آفتاب

باغِ مهربانی



برخورد فکری یعنی انتقال هدف‌های آموزش از ذهن معلم به ذهن یادگیرنده، به این شکل که باید برای کودک هدف‌هایی را مشخص کرد و چارچوب هدفمندی را ترسیم نمود تا او با امید به آن سمت حرکت کند. درواقع این اولین قدم در راه این انتقال است. هنر و درک آن (حتی در مورد کودکان) بایستی به کاربرد آن و مسائل مربوط به نیازهای فردی و اجتماعی توجه کرد. در دومین گام از آموزش هنر به کودکان، باید در نظر گرفت که فرایند صحیح آموزش هنر، بدون توجه درست و عمیق به تاریخ هنر و روند طی شده آن در طول ادوار گذشته ممکن نیست و لزوم آشنایی کودکان در حد درک آنان و با توجه به مقاطع سنی مختلف دوره کودکی حتمی است و این که می‌توان با پردازش تاریخ هنر به صورت داستانی و طرح سئوال، انگیزه لازم را در کودک بوجود آورد تا آمادگی لازم را برای مراحل بعدی پیدا کند...در اینجا کتابی با موضوع نمایشی کودک در اختیار شماست ...

بخشی از نمایشنامه را در اختیارتان قرار می دهیم :

(در تاریکی نور صدای پرندگان و حیوانات مختلف به گوش می رسد. در رفت و برگشت نور،صحنه از پایان یک جشن از شب گذشته است . بازیگران با خواندن آواز وارد می شوند. آقا سگه وارد شده، بعد از نگاه کردن به اطراف و چند پارس کوتاه و خمیازه ای بزرگ، در گوشه ای از صحنه می نشیند)
 آقا سگه: عجب ریختو و پاشی شده . هرچه زودتر باید اینجارو تمیز کرد . این جور که معلومه آقا خرسه هم ، هنوز بیدار نشده هاپ... دیشب تا دیر وقت، مثل بقیه داشت خوش می گذروند.
 (راوی در صحنه وارد می شود)
راوی : توی یه باغ قشنگ،پر گلها و میوه های خوشمزه و رنگارنگ،چند تا موش و گربه و سنجاب و کلاغ و خرگوش و خروس... خزنده و پرنده و چرنده . کنار هم با خوبی و خوشی زندگی می کردند . می گفتنند و میخندیدند و همه با هم مهربون بودند....
  




وبگردی