آفتاب

آسیب شناسی طرح ناحیه محوری



رشد فزاینده ابعاد شهرنشینی و شکل گیری مقیاسهای جدیدی از رشد شهری در طی چند دهه اخیر موجب شده است که شهر و شهرسازی معاصر با چالشهای نوینی مواجه گردد.

چكیده (ضرورتها و آسیب شناسی در ناحیه محوری)

رشد فزاینده ابعاد شهرنشینی و شکل گیری مقیاسهای جدیدی از رشد شهری در طی چند دهه اخیر موجب شده است که شهر و شهرسازی معاصر با چالشهای نوینی مواجه گردد. به دلیل گستردگی ابعاد و تغییر در ماهیت مسائل شهری که موجب پیچیدگی بسیار آنها شده است، حل پایدار آنها نیز نیازمند جامع نگری و توجه به ابعاد و جنبه های مختلف مسئله است. در این میان توجه و تاکید برنامه ریزی و مدیریت شهرها، بیش از هر زمان دیگری  به سطوح  پائین تر و ابعاد ملموس زندگی شهری متوجه شده است(Fridman,1993)؛ چنانکه پژوهشها و مطالعات زیادی در یکی دو دهه اخیر صورت گرفته است که به نوعی سیاستگذاری، برنامه ریزی را  در   خُردترین واحد؛ یعنی "محله" در شهر هدف قرار داده است.
بر همین اساس، مجموعه مدیریت شهری تهران با طرح موضوعاتی چون محله محوری، شهروندمداری، قانون مداری، مشارکت شهروندی و رویکرد علمی جهادی بیش از هر زمان دیگری در پی تجدید ساختار محله ای شهر تهران و استوار نمودن برنامه های خود بر اساس محلات شهری است. در نوشتار حاضر سعی بر این است تا با نگاهی به مقوله برنامه ریزی محله مبنا یا محله محور ابعاد مختلف آن را مطرح نموده و آسیب شناسی این جریان در برنامه ریزی و مدیریت شهری تهران را بازشناسی کنیم.   
 اگر شهر را به عنوان یک موجود زنده فرض کنیم، در آن صورت محله ‌به عنوان عنصر اصلی و به مثابه سلول بنیادی ابن موجود زنده خواهد بود. در مقیاس کلان نیز مبنا قرار دادن برنامه ریزی از این واحدها خرد شهری نتایج ملموس تر و به مراتب قابل درک تری را در بهبود و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان خواهد داشت.
مفهوم «برنامه ریزی محله مبنا» که برهمین اساس مطرح شده است مبتنی بر مهندسی اجتماعی بوده و به جای نگرش کلان و مقیاسهای ذهنی به ابعاد مشخص فضا- زمان در مقیاس محلی و خُرد می پردازد و به جای پرداختن به توده مکانیکی و غیرقابل مدیریت کلانشهری به اندازه های قابل مدیریت و واحدهای ارگانیکی مشخص(محلات شهری) می اندیشد. در واقع این الگو در پی شناخت سرشت ویژه و خاص هر محله و ناحیه شهری است که توسط فرضیات قراردادیِ کلان و شهرمقیاس متوقف، پنهان و یا به راحتی فراموش شده است. در این رویکرد نگاه برنامه ریزی و مدیریت از "پائین به بالا"، مبتنی بر توانمندسازی ، نگرش "دارائی مبنا"، تاکید بر منابع انسانی و سرمایه های اجتماعی و مشارکت جمعی ساکنین محلات است.
این الگوی جدید برنامه‌ریزی بسیار مبتنی بر نقش مشارکتی مردم و اجتماعات محلی است و با توجه مشخصه هائی چون مشارکتی بودن، رویکرد فرآیندی به برنامه ریزی، افزایش کنترل مردم بر معیشت و زندگی روزمره و ارائه طرحها و برنامه هائی که ارتباط و وابستگی بیشتری با نیازها و شرایط محلی اجتماعات دارد به عنوان الگوئی مطلوب در برنامه ریزی و مدیریت شهری می تواند مدنظر قرار گیرد که در ادامه به مشخصات این الگوی جدید، اهداف و مبانی آن پرداخته شده است.

مقدمه

برای پرداختن به هر موضوعی داشتن اطلاعات جامع و کامل ضروری است و این امر در حیطه مسائل اجتماعی به ویژه آسیبهای اجتماعی که از پیچیدگی خاصی برخوردار است بسیار ضروری تر است. در واقع هر چه اطلاعات ما در این زمینه بیشتر باشد، هم در مدیریت ما برای کاهش و کنترل آسیبها و هم در برنامه ریزیهای دقیق تر و کارآمدتر می تواند مؤثر باشد. لذا جهت تحقق این امر در امور آسیبهای اجتماعی نیاز به طرح پژوهشی مناسب برای گردآوری اطلاعات و پردازش آنها داریم.بر همین اساس مسائل و مشكلات شهروندان ناحیه 6 منطقه 15 شهر تهران زمستان سال 1388با تهیه و توزیع پرسشنامه و نیاز سنجی از آنها جهت برنامه ریزی به منظور  پیشگیری و كاهش آسیبها انجام گرفت.

بیان مسئله

آسیبهای اجتماعی به عنوان اعمالی که هنجارهای جامعه را مورد تعرض قرار می دهد و نظام اجتماعی را تهدید می کنند در هر جامعه ای حائز اهمیت جدی هستند، رشد و تنوع آسیبها در شهرهای بزرگ خصوصاً کلان شهرها از جمله تهران به واسطه شرایط خاص: افزایش روز افزون جمعیت، مهاجرتهای بی رویه، گسترش حاشیه نشینی، فقدان مهارتهای زندگی در کلان شهر، گسست نظامهای سنتی و پیوندهای عاطفی و خانوادگی، آسیب پذیری شهروندان به دلیل مشکلات اجتماعی و اقتصادی و ... هشدار دهنده است و لازم است در جهت مهار، وکاهش آن اقدام اساسی صورت گیرد.
مسلماً هیچ اقدام و مداخله ای بدون داشتن پشتوانه های مطالعاتی و اطلاعاتی همه جانبه نبوده و چه بسا مفید نباشد بنابراین لازم است تا جهت اقدام مطلوب و مداخله هدفمند در آسیبهای اجتماعی، آسیب شناسی دقیق صورت گیرد. با توجه به اینکه شهر تهران به واسطه وسعت جغرافیایی و فراوانی جمعیت دارای تنوع فرهنگی و همچنین خرده فرهنگها، نظامهای طبقاتی متفاوت وارزشهای محلی گوناگون است نیاز به برنامه های محلی بیشتر احساس می شود. چرا که 371 محله دارای تفاوتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و قومی است و این تنوع، پیچیدگی محلات، شیوه های مطالعه و مداخله متفاوتی را طلب می کند.
 با توجه به مطالعاتی که تا کنون در زمینه آسیبهای اجتماعی صورت گرفته آمار کامل و دقیقی در خصوص میزان و درصد شیوع آسیب های اجتماعی در سطح شهر تهران به ویژه به صورت خرد به عنوان مثال با تفکیک محله ای ارائه نگردیده است . بررسی ها نشان می دهد که این آمار ها یا در زمینه چند آسیب اجتماعی شایع و ملموس آن هم با توجه به اهداف سازمان مربوطه گرد آوری شده و یا در سطح استانها و بسیار کلان . به عنوان مثال اداره كل مطالعات ناجا طی تحقیقات خود یک مقایسه آماری در خصوص آسیب های اجتماعی از سال 1375 تا 1384 ارائه نموده است که طی آن استان تهران در مقایسه با سایر استانها در زمینه جرائم منکراتی و طلاق در رده اول و در مواردی چون اعتیاد و بیکاری در رده های هشتم و هفتم قرار دارد و یا جداولی که توسط مرکز آمار ایران منتشر می شود اغلب به پدیده هایی چون نرخ بیکاری ، میزان طلاق در مقایسه با ازدواج و مواردی از این قبیل اشاره می نمایند .
به طور کلی آمارهایی که در زمینه آسیب های اجتماعی وجود دارد از پراکندگی بالایی برخوردار می باشد به گونه ای که هیچ نظام خاصی مبنی بر یک نتیجه گیری کار بردی در آنها لحاظ نشده است که بتوان از طریق آن به برنامه ریزی جهت ساماندهی آسیب های اجتماعی بویژه در شهر تهران پرداخت . لذا شهرداری تهران در همین راستا و با توجه به بستر فرهنگی و اجتماعی خود در سطوح مختلف کلان شهر تهران می تواند در شناسایی و اولویت بندی آسیب های اجتماعی شهر تهران نقش بسزایی را ایفا نماید. آسیب شناسی فرهنگی فعالیت ها و اقدامات اجتماعی برای تقویت «شادابی اجتماعی» یكی از مؤلفه های پژوهشگران، اندیشمندان و صاحب نظران است. در این زمینه كمتر مقوله های فرهنگ و اجتماع، آسیب شناسی شده است. برنامه ها، ایده ها و آرمان ها در بسیاری از موارد بدون مطالعه جنبه های روانشناختی و فارغ از جغرافیای زمان به مجریان سپرده شده و آنها فارغ از این كه تا چه میزان تأثیر برجای می گذارد در اجرای آن همت كرده اند، در حالی كه اگر اقدامات فرهنگی به صاحبنظران سپرده شود دامنه تأثیرگذاری مطلوب و بهینه آن صدچندان خواهد شد. اگر دقت كنیم می پذیریم كه رفته رفته با ورود به هزاره سوم تحولات شگرفی در عرصه های گوناگون در حال شكل گیری است، عصر انفجار اطلاعات، رویكرد جامع جهانی از ابزارمحور به دانایی محور را به سمتی رهنمون می كند كه فرهنگ را یك پروسه بدانیم و تلاش كنیم در حوزه منابع انسانی، ابزار و ثروت جهانی، قدمت اطلاعات سهم خود را به كف آوریم زیرا تا تحرك و پویایی نداشته باشیم كسی چیزی در انبان ما نمی گذارد، بلكه خود باید وارد میدان و كارزار نهضت تولید علم شویم و فرهنگ را با بهره گیری از ریشه تاریخی غنی و جوهره دین به گونه ای عرضه كنیم كه جذابیت های آن روز به روز بیشتر شود.در مورد مسائل و مشكلات فرهنگی باید متذكر شویم كه مشكلات فرهنگی امروز ما بخشی مدیریتی ،بخشی ابزاری، اندكی ناشی از روش های نادرست و غیركارآمد و تا حدی هم محتوایی است. در حوزه مدیریتی باید نگاه كلان و ملی را بر نگاه های سلیقه ای و جناحی ترجیح بدهیم. در حوزه ابزاری باید بپذیریم ابزارهای تازه، وارد میدان شده اند و ما با بهره گیری از ابزار روزآمد بایستی منویات و دیدگاه های خود را بازتاب دهیم. در حوزه روش ها بایستی بپذیریم كه روش های منسوخ و نخ نما در حوزه فرهنگ دیگر جواب نمی دهد، بلكه باید در روش هایمان تجدید نظر كنیم و آنچه را كه پیش از این آزموده ایم و پاسخ نگرفته ایم رها كرده و تجربیات موفق را به نسل های آینده انتقال دهیم.در بخش محتوایی واقعیت این است كه ادبیات گفتاری ونوشتاری در حوزه فرهنگ نمی تواند تأثیرگذاری قابل توجهی داشته باشد و در این زمینه باید ادبیات تصویری متمایل به زبان و ادبیات جهانی را یافته و با این روش با دنیا سخن بگوییم. متأسفانه در این زمینه شاخص ها هنوز تعریف و تبیین نشده اند و به خاطر نبودن این شاخص ها آنچنان كه باید و شاید نتوانسته ایم موفق شویم.هر مركز فرهنگی به نوعی مدیر وضعیت فرهنگی پیرامون محله شهری خود است. پذیرفته نیست كه در نزدیكی یا همسایگی یك مركز فرهنگی، ناهنجاری های بارز فرهنگی و اجتماعی نمود پیدا كند. محله گرایی دارای دو مؤلفه «انس با محله» و «تكامل با نهادهای محلی» است. انس با محله به معنای اعتمادسازی ورود به زندگی و روابط اجتماعی یك محله است. تعامل با نهادهای محلی به معنای مشاركت های مالی و یا به دوش كشیدن وظایف سایر نهادها نیست، هر نهاد كاركرد اجتماعی و فرهنگی و هنری خود را دارد و تعامل نهادهای محلی به معنای بهره گیری از ظرفیت ها و منابع مشترك برای مدیریت فرهنگی یك محله است.واقعیت این است كه در كنار محله گرایی ، حركت در مسیر بهبود فرهنگ شهری تهران است. فرهنگ شهری یا شهروندان تنها فرهنگ ترافیك یا زباله نیست، هر نوع رفتار شهری و شهروندی فرهنگ خود را دارد و برنامه های پیشنهادی باید ناظر به بهبود و توسعه فرهنگ شهری در تمامی حوزه ها باشد؛ به عبارتی در طراحی برنامه ها باید تبیین اجتماعی و تأثیر آن در فرهنگ شهری همواره رعایت شود.روزآمد كردن فعالیت ها و تلاش ها نیاز امروز جامعه است و اگر كسی می خواهد آسیب های اجتماعی را مهار و فرهنگ دگرخواهی را تقویت كند باید از ابزارهای روز، نگاه های مدرن و نوین و آسیب های پیش روی جوامع شناخت كافی داشته باشد. اكنون باید اولویت ها را مشخص كنیم و براساس آن تلاش نماییم ،بدون شناخت اولویت  ها راه به سرمنزل مقصود نخواهیم برد.ما در بحث اولویت ها می توانیم انتخاب كنیم و متناسب با نیاز زمانه حركت و تلاش خود را هماهنگ سازیم. در بحث ضرورت های زمانه و مقطعی باید تضمین كنیم كه افراد جامعه با حضور در این عرصه می توانند به یكسری نیازهای خود دست پیدا كنند و پاسخگویی به این نیازها را در حركت های ملی همداستان سازند. در برابر آسیب های اجتماعی موجود و آسیب هایی كه از این پس ممكن است دامن جامعه را بگرد با برنامه های علمی، كارشناسانه و روزآمد قدرت دفاع اجتماعی را بالا ببریم و به گونه ای رفتار كنیم كه قدرت تخریبی این آسیب ها به حداقل ممكن برسد.در برابر تهدیدهایی كه ممكن است حوزه اجتماع و فرهنگ را نشانه رود اهرم های پیشگیرانه را به كار بندیم و به این نكته باور داشته باشیم كه اگر اقدامات و تدابیر پیشگیرانه را در برابر تهدیدها نداشته باشیم، در مواقع لزوم خلع سلاح شده و نمی توانیم كاری از پیش ببریم. در برابر آنچه به عنوان كمبود احساس می كنیم و این كم و كاست هویت و ملیت ما را خدشه دار می كند برنامه ای جبرانی تدارك ببینیم. واقعیت این است كه ما در بسیاری از عرصه های فرهنگ و اجتماع یك سری كمبودهایی داریم كه متأسفانه تاكنون درباره آن چاره نیندیشیده ایم، اكنون این بستر فراهم شده است كه كمبودها را با طراحی و برنامه ریزی برنامه های جبرانی به حداقل برسانیم.ما در برنامه های فرهنگی و اجتماعی در بسیاری از موارد خلاءهایی را شاهد هستیم كه هنوز برای آن برنامه های ایجادی پیش بینی نكرده ایم. اگر می خواهیم كه خلاءها نتوانند قدرت تخریب كنندگی داشته باشند باید طرحی نو دراندازیم و با بهره گیری از ایده های نو، اندیشه های نوین، بهره مندی از ابزارهای روز آنچه را به عنوان خلاء خودنمایی می كند ایجاد كنیم. البته یك واقعیت را نمی توان انكار كرد كه ما توانمندی ها و پتانسیل هایی هم داریم كه باید قدرت و تأثیرگذاری آن را ارتقا دهیم و با بسیج افكار عمومی و به میدان آوردن بیشتر مشاركت عمومی آنچه را تاكنون از آن بهره مناسب گرفته ایم تقویت سازیم.
ما در حوزه فعالیت های فرهنگ به شدت از كلیشه ای شدن _ كه بزرگترین آفت یك فرآیند و برنامه فرهنگی است -پرهیز داریم، متأسفانه این آفت، ستاد و مراكز سازمانی را به شدت تهدید می كند. هنگامی كه طراحی برنامه ای مبتنی بر یافته های آرشیو و بایگانی طرح های غیرموفق باشد، مطمئن باشید ركود فرهنگی بر جامعه حاكم شده و افسردگی پدیدار خواهد شد. بی تردید سرمایه اصلی یك مدیر و مسئول فرهنگی، نوآوری خلاقیت و جوشش فرهنگی است؛ جوششی كه می تواند در تمام اجزا و مراحل یك فرآیند فرهنگی جاری شود. ما بر این باوریم آنچه كه می تواند یأس و نومیدی را از جامعه بزداید همانا جلب مشاركت های مردمی در بسیاری از شقوق اجتماعی به ویژه در حوزه های تصمیم سازی و تصمیم گیری است، بهره گیری از ابتكارات و خلاقیت های مردم و نهادهای مردمی یكی از راهبردهای اساسی برنامه ریزی است. البته نهادهای مردمی تنها تشكل های غیردولتی به معنای مصطلح آن نیست، همه مردم و سایر مجموعه مردمی می توانند در فكر، برنامه ریزی و اجرا، نقش هدفداری را ایفا كنند. برای گسترش فرهنگ باید فرهنگ را متناسب با اقتضای زمان، نیازهای مردم و مبتنی بر باورهای حاكم بر جامعه تقویت كرد.
به کارگیری برنامه ریزی محله- مبنا بیش از هر چیز نیازمند انسجام و یکپارچگی ساکنین در یک اجتماع محله ای و تقویت بسترها و زمینه های هویت ساز محله ای است.  نهادهای محلی، سازمانهای غیردولتی(NGOs) و تشکلهای داوطلب محلی(CBOs) عناصر کلیدی این نوع نگرش است. بدون ایجاد این عناصر دستیابی به رویکرد فوق الذکر عملی نخواهد بود و در شرایط فقدان چنین عناصری، کاهش تصدی گری دولت و واگذاری امور به بخش خصوصی و غیردولتی نه تنها منجر به بهبود وضعیـت نخواهد شد بلکه با یک بحران اساسی و ریشه دار و غارت منابع ملی و نابودی محیط زیست خواهد انجامید. به عبارتی دیگر تقویت و گسترش حوزه عمومی دارای نقشی متقدم بر تمرکززدائی و کاهش تصدی گری دولت را داراست. با این وصف، قبل از هرچیز ما نیازمند بستر سازی و زمینه هائی هستیم که بتوان با اتکای به آنها نظام مدیریت و برنامه ریزی شهری را بر اساس آنها استوار ساخت.
تمرکززدائی و واگذاری امور به سطوح محلی و خرد و حرکت به سمت یک نظام خودگردان برنامه ریزی و مدیریت محله ی از دیگر مشخصه های عمده در رویکرد برنامه ریزی محله مبنا است.  به عنوان مثال در کشور ما  شکل گیری شوراهای شهر و روستا گام اول حرکت از یک نظام متمرکز به نظام خودگردان برنامه ریزی و مدیریت شهری باشد و توجه به شوراهای محله ای می تواند به عنوان حلقه واسط و مکمل شوراهای شهر به منظور تحقق کامل و حرکت در جهت تمرکززدائی نظام کلان برنامه ریزی و مدیریت مورد توجه قرار گیرد. گام بعدی می تواند تبدیل شهرداریها از یک سازمان محلی به یک حکومت محلی و تجدید نظر اساسی در حوزه وظائف و اختیارات آنها باشد.  
همان گونه که قبلا نیز به آن پرداخته شد اتخاذ رویکرد برنامه ریزی محله مبنا در مدیریت شهری نیازمند یک ساختار نهادی مردم سالار، مشارکتی و از پائین به بالا است و در ساختارها آمرانه و دموکراتیک تحقق کامل آن عملی نخواهد بود. به عنوان مثال در مورد کشور ایران نهادهای مشارکتی(مانند شوراهای شهری و محله ای) ماهیتی مردمسالارانه(دمکراتیک) دارند و چارچوب تصمیم گیری در آنها از پائین به بالاست و در نتیجه مبتنی بر شفافیت، پاسخگوئی و عدم دخالت مردم در تصمیم گیریهاست؛ اما در مقابل ماهیت شهرداریها در کشور در وضعیت فعلی کاملاً دیوانسالارانه(بوروکراتیک)، آمرانه و از بالا به پائین است و در نتیجه غیرشفاف و غیرپاسخگو است. بنابراین پذیرش الگوی برنامه ریزی محله- مبنا نمی تواند بر مبنای این ساختار و الزامات آن باشد و نیازمند تغییر و تحول در سازمان، ساختار و تشکیلات مجموعه شهرداریها و دیگر متولیان مدیریت شهری برای اتخاذ الگوی مدیریت محلی است.
نکته پایانی اینکه علیرغم سیاست مبنای شهرداری در خصوص موضوع محله محوری حذف عناصر محله ای از سطح شهر و کمرنگ شدن این عناصر در ساختار محله ای یکی از آسیبهای جدی است که در تناقضی جدی با سیاست محله محوری است.
آسیب شناسی فرهنگی فعالیت ها و اقدامات اجتماعی برای تقویت «شادابی اجتماعی» یكی از مؤلفه های پژوهشگران، اندیشمندان و صاحب نظران است. در این زمینه كمتر مقوله های فرهنگ و اجتماع، آسیب شناسی شده است. برنامه ها، ایده ها و آرمان ها در بسیاری از موارد بدون مطالعه جنبه های روانشناختی و فارغ از جغرافیای زمان به مجریان سپرده شده و آنها فارغ از این كه تا چه میزان تأثیر برجای می گذارد در اجرای آن همت كرده اند، در حالی كه اگر اقدامات فرهنگی به صاحبنظران سپرده شود دامنه تأثیرگذاری مطلوب و بهینه آن صدچندان خواهد شد.
شناخت مسایل و مشكلات، یافتن راه حل ها، استفاده بهینه از امكانات و افزایش توانمندیها، نیازمند یك سیستم مدیریتی پویا و استوار به همراه مشاركت مردم است. چه بسا بسیاری از مشكلات و ناسازگاری های شهر از یك بافت شهری آغاز شده سپس دامنگیر تمام شهر شده باشد. به نظر می رسد مدیران شهری و متخصصان با مطالعه و تعمق بیشتر در شناخت مشكلات و یافتن راه حل ها و استفاده از مشاركت مردم، توانایی بهسازی شهرهای كشور را خواهند. داشت آسیب شناسی فرهنگی باید محور توسعه فرهنگی شهرها قرار گیرد. رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران گفت: آسیب شناسی فرهنگی را باید در تهیه تدوین سند توسعه فرهنگی و اجتماعی هر شهر به عنوان محور توسعه فرهنگی قرار دارد.

تعریف مفاهیم

آسیب های اجتماعی : به تمامی رفتارها و اعمالی اطلاق می شود که از ارزش های مورد قبول افراد جامعه فراتر رفته و هنجارها را نادیده می گیردو نظم و آرامش اجتماعی را بر هم می زنند.
آسیب شناسی اجتماعی : مطالعه و ریشه یابی بی نظمی های اجتماعی و به عبارتی مطالعه ناهنجاریها و نابسامانیهای اجتماعی همراه با علل و شیوه های پیشگیری و درمان آنها می باشد.
محله : به محدوده جغرافیایی كه با توجه به ویژگیهای خاص شهری و خرده فرهنگ جاری درآن اغلب به نام خاصی نامیده می شود ، محله گفته می شود .
نشستهای مشورتی محله‌ای:  شامل سلسله جلساتی است متشكل از افراد محلی، معتمدین، متنفذین محله وتسهیلگران آسیبهای اجتماعی از طریق تحلیل وضعیت موجود و به منظور انجام مداخلات موثر و با هدف مهار و كنترل و كاهش آسیبهای اجتماعی آن محله تشكیل می گردد.
سامانه آسیبها : به پایگاه جامعه اطلاعات پراكنش مكانی- زمانی آسیبهای اجتماعی در سطح شهر تهران اطلاق می گردد .

نتیجه گیری

با توج به مطالب مطرح شده جهت تحقق این امر در امور آسیبهای اجتماعی نیاز به طرح پژوهشی مناسب برای گردآوری اطلاعات و پردازش آنها داریم.بر همین اساس مسائل و مشكلات شهروندان ناحیه 6 منطقه 15 شهر تهران زمستان سال 1388با تهیه و توزیع پرسشنامه و نیاز سنجی از آنها جهت برنامه ریزی به منظور  پیشگیری و كاهش آسیبها انجام گرفت.

اولویت بندی  شایعترین آسیب ها و مسائل  اجتماعی با توجه به نظر سنجی از شهروندان با همکاری اداره اجتماعی و فرهنگی ناحیه (6)

1    اعتیاد    75/80%
2    مزاحمت های خیابانی    25/72%
3    پاتوق های آلوده    70%
4    زنان سر پرست خانوار    67%
5    افراد شرور    67%
6    متکدی    25/63%
7    کارگران فصلی    25/61%
8    سرقت    25/61%
9    بی خانمانی    5/36%
10    کودکان خیابانی    25/36%

منابع
http://www.aa-saeidi.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/146
http://www.aa-saeidi.com/course/archives/000256.php

مهدی افزونقه ـ عليرضا جعفری


وبگردی