آفتاب

کتاب صوتی عقاید یک دلقک



در قرون‌ وسطی تنها مجانین و افراد متظاهر به دیوانگی می‌توانستند نقد اجتماعی کنند و حرفی خلاف شرع و عرف بزنند؛ زیرا در قالب آدمی مجنون و دیوانه می‌توان جامعه‌ای پرتعصب را به کنکاش کشید و حقیقت را به زبان آورد.

نویسنده : هاینریش بل
مترجم : سارنگ ملکوتی
گوینده : آرمان سلطان‌زاده

نقد و بررسی کتاب صوتی عقاید یک دلقک


در قرون‌ وسطی تنها مجانین و افراد متظاهر به دیوانگی می‌توانستند نقد اجتماعی کنند و حرفی خلاف شرع و عرف بزنند؛ زیرا در قالب آدمی مجنون و دیوانه می‌توان جامعه‌ای پرتعصب را به کنکاش کشید و حقیقت را به زبان آورد. «هاینریش بل» با این زاویه دید سنت کهن انتقاد اجتماعی در ادبیات قرون‌وسطا را دست‌مایه‌ی خودش قرار داد و کتاب «عقاید یک دلقک» را به نگارش درآورد. او با ترسیم شخصیتی دلقک نما ناخرسندی‌هایش نسبت به کلیسا و حکومت حاکم بر جامعه‌ی آلمان را نقد کرد و اثری خارق‌العاده در عین سادگی آفرید.  

درباره کتاب صوتی عقاید یک دلقک


کتاب «عقاید یک دلقک» Ansichten Eines Clowns اثر «هاینریش بل» در سال 1963 منتشر شده است. این داستان نمایانگر جامعه‌ی آلمان تحت تأثیر هیتلر و سال‌های بعد از جنگ است که بازتابی از مسائل مذهبی و سیاسی در آن به‌خوبی دیده می‌شود. «هانس شنیر» شخصیت اصلی این کتاب است که با تک‌گویی‌های بلندش در داستان فضاسازی قوی از روحیات و زندگی‌اش در اختیار خواننده قرار می‌دهد. معشوقه‌ی این مرد به دلایل مذهبی او را ترک می‌کند و او را درمانده و تنها می‌گذارد. «هانس شنیر» دچار افسردگی می‌شود و مرض‌های همیشگی‌اش ازجمله مالیخولیا و سردرد به سراغش می‌آیند. او ازنظر روانی بیمار می‌شود و زمانی که خودش را در آینه می‌بیند فکر می‌کند شخص دیگری روبه‌رویش قرار دارد. او خاطراتش را به‌صورت نامنظم و غیرخطی بازگو می‌کند و خواننده را میان گذشته و حال با خود همراه می‌کند.

«هاینریش بل» بابیان لحظات تلخ و ناامیدکننده‌ی زندگی یک جوان در روزگار پس از جنگ جامعه کاتولیک را نقد می‌کند و تعارضات بین کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها را نشان می‌دهد. او در این اثر اوضاع‌واحوال اجتماعی جامعه‌ی آلمان را نقد می‌کند و روایتگر زندگی غمگین فردی است که از جامعه طرد می‌شود. «هانس شنیر» به‌صورت کاملاً بیگانه با جامعه‌ی خود درمی‌آید و اوضاع سیاسی، اجتماعی و دینی را نقد می‌کند و علیه آن‌ها اعتراض می‌کند. او از یک زندگی پرمعنا و راستین و فارغ از هرگونه تأثیر خرافات و سنت دفاع می‌کند.
درباره هاینریش بل

«هاینریش بل»Heinrich Böll  نویسنده و آزادی‌خواه در 21 دسامبر 1917 در شهر کلن آلمان به دنیا آمد. او از همان نوجوانی علاقه به نوشتن داشت و مدتی را در کتاب‌فروشی مشغول به کار شد ولی به دلیل حضور در جبهه‌ی جنگ مدتی از فضای نوشتن و کتاب دور شد. او به خدمت سربازی رفت و چندین بار مجروح شد. زندگی‌اش با جنگ جهانی اول و دوم گره خورد و ویرانی و جنایت‌های آلمانی‌ها را از نزدیک لمس کرد. «هاینریش بل» به اصول اخلاقی باور داشت و کاتولیک بود. زمانی که کلیسا کاتولیک از هیتلر و عملکردش دفاع کرد ارتباطش را با کلیسا قطع کرد. او از فضای جنگ خودش را دور کرد و به زادگاهش کلن بازگشت. تحصیل در رشته‌ی ادبیات آلمانی را پیش گرفت و نویسندگی را به‌طور حرفه‌ای آغاز کرد. او مدتی را هم به‌عنوان ریاست انجمن جهانی قلم نیز فعالیت کرد و مدتی هم در اداره‌ی آمار مشغول به کار بود. او در ژوئیه سال 1985 درگذشت و در زادگاهش، شهر کلن به خاک سپرده شد.

