همواره وجود روابط اقتصادی میان پزشکان از یک طرف و شرکتهای داروسازی و تجهیزات پزشکی یا مراکز ارایهدهنده خدمات پاراکلینیک (مراکز تصویربرداری، آزمایشگاهها، پاتولوژیها، فیزیوتراپی و...) از طرف دیگر، مورد توجه و باعث نگرانی سیاستگذاران نظامهای بهداشتی-درمانی بوده و خواهد بود.....
این نگرانی به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که چنین روابطی باعث فاصله گرفتن پزشکان از اهداف اصلی طب و پژوهشهای پزشکی شده، به آسیب رسیدن به جسم بیماران منجر شود و همچنین هزینههای حوزه بهداشت و درمان را بدون توجیه افزایش دهند. از میان انواع مختلف، روابطی که ممکن است بین پزشکان و دیگر اعضای زنجیره بهداشت و درمان وجود داشته باشد، رد و بدل شدن هدایا مورد توجه ویژه بوده است. هدیه دادن یا هدیه گرفتن از این جهت زیر ذرهبین قرار داشته که در واقع آشکارترین و قابل مشاهدهترین نوع از روابط مالی بین پزشکان و صنایع (داروسازی، تجهیزات پزشکی) و مراکز پاراکلینیک بوده و با این شائبه همراه بوده که میتواند قضاوت بالینی پزشکان را به طور نامطلوب تحت تاثیر قرار دهد؛ نگرانیهایی که در سطح جامعه و در سطح حرفه پزشکی در این مورد وجود داشته، باعث طراحی راهکارها و راهنماییهایی در مورد نحوه هدیه دادن به پزشکان یا هدیه گرفتن پزشکان شده است. البته اکثر این راهکارها، نه به شکل قانون، بلکه به صورت توصیه و سفارش بودهاند، هرچند قوانین محدود و البته شفافی نیز در این موضوع وجود دارند که اکثرا در جهت کاستن از قیمت و ارزش هدایا بوده و از پزشکان درخواست میکنند تا نگذارند آداب نسخهنویسی آنها تحت تاثیر هدایای دریافت شده قرار گیرند.
● هدیه به پزشکان از جیب بیماران
به هر حال اهمیت و شیوع این پدیده به حدی است که نباید نسبت به آن غفلت صورت گیرد؛ آماری که از سال ۲۰۰۴ در ایالاتمتحده ارایه شده حاکی از آن است صنعت داروسازی این کشور در این سال حدود یک صد هزار بازاریاب را در استخدام خود داشته و این در حالی است که جامعه هدف این بازاریابان (یعنی پزشکان) تنها پانصدهزار نفر بوده است. درواقع ارتباط این بازاریابان با پزشکان یک ارتباط گاه و بیگاه نبوده، بلکه روندی منظم، هدفمند و مکرر داشته، به طوری که پزشکان آمریکایی در هر هفته حدود ۲۸ بار از طریق ویزیت حضوری، تلفنی، پیامک، پست الکترونیک یا بروشورهای پستی تحتتاثیر تبلیغات شرکتهای داروسازی قرار میگرفتند.
صنعت داروسازی آمریکا اعتراف کرده تنها در سال ۲۰۰۴ حدود ۷ میلیارد دلار صرف تبلیغات و ارایه هدایا به پزشکان آمریکایی نموده است. آیا میتوان چشمها را بست و اینطور تصور کرد که این هدایا و تبلیغات هیچ تاثیری بر قضاوت بالینی پزشکان نداشتهاند؟ حداقل تاثیری که از این هزینههای گزاف میتوان در ذهن متصور کرد، این است که صنعت داروسازی برای جبران هزینه تبلیغات و هدایای خود، مبالغ سرمایهگذاری شده را روی قیمت داروها خواهد افزود و درواقع هزینه هدایایی که پزشکان از این صنایع دریافت میکنند، به طور غیرمستقیم از جیب بیماران پرداخت خواهد شد.
● قوانین بسیار ناهمگوناند
در هر یک از کشورهای دنیا و حتی در هر یک از ایالات یک کشور، قوانین متفاوتی برای محدود کردن پدیده تبادل هدایا میان پزشکان و صنایع وضع شده است. به طور مثال طبق قوانین جاری در ایالت کالیفرنیا (SB۱۷۶۵) این اجازه به هر یک از شرکتهای داروسازی داده شده تا سقف معینی را برای پرداخت هدیه به پزشکان برای خود تعیین کنند. سلیقه شرکتهای داروسازی نیز در این سقف بسیار متغیر است: «فایزر» در سال ۲۰۰۵ میلادی این سقف را ۹۶۰ دلار تعیین کرده بود که تا سال ۲۰۰۸ میلادی به ۳۵۰۰ دلار رسید.
«گلکسواسمیت کلاین» آن را طی ۳ سال مزبور در حد ۲۵۰۰ دلار ثابت نگه داشت، «سانوفی اونتیس» هم از رقم ۲۰۰۰ دلار در این ۳ سال تغییری نداشت. «جانسن و جانسن» در سال ۲۰۰۵ میلادی رقمی را اعلام نکرد، اما در سال ۲۰۰۸ میلادی رقم ۱۵۰۰ دلار را اعلام کرد. «مرک» از ۹۰۰ دلار در سال ۲۰۰۵ به ۲۰۰۰ دلار در سال ۲۰۰۸ میلادی رسید و «نوارتیس» هم طی این ۳ سال فقط یک افزایش ۵۰۰ دلاری را ارایه کرد و از ۲۵۰۰ دلار در سال ۲۰۰۵ میلادی به ۳۰۰۰ دلار در سال ۲۰۰۸ میلادی رسید، یعنی برای هر پزشک در عرض یک سال مالی مجاز است تا ۳۰۰۰ دلار هدیه ارسال کند.
در مورد دیگر شرکتهای داروسازی نیز سقف هدایایی که سالیانه به هر پزشک اعطا میشود، رقمی در همین حول و حوش بوده، اگرچه شرکتهایی مثل «فورست» در سال ۲۰۰۵ میلادی رقمهای غیرقابل باور ۷۴۴۰ دلار را هم اعلام کرده بودند که بعدها به دلیل فشارهای مختلف آن را اصلاح کرده و در سال ۲۰۰۸ میلادی به ۳۰۰۰ دلار رساندند. لازم به ذکر است طبق همین قانون، مواردی همچون پرداخت نمونههای دارویی به پزشکان جهت آشنایی آنها یا تحویل رایگان دارو توسط پزشکان به بیماران نیازمند، پرداخت هزینه شرکت در دورههای آموزش مدون و نیز پرداخت هزینههای تحصیلی و دورههای آموزشی به عنوان هدیه در نظر گرفته نمیشوند و در سقف مزبور محاسبه نمیشوند.
تجربههای فوق نشان دادهاند زمانی که دست شرکتهای داروسازی یا تجهیزات پزشکی یا پاراکلینیکها در تعیین سقف هدایا باز گذاشته شود، این موسسات چندان در حفظ سقفهای منطقی قابل اعتماد نیستند و ضمن تعیین سقفهای بسیار بالا، گاهی استثنائاتی را نیز برای خود قایل میشوند. به همین دلیل بسیاری از کشورها و ایالات تصمیم گرفتهاند قوانین عمومی برای سقف هدایایی که میتوان به پزشکان اعطا کرد، تعیین کنند. علاوه بر این در بسیاری از مناطق برای این شرکتها و موسسات اجباری است تمام هدایایی که به پزشکان اعطا میکنند، ثبت شوند تا کاملا قابل پیگیری باشد.
درمینه سوتا و بسیاری از دیگر ایالتهای آمریکا طبق قانون بازاریابان شرکتهای داروسازی حق ندارند اقدام به ارایه هدایای گرانتر از ۵۰ دلار به پزشکان نمانید. اعمال این قانون هم متعاقبا باعث شده بود که ظرف یک سال میزان پذیرش پزشکان از ملاقاتهای درخواستی نمایندگان شرکتهای دارویی به حدود ۵۰ درصد کاهش پیدا کند. هر گونه هدیهای که با مبلغ بالاتر از ۵۰ دلار به پزشکان داده شود، باید به طور رسمی به دولت فدرال گزارش داده شود و در صورت عدم گزارش، جریمهای تا حدود ۵ هزار دلار در پی خواهد داشت. هدیه نیز در ایالاتمتحده به این صورت تعریف شده است: «هر چیزی که ارزش مالی داشته باشد.» درواقع هدایا میتواند از یک وعده غذایی ساده، اسکان، وسیله سفر، تخفیف، دوره آموزشی تا هر گونه شی باارزش را دربرگیرد.
با این حساب از یازدهم مارچ سال ۲۰۰۸ میلادی صنایع داروسازی و تجهیزات پزشکی آمریکا از اهدای هرگونه هدیه بالای ۵۰ دلار همچون بلیت سینما، تئاتر یا سالن ورزش، گرنتهای پژوهشی و آموزشی، حمایتهای مالی برای مسافرتهای علمی و... به پزشکان منع شدهاند. در برخی کشورها همچون هند قوانین بسیار سختگیرانهترند. چند ماه پیش قوانین جدیدی در هند وضع شد که براساس آن دریافت هرگونه هدیه از شرکتهای داروسازی و تجهیزات پزشکی توسط پزشکان غیرقانونی بوده و اکیدا منع شده است.
● چند نکته قابلتامل
آثار مخرب ناشی از هدایا به پزشکان در کشورهای در حال توسعه به مراتب مشکلسازتر از کشورهای توسعهیافته است. در این کشورها، ضعف سازمانهای نظارتی امکان فعالیتهای افسارگسیخته را به شرکتهای داروسازی و تجهیزات پزشکی میدهد. برخی از مطالعهها ادعا میکنند در کشورهای پیشرفته تا حدود ۵۰ درصد از داروها بدون منطق بالینی و تحت تاثیر آثار تبلیغها روی پزشکان تجویز میشوند.
وسعت پدیده مزبور از پزشکان فراتر رفته و در حال گسترش به دیگر اعضای جامعه پزشکی همچون پرستاران و دانشجویان پزشکی است. مطالعههایی در نیوزلند و دیگر کشورهای جهان حاکی از آن است پرستاران گروه هدف جدید شرکتهای داروسازی را تشکیل میدهند و سرمایهگذاری این شرکتها بر این گروه هدف با توجیه اقتصادی برای آنها همراه بوده است.
گزارشها حاکی از آن است در برخی از کشورها بعضی از پزشکان سالیانه مبالغ هنگفتی (گاهی تا حدود یکصدهزار دلار در سال یا حدود ۲۰ درصد از کل درآمد سالیانه خود) را از طریق هدایایی که توسط شرکتهای داروسازی و تجهیزات پزشکی اهدا میشود دریافت میکنند. بدون شک چنین مبالغی در طبابت این افراد موثر بوده و نیازمند به کارگیری روشهای مناسب جهت کنترل این پدیده رو به گسترش است.