقت خاصی برخوردار است و طبع آرامی دارد شاید چندان تاب تحمل بحث و مجادله با همسر خود را در خانه نداشته باشد زیرا روح او بسیار نرم و لطیف است و دلیلش رشد او در محیطی پر از آرامش و سکون و به دور از هر گونه درگیری و مشاجره های آنچنانی متعارف میان مردم شهرنشین است. ۴- سطح رفاه خانوادگی (پدر و مادر طرفین): اگر توازنی میان سطح رفاه خانواده ها برقرار نباشد دو جوان نسبت به خانواده یکدیگر چشم و هم چشمی پیدا می کنند و احتمال بسیار زیاد دارد که پس از چندی به تدریج، در ورطه فخر فروشی به همدیگر فرو افتند و اگر این رویه زشت رواج یابد، آنها به جای پرداختن به زندگی خود، تمام توجهشان معطوف به تغییر و تحول در رفاه و اقتصاد و معیشت اولیایشان می شود و از توجه به زندگی خود باز می مانند. ۵- تفاهم طرفین در اعتقاد به هدف از زندگی: اگرهر کدام از زوجین هدفی را در زندگی مد نظر داشته باشند که در تقابل با مقصد دیگری باشد، به جای رسیدن به کمال، به ایجاد نقص در یکدیگر تسریع می بخشند؛ به عنوان مثال زوجین نمی توانند با دو دیدگاه مختلف مادی محض و معنوی محض نسبت به زندگی، در کنار هم دوران طلایی، خوب و موفقی را پشت سر گذارند. آنچه اسلام بدان معتقد است دوری از افراط و تفریط هاست و زندگی زناشوئی برهه ای نه چندان طولانی و گذرا در راستای پیشرفت و تکامل مادی و معنوی طرفین است تا حیات ابدی آن دو به زیباترین و درست ترین شکل ممکن تضمین گردد. ۶- میزان پتانسیل روحی طرفین در برابر فشار های ناشی از زندگی مشترک: معمولا خانواده هایی که از تعداد نفرات بیشتری برخوردارند در طول دوران زندگی با مشکلات بیشتری مواجه هستند که تک تک افراد ممکن است مورد امتحان و آزمایش قرار گیرند و به تبع در مصائب و موانع زندگی مشترک خویش کشش خوبی را از خود به نمایش بگذارند، در صورتی که در خانواده های کم جمعیت، عموما بار فشار روی پدر یا مادر خانواده است و شاید بتوان گفت فرزند این چنین خانواده ای از این لحاظ، سختی چندانی را لمس نکرده، زیرا عموما مشکلات خانواده های کم جمعیت تا حدودی کمتر از همتای پر جمعیت آنهاست. اکنون اگر یک پسر و یک دختر از این دو خانواده با یکدیگر پیوند همسری برقرار کنند و یکی دارای کشش روحی کمی نسبت به دیگری باشد، آن دو نمی توانند به راحتی موانع موجود بر سر راه خویش را بردارند زیرا تمام فشار به تدریج روی طرفی می افتد که از لحاظ ساختار و سامانه روحی و روانی، قدرت تحمل مسایل بیشتری را در خود دارد و در نهایت این فرد هم- به دلیل آنکه همسرش نمی تواند در تحمل مشکلات با وی هماهنگ و هم داستان باشد- توان خویش را از دست داده و هر دو نفر زیان می بینند. ۷- میزان پایبندی خانوادۀ دو طرف به مسایل دینی و اعتقادی: این مطلب از این نظر حایز اهمیت است که دختر و پسر با هر دیدگاه و اعتقادی پا به عرصه زندگی مشترک گذاشته باشند، باید توجه داشت که شاکله ایمانی و اعتقادی آنها در خانوده هایشان ساخته و پی ریزی شده است هر چند ممکن است در ظاهر، اختلافات و تفاوت های کوچک و بزرگ روحی، فکری و معیشتی با خانواده خود داشته باشند؛ از این رو به نظر می رسد که خانواده دو طرف باید از نظر دینی و اعتقادی به موازات همدیگر باشند. ۸- امکانات مالی دو طرف برای تشکیل زندگی زناشویی: باید توجه داشت که اسلام نه تفریط را می پسندد نه افراط را؛ به عبارت دیگر نه ازدواج های پرطمطراق و زرق و برق دار به فرجام بایسته خود رسیده و موفق بوده و نه ازدواج هایی که از روی احساسات و امیال لحظه ای و عواطف و بدون در نظر داشتن حداقلی از امکانات و رفاه صورت گرفته است. باید از عقل استمداد جست زیرا امام علی (ع) می فرمایند: «با توکل زانوی اشتر ببند». اگر شخصی بگوید من ازدواج می کنم و خدا خودش می رساند، این یک تفکر بسیار اشتباه است، زیرا خداوند از انسان تلاش می خواهد و نخستین نعمت خدادادی بی شک همان عقل سلیم است که این تلاش و فعالیت در راه نیل به هدف را اقتضا می نماید. به نظر من شوهر باید تا حدی بتواند تا حد کفایت خرج و مخارج خانواده را تامین کند. در این جاست که اگر شخص دست به این امر الهی بزند خداوند «من حیث لا یحتسب» نیز روزیش را عطا خواهد فرمود، چراکه خداوند منان سعی و فعالیت وی را می بیند و طبق آیه «لا یکلف الله نفسا إلّا وسعها» همان تلاش برای یاری شدن و مساعدت از طرف خداوند بسنده است. ۹- توکل بر خدا و تفویض این امر به دست خالق منان: به اعتقاد من و بسیاری دیگر، توکل از تمامی مسایلی که به آنها اشاره رفت مهمتر است و در رتبه بالاتری جای دارد و به زبان دیگر چه خوب است در کنار وقت گذاشتن روی تک تک این مسایل، بیشتر به فکر توکل بر خدایی بود که خالق است و از لایه لایه های وجودی ما و رازهای نهانی ما آگاه و مطلع می باشد؛ خوب و بد ما را می داند؛ تنها این وجود ازلی و ابدی به آنچه برایمان مناسب است وقوف دارد؛ ازدواج نیزامری است که اگر آن را به پروردگار قلبهایمان سپاریم، به زیبایی هنر خویش را به نمایش می گذارد و افراد هم کفو را در کنار هم قرار می دهد؛ پس باید از او استعانت جست و با استمداد از آیات شریفه «و من یتوکل علی الله فهو حسبه» و «و افوّض أمری الی الله إن الله بصیر بالعباد» رو سوی ذات اقدس و پاکش کرد و از او یاری خواست. آنچه در این مجال آمد به تجربه ثابت شده و همگی با چشم خود دیده ایم که چگونه برخی خانواده ها و زوجین به خاطر بی اعتنایی به این مسایل به ظاهر سطحی به جان همدیگر افتاده اند و زندگی شیرین به جهنمی سوزان تبدیل شده و در نهایت به فرجام طلاق انجامیده است. آنچه ذکر شد واقعیت جامعه است و باید در این جامعه مملو از چشم و هم چشمی، سست اعتقادی، عدم اطمینان و معیارهای ناصواب ازدواج، سعی کنید ابتدا عاقل باشید و سپس عاشق.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://aftabir.com/index.php/article/show/81655
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید