آفتاب

خواب آشفته بانک های مرکزی



حکمرانی ها باید الکترونیک شوند و مناسبات حاکم بر حاکمان باید به سوی دیجیتالیسم حرکت کند و این یک جبر تاریخی است و هر چقدر هم که آن را انکار کنیم، نه تنها جلوی آن گرفته نمی شود، بلکه خود آسیب می بینیم و از ادبیات جهان فاصله گرفته ایم.

ویکی تماس: در این یادداشت، به یکی از قلعه های امن که قرون متمادی در اختیار قبیله حاکمان بوده و از آنجا به جیب و سرمایه مردم بارها حمله شده است می پردازیم و این که دیجیتالیسم چگونه درهای این قلعه را طی سال های اخیر گشود و امنیت آن را به مخاطره انداخته است.
در جهان امروز برخی جایگاه ها امنیت بالایی دارند و صاحبان این موقعیت ها، زمان های مدیدی تصمیمات زیادی گرفتند و کسی نتوانست با آنها مقابله کند و دیجیتالیسم آمده است تا این نقاط امن را ناامن کند و همین مساله برخی چهره های متنفذ در جهان را آشفته کرده است.
نظام های مالی یکی از این قلعه ها هستند که همواره زیر سیطره بانک های مرکزی فعالیت می کردند، بانک های مرکزی ده ها سال مرجع انتشار و تعیین ارزش پول های ملی بوده اند. آنها سال ها و بلکه دهه های متمادی با چاپ پول های بدون پشتوانه ارزش سرمایه های مردم را کوچک و کوچک تر کرده اند و هیچ کس هم کاری از دستش بر نیامد.
اما حالا رمز ارزها این سیستم را به چالش کشیده اند و این برای مدیران بانک ها خوشایند نیست. البته طبیعی است که آنها دغدغه اصلی خود را شفاف بیان نکنند و موضوعات دیگری را پیش بکشند که غلط هم نیست. اما اذعانی است به آشفتگی بزرگی که در قلعه ایجاد شده است. قلعه ای پیش از این با استفاده از امنیت آن، بر بازارهای مالی دنیا تسلط داشتند و رمز ارزها این امنیت را از بین برده اند.
ممکن است برخی بگویند آشفتگی هم خوب نیست. بله همین طور است اما امنیت قبلی برای مدیران و افرادی بود که به جهت ساختار حاکم بر نظام های مالی دنیا، در حصار امنی مرتکب تخلف بزرگ و اصلی یعنی کاهش سرمایه های مردم می شدند و کسی هم نبود که مانع کار آنها شود.

رمزارزها از کجا شروع شدند؟

بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ جهان در شوک بزرگ بحران اقتصادی آمریکا فرو رفت. بحرانی که بسیاری از بانک های بزرگ دنیا را سرنگون کرد و بسیاری از اقتصادها را به زمین زد. آمریکا که دلارش معیار سنجش اقتصاد و ارزش پول سایر کشورها بود، خود در نظام ارزش گذاری به چالش کشیده شد و همین اتفاق باعث شد تا آنها دلار را پناهی برای رهایی از کاهش ارزش پول-های ملی خود می دانستند احساس بی پناهی کنند.
در میان حلقه ای از برنامه نویسان که هیچ گاه هویت واقعی آنها مشخص نشد، یک ایده متولد شد که می توانست صاحبان سرمایه را از سیطره سرمایه داران و مدیران نشسته به صندلی های بانک های مرکزی رها کند. این ایده در ابتدا جدی گرفته نشد اما هر چه دیجیتالیسم دایره نفوذ خود را در جوامع بیشتر می کرد ، بیت کوین که تازه متولد شده بود هم بیشتر به چشم مردم می آمد.
بیت کوین اولین پول دیجیتالی بود که زیر سلطه هیچ بانکی نبود و یک فرآینده پیچیده مردمی می توانست ارزش آن را تعیین کند و مکانیزم ارزشگذاری آن هم معادله ای سخت بود اما مهمترین نکته این اتفاق همان «زیر سلطه هیچ بانکی نبودن» بود که اتفاقا مردم هم نکته آن را دریافتند.
بانک های مرکزی جهان با یک واقعیتی مواجه شده بودند که آرام آرام تصویر هولناکی برایشان ترسیم می کرد. آنها دیگر یگانه مرجع تعیین کننده ارزش دارایی های مردم نبودند و مردم نقطه امنی یافته بودند که از دسترس آنها خارج بود. مردم پولی پیدا کرده بودند که بانک های مرکزی نمی توانستند از آن بدون پشتوانه چاپ و مایحتاج خود را با ان پول ها تامین کنند.
حاکمیت ها حالا در یکی حیاط خلوت های خود غریبه می بینند و حتما تلاش خواهند کرد که این غریبه را بیرون برانند اما «دیر شده است».
 

