آفتاب

ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد / امیر خسرو دهلوی



امیر خسرو دهلوی یکی از شاخص‌ترین شاعران پارسی‌گوی هندی به شمار می‌رفت که به دلیل توسعه غزل به عنوان یک نوع ادبی، ایجاد غنا در انواع ادبی فارسی با محتوا و زبان هندی و گسترش موضوعات نظم فارسی بسیار مورد توجه قرار گرفت و نقش‌ بسیار مهمی‌ در فرآیند تحول‌ سبک هندی‌ ایفا کرد.

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند بنا بر استناد به بیت‌های شعری که منتسب به او است در ۶۵۲ قمری در پتیالی هند دیده به جهان گشود. پدرش سیف‌الدین محمود از امرای قبیله‌ «لاچین» از ترکان ختایی ماوراءالنهر بود که بعد از حمله مغولان مانند بسیاری از ساکنان نواحی شرقی فلات ایران به هندوستان رفت و به خدمت «شمس‌الدین اِلتُتمش» امیر دهلی درآمد. (۱) دهلوی پس از فراگیری علم و دانش به شاعری پرداخت، سپس به دربار پادشاهان هند رفت. در حقیقت این شاعر نامدار بخش عمده‌ زندگی خود را در خدمت به سلاطین مختلف روزگارش گذراند، وی مدتی در درگاه جلال الدین فیروز شاه بنیانگذار و نخستین پادشاه سلسلۀ خَلْجی دهلی اقامت داشت و لقب امیری گرفت اما عاملی که باعث پیشرفت وی در عرصه شعر و شاعری شد، شاگردی نزد یکی از برجسته ترین مشایخ و عارفان آن دوره یعنی شیخ نظام الدین محمد بن احمد دهلوی معروف به نظام اولیاء بود.

تصنیف‌ها و منظومه‌ها شعری

این شاعر هندی پارسی گوی، خالق کتاب دیوان امیرخسرو بود که شامل پنج دفتر و هر یک دارای دیباچه‌ای متضمّن سوانح عمر و نکاتی در اسلوب شعری او به قلم خود شاعر است: تحفةالصّغر (سروده‌های ۱۶ تا ۱۹سالگی، شامل قصیده‌ها، غزل‌ها،  ترجیع‌بندها و زندگینامه مشروح شاعر)؛ وسط‌الحیوة (سروده‌های شاعر از ۲۰ تا حدود ۳۲ سالگی، شامل قصیده‌ها، ترجیع‌بندها، قطعه‌ها، غزل‌ها و رباعی‌ها که قصیده‌های این دیوان در ستایش «نظام‌الدین اولیاء، علاء الدّین محمّد و معزّالدّین کیقباد» است)؛ غرّةالکمال (سروده‌های ۳۴ تا ۴۳ سالگی او، شامل قصیده‌ها، ترجیع‌بندها و قطعه‌ها با مقدمه‌ای مبسوط که در آن شرح زندگانی او به تفصیل آمده‌است)؛ بقیة نقیّه (سروده‌های دوران پیری شاعر، شامل قصیده‌ها، ترجیع‌بندها، رباعی‌ها و یک مثنوی کوتاه که این دیوان حاوی مدیحه هایی است، درباره علاءالدّین محمدشاه، پسر او، بعضی امیران دیگر و نیز مرثیه‌ای در مرگ محمدشاه)؛ نهایةالکمال (سروده‌های واپسین سال‌های حیات شاعر که شامل ترجیع‌بند، مثنوی، رباعی، غزل و نیز قصیده‌هایی در مدح سلطان غیاث‌الدین و مرثیه سلطان قطب‌الدین مبارکشاه می شود.)

از دیگر  تصنیف‌ها و منظومه‌های او می توان به قران‌السعدین (مجموعه‌ای از یک سلسله تشبیهات عالی قلمی که مسایل و موضوعات مختلف را مجسم می‌سازد)، نه سپهر (شامل ۹ بخش که در بحرهای مختلف سروده شده‌است)، مفتاح‌الفتوح، مثنوی دولرانی و خضرخان (عشق‌های خضرخان پسر علاءالدین با دولرانی دختر امیر گجرات که گذشته از مزایای ادبی، ارزش تاریخی و اجتماعی هم دارند) و سه شاهزاده سرندیپی (افسانه‌ای ایرانی که لغت رایج سرندیپیتی در زبان‌های غربی از آن سرچشمه گرفته) اشاره کرد.

ای که عمر از پی سودای تو دادیم به باد

یاد می دار که از مات نمی آید یاد

عهدها بستی و می داشتم امید وفا

ای امید من و عهد تو سراسر همه یاد

هر چه دارند ز آیین نکویی خوبان

همه داری و بدان چشم بدانت مرساد

ماجرای دل گمگشته بی نام و نشان

هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد

آفرین بر سر آن دست کزان خواهد یافت

گره کار من از بند قبای تو گشاد

گر نبردی ز سر گیسوی مشکین تو بوی

محنت آن همه غم از چه کشیدی شمشاد

کام خسرو بده، ای خسرو خوبان که شده ست

لعل جان بخش تو شیرین و دل او فرهاد




وبگردی