«هاینریش بل» اولین اثرش را در دهه‌ی چهل میلادی منتشر کرد و جایزه‌ی گروه 47 که مربوط به انجمن نویسندگان بعد از جنگ جهانی دوم را دریافت کرد. او در دفاع از آزادی داستان‌های متعددی نوشت و تنفرش از فاشیسم را در آن‌ها به‌وضوح نشان داد. او دنیای ادبیات را باتجربه‌ی تلخ و سیاهش از جنگ گره زد و آثار ماندگاری درباره‌ی دوران جنگ و ویرانی‌های پس از آن منتشر کرد. او در سال 1972 به‌عنوان دومین آلمانی، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کرد و در این مراسم رمان «سیمای زنی در میان» از او به‌عنوان یکی از برترین آثارش معرفی شد.

در بخشی از کتاب صوتی عقاید یک دلقک می‌شنویم

پولی برای تاکسی نداشتم و برای اولین بار در عمرم به این پول احتیاج داشتم. زانویم متورم شده بود و من لنگان‌لنگان از جلوی میدان راه‌آهن به‌طرف خیابان پست می‌رفتم. این دو دقیقه راه از ایستگاه راه‌آهن تا خانه امان به نظرم تمام‌نشدنی می‌رسید. به جعبه‌ی نصب‌شده‌ی اتوماتیک سیگار تکیه کردم و به خانه‌ای نگاه انداختم که پدربزرگم یک آپارتمان از آن را به من هدیه داده بود. آپارتمان‌هایی جذاب و زیبا با نمای بالکن‌ها مقابلشان کنار هم‌ردیف شده بودند: پنج طبقه با پنج بالکن رنگین متفاوت، و آپارتمان من در طبقه‌ی پنج قرار داشت جایی که رنگ‌ها آجری‌اند.

آیا این هم برنامه‌ای بود که اجرا می‌کردم؟ کلید را درون قفل می‌چرخانم، بدون تعجب به علت آب نشدن کلید در آسانسور را باز می‌کنم و روی دکمه پنج می‌زنم. با صدای خفه به بالا حمل می‌شوم، از پنجره‌ی کوچک آسانسور رد می‌شوم، از طبقات راهروها را می‌نگرم و هم‌زمان از پنجره راهروها نظری به بیرون می‌اندازم: یک مجسمه‌ی یادگاری، میدان کلیسا، نور آفتاب و برش‌های سیاه، سقف بتونی و دوباره کمی دورتر مجسمه‌ی یادبود، میدان، کلیسا، رنگ نور، سه بار. و دفعه‌ی چهارم فقط میدان و کلیسا دیده می‌شوند. کلید آپارتمان را در قفل می‌چرخانم و با شگفتی می‌بینم که در باز می‌شود.

همه جای خانه رنگ آجری دارد؛ درها، چهارچوب‌ها، کمدهای نصب شده و یک زن با ربدوشامبری مسی‌رنگ روی مبل سیاهم می‌توانست با اتاقم خوب جور شود. مسلماً بد هم نبود اگر می‌توانستم چنین زنی داشته باشم، اما من تنها از سردرد و مالیخولیا رنج می‌برم و البته از بی‌تفاوتی و قابلیت بوییدن از پشت تلفن هم رنج می‌برم. بزرگ‌ترین درد من تک‌همسری است و فقط یک زن در زندگی‌ام وجود دارد که می‌توانم با او همان کنم که مردها با زن‌های متعدد می‌کنند.

از زمانی که ماری از من جدا شده مثل تارک‌دنیاها زندگی می‌کنم، ولی من تارک‌دنیا نیستم. با خودم بارها فکر کرده بودم که به شهرم برگردم و با یکی از کشیش‌ها مشورت کنمولی همه‌ی این مردک‌ها به چندهمسری معتقدند. به همین دلیل با سرسختی از ازدواج دفاع می‌کنند. یک آدم شرور از من در تصور داشته‌اند و توصیه‌شان به من چیزی غیر از یک راهنمایی محرمانه به گذار از عشرتکده‌ها نبوده است. آنجا که عشق را می‌توان خرید. پروتستان‌ها هميشه مرا به حیرت می‌اندازند، مثل همین کوسترت که مرا شگفت‌زده کرده است و هنوز می‌توان از هم‌کیشان آن‌ها انتظار شگفتی‌های جدیدتر داشت ولی در مورد کاتولیک‌ها باید بگویم دلیلی برای حیرت کردن ندارم.

ترجمه کتاب عقاید یک دلقک به زبان فارسی


کتاب صوتی «عقاید یک دلقک» اثر «هاینریش بل» را «سارنگ ملکوتی» به فارسی ترجمه کرده و آن را آوا نامه با صدای «آرمان سلطان‌زاده» منتشر کرده است. «سارنگ ملکوتی» مترجم این اثر سایر آثار این نویسنده را نیز به فارسی ترجمه کرده است. کتاب «عقاید یک دلقک» بیش از هشت ترجمه در ایران دارد و اولین ترجمه‌ی آن متعلق به اواخر دهه‌ی چهل شمسی است.

منبع: فیدیبو



صوت ها را گوش دهید
مرورگر خود را بروزرسانی کنید


وبگردی