اظهار نظر عصبی یک مدیر بانکی آمریکا

“نیل کاشکاری – یکی از مدیران بانک مرکزی آمریکا – در مرداد امسال در نشست سالانه اقتصادی مناطق شمال غربی رمزارزها را موجب پیدایش هرج و مرج در بازارهای مالی خواند و افزود: این نمی شود که هر کسی بدون مانع برای خودش پول خلق کند. من پول خودم را ایجاد کنم و اسمش را هم نیل کوین بگذارم! هزاران کوین آشغال ایجاد شده که بیشتر آنها فقط یک بازی پانزی است، مردم را با سراب سودهای کلان فریب می دهند و پول ها را در جیبشان می گذارند و می گریزند.
مدیر دفتر منطقه ای مینیاپولیس با زیر سوال بردن تفکر حفاظت ارزش دارایی در برابر تورم با سرمایه گذاری در بیت کوین که اخیرا به ویژه در آمریکای جنوبی محبوب شده است، افزود: هیچ وقت جواب قانع کننده ای از طرفداران این ایده دریافت نکرده ام. نمی گویم رمزارزها هیچ کاربرد مثبتی ندارند اما ارزهای دیجیتالی خیلی در تامین مالی تروریسم، قاچاق و فعالیت های غیرقانونی محبوب هستند و تا زمانی که جلوی این دست تهدیدها گرفته نشود، واضح است که استفاده از آنها را قانونی اعلام نخواهیم کرد. ” (۲۸ مرداد ۱۴۰۰ ایسنا)
البته اشارات این مدیر بانکی به وجود منفی آشفتگی در نظام مالی جهان هم دارد که جای تامل دارد و باید برای آن تدبیری اندیشید اما همان طور که گفتیم این قلعه گشوده شده است و حاکمیت دولت ها بر نظام مالی جهان با دیجیتالیسم دچار خدشه شده است.

هشدار رییس فدرال رزرو

جروم پاول مدیر فدرال رزرو آمریکا می گوید: دارایی های رمزنگاری بسیار بی ثبات هستند و بنابراین به عنوان ذخیره ارزش بسیار مفید نیستند. هیچ چیزی پشتوانه آنها نیست. آنها بیشتر یک دارایی برای حدس و گمان هستند.
(سایت ایران بلاک چین، ۳ فروردین ۱۴۰۰)
این سخنان کاملا ترس مدیران بانکی را نمایش می دهد که البته در پوشش هشدار دلسوزانه به سرمایه گذاران در رمز ارزها پیام خود را به مخاطبان منتقل میکند.

ریال و سقوط آزادی باورنکردنی

نگاهی مراحل سقوط ریال طی صد سال اخیر گویاست که چقدر بانک های مرکزی ایران دست در جیب مردم کرده و ارزش سرمایه هایشان را کاسته اند. اما حالا دیجیتالیسم آمده است که این بازی را به هم بزند.
یک ریال طبق بند ب ماده اول قانون پولی و مالی کشور(مصوب ۱۳۵۱) معادل “یکصد و هشت هزار و پنجاه و پنج ده میلیونیوم گرم طلای خالص” است که به قیمت امروزی آن چیزی در حدود ۱۱ هزار ریال است. یعنی ریال ایران از سال ۱۳۵۱ تا کنون که حدود نیم قرن گذشته است یازده هزار برابر سقوط کرده است. یعنی ریال های دست مردم، یازده هزار برابر کم ارزش تر از گذشته است.
علت این اتفاق دقیقا به همین دلیل است که دولت طبق قانون باید معادل یک ریال یعنی حدود یک صدم طلا ذخیره می کرد و ریال معادل آن را در اختیار مردم قرار می داد اما طی این مدت بارها بدون این که معادل طلای آن را ذخیره کند پول چاپ و آن را هزینه کرد و نتیجه این شد که امروز هر یک ریال ایران یازده هزار برابر بی ارزش تر از گذشته است.
پس باید به مردم حق بدهیم که در طی این سال ها تلاش کرده اند ریال خود که به وسیله اقدامات دولت بی ارزش و بی ارزشتر می شود را به کالایی تبدیل کنند که از ارزش آن کاسته نشود کالایی مانند زمین و طلا و دلار و این اواخر رمز ارز.
هر چند کشیده شدن سرمایه های مردم به سوی زمین و طلا و دلار همواره این بازارها را با تلاطم و تورم مواجه کرده است اما دولت ها به همه این حوزه ها کم و بیش تسلط داشتند. در حالی که رمز ارز موجودی غیرقابل تسلط است و این همان نقطه نگران کننده برای حاکمیت ها شده است.
در ایران ما هم حالا یکی از نگرانی های بانک مرکزی و حاکمیت، خرید بیت کوین و تبدیل سرمایه های مردم به آن است. البته رمزارزها حتی سیطره بیت کوین را هم قبول نکرده اند و لیست بلندی از رمزارزها در مقابل مردم قرار دارد که می توانند سرمایه-های ریالی و یا حتی دلاری خود را به آن تبدیل کنند. اما وقتی می توان از ایران پول به ترکیه برد و آنجا خانه خرید، چرا نتوان بیت کوین خرید؟

