آفتاب

نمایش آرامش!



من علیرغم درون متزلزل و نا آرومم واسه شما نمایش آرامش می‌دم، به تو نشون می‌دم که زندگیم قرین شادی و رضایت کامله !

ما آدما با همه طفره و تلاش‌هایی که برای ندیدن ضعف‌هاى درونی خودمون بکار می‌بریم، با يه گوشه مغزمون همه چيو خوب می‌بینیم، منتها میل و مصلحت ماست كه ایجاب می‌كنه که چشامون رو به روى چيزى كه می‌بینیم ببندیم، یعنی خود ما خوب می‌دونيم چه انسان‌های متزلزلی هستیم، و چه وقتايى اسیر تضاد ميشيم و چه ترس‌ها و حساسیت‌هایی داریم. ولی نكته جالب اينجاست كه این ضعف‌ها و حساسیت‌ها رو در دیگران نمی‌بینیم. چون اولا ما از دیگران دوریم و به خودمون نزدیک يعنى من مسایل و گرفتاری‌های خودمو لمس می‌کنم اما مسایل تو رو نمى تونم لمس ‌کنم. و ثانيا ما بواسطه اين ماسک‌هایی که به صورتمون می‌زنیمو نقش هاى كه بازى ميكنيم چيزى كه نيستيمو به ديگران نشون ميديم واسه همينه كه هركدوم از ما تصور می‌کنیم دیگران همون چیزی هستن که نمایش میدن.

من علیرغم درون متزلزل و نا آرومم واسه شما نمایش آرامش می‌دم، به تو نشون می‌دم که زندگیم قرین شادی و رضایت کامله! برای پوشوندن ترس‌هام ماسک يه آدم شجاع رو به چهره می‌زنم و نميذارم تو از درون حساس و پر رنج من با خبر بشى، در نتیجه تو ترس خودت رو می‌بينى ولی ترس منو هرگز، نارضایی و احساس حسرت و ناکامی خودت رو لمس می‌كنى ولی فکر می‌كنى من از زندگی کاملا رضایت دارم. وضع ما مثل دو تا سربازِ که هر دو با تفنگ خالی واسه همديگه سنگر گرفتن. این تصور می‌كنه تفنگ اون یکی پُرِ و بنابراین و اون یکی هم همین تصور رو درباره این یکی داره. در حالى كه هر دو تفنگ خاليه !!


روزنوشت
شاهين استقبالى




وبگردی