آفتاب

ریشه کار کودک



کودکانی هستند که در عین سلامت جسمی سرپرست شان به دلیل درآمد ناچیز خانواده به اشتغال مشغول اند.

عوامل اقتصادی: کودک کار به نوعی زاده اقتصاد ناقص خانواده است. در مواردی، نه پدر و نه مادر به دلیل ناتوانی جسمی یا روحی نمی توانند کار کنند. اعتیاد پدر یا مادر، مانع اشتغال به کار سرپرست کودک می شود.
کودکانی هستند که در عین سلامت جسمی سرپرست شان به دلیل درآمد ناچیز خانواده به اشتغال مشغول اند.
در  چنین شرایطی است که کودک خانواده، بالاجبار و برای تهیه مایحتاج روزانه خانواده به کارهای سخت و طاقت فرسا تن میدهد.
عوامل فرهنگی: ضعف نهاد خانواده از جمله عوامل تاثیرگذار فرهنگی است. خیلی از خانواده ها کار را بر درس خواندن کودک ترجیح میدهند و یا برای بسیاری از والدین این امر پذیرفتنی است که با وجود وضعیت سالمشان، کودک بایستی به کار بپردازد.
عوامل اجتماعی: بزهکاری، مهاجرت، بیکاری و رواج اعتیاد و همچنین مشکلات هویتی و موانع تحصیلی از جمله مسائلی است که بستر جامعه را برای حضور کودکان کار فراهم می سازد.
عوامل سیاسی:  مسائل سیاسی از زمینه های اثرگذار بر شکل گیری کودک کار است. یکی از علت ها ناتوانی والدین اتباعی است که حضورغیرقانونی در کشور دارند و موانع شغلی و نبود قانون مدون در سطوح کلان سیاسی در راستای ساماندهی افراد مهاجر غیرقانونی، این کودک خانواده است که ناچار است به کار بپردازد.

برای مشاهده آمار کودک کار در ایران و تهران کلیک کنید!

در مواجهه با کودکان کار چه واکنشی داشته باشیم؟

کودکی که اوقات روز خود را در خیابان سر میکند از کودکی خود فاصله میگیرد. جامعه باید به او مثل فرزندان دیگر خود احترام بگذارد و حس و حال او را درک کند. اگر از بچه های کار رفتار غیر متعارف دیدیم به جای اینکه مقابله به مثل کنیم کمک کنیم تا احوال درونی کودک خوب التيام پیدا کند. کسی که در مقابل ماست یک کودک است. قطعا آسیب های روانی برای او زیانبارتر خواهد بود.  

چه رفتارهایی نکنیم؟

• ترحم و دلسوزی غیر متعارف نکنیم

بعضا احساس ترحمی که کودک از ما دریافت میکند در روان او تاثیرات منفی گذاشته و عزت نفسش را خدشه دار میکند

• کودک را سوال پیچ نکنیم

چقد کار میکنی؟ بابات کجاست؟ مدرسه کجا میری؟

• رفتار خشن و عصبی نداشته باشیم

 گاها به خاطر اصرار های کودک برای خرید کردن کلافه و عصبی میشویم

• بی توجهی و دیده نشدن کودک

 اینکه به رو به رو خیره شویم انگار که او اصلا وجود ندارد

• کودک را غیرعادی جلوه ندهیم

این موقع شب اینجا چیکار میکنی؟؟ چرا کفشت اینجوریه؟ چرا لباست مناسب نیست؟

چه رفتاری با کودکان کار مناسب است؟

• رفتار دوستانه
• محبت آمیز
• همراه با انتقال حس مثبت اجتماعی و احساس ارزشمندی
 (حالت چطوره عزیزم؟ خسته نباشی.. روزت چطور بود؟ چقدر قوی هستی و چه خوب تلاش میکنی)
بهتر است با کودکان با زبان خودشان صحبت کنیم با حمایت از موسسات مردم نهاد که به آینده کودکان کار توجه دارند میتوانیم به آموزش و توانمندسازی کودکان کمک کنیم
درآمد بچه های کار چقدر است؟

چند باور غلط در رابطه با کودکان کار

خوب است بدانیم کودکان کار مجموعه وسیعی از انواع اقشار آسیب هستند. قطعا آسیب کار در کارگاه های غیر رسمی با کار در مترو متفاوت است. کودک چرخکش از کمر خود هزینه میکند و کودک موادفروش از آبرو. کودکی از درد فقر فال فروشی میکند و کودک دیگری بار هزینه سنگین اعتیاد پدر را با پاک کردن شیشه ماشین ها به دوش می کشد.
پس نمی شود گفت همه کودکان کار درآمد خوبی دارند و یا کودکان کار همه در باندها و مافیای مدیریت شده سازماندهی می شوند. نمیتوان گفت همه کودکان کار بی سرپرست و بدون پشتوانه مالی هستند. شاید برایتان جالب باشد که تنها کمتر از ۱۳ درصد کودکان کار سرپرست قانونی ندارند و ممکن است در باندهای کار کودک مشغول باشند. باقی کودکان یا به خاطر بدسرپرستی و یا به دلیل شرایط معیشتی در خیابان ها حضور دارند.
 آنچه که در کودکان کار مشترک است همان شغلی است که به هردلیل بر او تحمیل شده و به آینده کودک آسیب می رساند.
سرپرست کودکان کار چه کسانی هستند؟

احساس ارزشمندی

ممکن است تا به حال در شلوغی فضای مجازی به صحنه های دلخراشی چون پابوسی کودکان کار در مترو برخورد کرده باشید. قطعا درک این پدیده که چطور این مشکلات در جامعه هضم میشود دشوار است‌.
 جالب است بدانید این رفتار‌های دور‌ از شان در کار کودکان پدیده جدیدی نیست و تنها شمایل آن عوض شده.
 قضاوت های متعددی نسبت به ریشه رفتار این کودکان وجود دارد اما نکته قابل توجه این است که به هرحال این کودکان به دنبال رفع نیاز‌های خود هستند؛ چه به خاطر نیازهای مالی شخصی و خانوادگی؛ چه به اجبار افراد سودجویی که او را قربانی کار کرده‌‌اند. آن ها نیاز به کسب درآمد دارند،  اما "به هر طریق و راهی که بتوانند".
 این آزادی انتخاب نقطه شروع آسیب و حقارت نفسی است که در تمام زندگیشان اثرگذار است. کودک میخواهد به هر طریقی به هدف خود برسد چه از راه التماس و پابوسی و چه از راه بزهکاری و دزدی. برای او فرقی بین شرافت و حقارت نیست و اصلا اصول اخلاقی برایش ارزشی ندارد. عزت نفسِ از دست رفته کودک میتواند برای جامعه بسیار خطرآفرین باشد.
صاحب نظران معتقدند که عزت نفس بر دو پایه‌ی خودکارآمدی و احساس ارزشمندی استوار است. در این کودکان شاید خودکارآمدی به شکل کاذب وجود داشته باشد چون به هرحال او خود را نان‌آور خانواده میداند اما احساس ارزشمندی در این مدل سبک شغلی جایگاهی نخواهد داشت و خیلی راحت میتواند آینده کودک را به تباهی بکشاند.




وبگردی