هشدار رییس مجلس به رییس وقت بانک مرکزی و وزیر اقتصاد

در اردیبهشت امسال محمدباقر قالیباف رییس مجلس کشورمان طی نامه ای به رییس جمهور خواستار مسدودسازی درگاه های پرداخت الکترونیک رمزارزها شد، او در نامه خود یک هشدار مهم داده و گفت: در صورت تبدیل وجوه ریالی پرداختی فعالان به این سایت‌های رمزارزهای استخراج‌شده در خارج از کشور امکان خروج گسترده ارز از کشور به این واسطه محتمل است که در این خصوص لازم است گزارش کارشناسی و برآورد مناسبی از سوی بانک مرکزی ارائه شود.
(۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ نامه قالیباف به همتی و دژپسند)
البته پیشتر بانک مرکزی در 2 اردیبهشت 97 اعلام کرده بود که “در جلسه سی ام شورای عالی مبارزه با پولشویی در تاریخ 9 دی ماه 1396، به کارگیری ابزار بیت کوین(Bit Coin) و سایر ارزهای مجازی در تمام مراکز پولی و مالی کشور ممنوع اعلام شد. از آنجایی که انواع ارزهای مجازی از این قابلیت برخوردار هستند که به ابزاری برای پولشویی و تامین مالی تروریسم و به طور کل، جابه‌جایی منابع پولی مجرمان بدل شوند، حوزه نظارت بانک مرکزی برای پیشگیری از وقوع جرائم از طریق ارزهای مجازی، موضوع ممنوعیت به کارگیری ارزهای مجازی را به بانک ها ابلاغ کرده است.
از این رو، با توجه به اهمیت موضوع، تمام شعب و واحدهای تابعه بانک ها و موسسات اعتباری و صرافي ها باید از انجام هر گونه خرید و فروش ارزهای مذکور و یا انجام هر گونه اقدامی که به تسهیل و یا ترویج ارزهای یاد شده بینجامد، به طور جد اجتناب کنند. همچنین لازم به ذکر است با متخلفین، برابر قوانین و مقررات مربوط برخورد خواهد شد.‏”
دولت ایران البته هنوز موضع واحد و مشخصی درباره رمز ارزها و تبدیل سرمایه های مردم به آن نگرفته است هر چند که نگرانی های فزاینده ای از آن دارد.

با تمایل مردم به رمزارزها چه کنیم؟

به باور من ، دولتمردان هنوز در انفعال هستند و نتوانسته اند به جمع بندی روشنی در این باره برسند. البته طبعا ایجاد ممنوعیت ها نمی تواند در این حوزه کارایی چندانی داشته باشند چرا که مردم اگر به این نتیجه برسند که تبدیل سرمایه هایشان به رمز ارزهایی مانند بیت کوین به نفعشان خواهد بود راه های انجام آن را پیدا می کنند. شاید راهکار درست این باشد که دست-اندرکاران با تقویت اقتصاد و باز کردن راه رشد اقتصادی، نگذارند ریال روز به روز بی ارزش تر شود در این صورت می توان انتظار داشت که مردم هم نگاه سرمایه ای به بازار رمز ارز نداشته باشند.
من البته مثل برخی منتقدان و دلسوزان کشورمان هم نظرم که این اتفاق به ایران آسیب خواهد زد اما آسیب ها دقیقا به نقاطی خواهد زد که برخی مدیران منافع خود را با منافع جامعه در یک سبد گذاشته اند و وقتی حرکت مردم به سمت انحصارزدایی مدیریت سرمایه های مردم از بانک مرکزی، این سبدها را واژگون می کند منافع جامعه هم به خطر می افتد. اما گویی از نگاه مردم فایده این اتفاق از هزینه های آن بیشتر است و قلعه های امن یکی یکی به مدد دیجیتالیسم گشوده خواهند شد و حاکمیت باید متوجه شود که قلعه هایی که پیشتر در جاهایی مثل بانک مرکزی ساخته بود دیگر کارایی ندارد و باید تدبیری جدید اندیشید.
این جادوی دیجیتالیسم است که تاریخ جهان را ورق زده است و هنوز عده ای واقعیت هایی که دیجیتالیسم بر جهان تحمیل کرده، می-کند و خواهد کرد را قبول نکرده اند. گویی که در برابر خورشید ایستاده اند و آن را انکار می کنند. انکار آنها در ابتدا تعجب برانگیز و در ادامه کمیک خواهد بود.

اکبر بیاتی




وبگردی