آفتاب

لوکا؛ ماجرای دو دوستِ دوست داشتنی



لوکا (Luca) یک انیمیشن خوش رنگ و شاد از پیکسار است که شانزدهم ماه ژوئن ۲۰۲۱ اکران شد. داستان این انمیشن درباره دو پسر بچه است که از قلمروی موجودات آبزی به خشکی میآیند تا رویاهایشان را دنبال کنند.

لوکا جدیدترین انیمیشن کمپانی پیکسار به کارگردانی انریکو کاساروسا است. کارگردانی که قصه انیمیشن بر اساس تجربیات شخصی او در کودکی ساخته شده است. کاساروسو در یک مصاحبه گفته بود: «زمانی که ۱۱ ساله بودم، بسیار خجالتی و کمرو بودم و نمیتوانستم ارتباط مناسبی با اطرافم برقرار کنم. در این شرایط، یک روز در کنار ساحل با دوستی به نام آلبرتو آشنا شدم که زندگی کاملاً متفاوتی در مقایسه با من داشت. او به من کمک کرد تا دنیای جدیدی را کشف کنم». نکته جالب اینکه آلبرتو واقعی که منبع الهام برای ساخت انیمیشن شده، در نسخه ایتالیایی دوبلور یکی از شخصیتهای ماهیگیر است!
 
جالب است بدانید که انیمیشن LUCA اولین اثر از استودیو پیکسار بوده که تمام و کمال به صورت دورکاری ساخته شده و گروه سازنده آن را در دوران کرونا و از خانههای خود ساختند. خود این موضوع میتواند باعث پدیدار شدن این شک و شبهه بشود که شاید گردهم نبودن تیم سازنده در کنار هم روی کیفیت اثر تاثیر بگذارد؛ موضوعی که به زعم من تاثیر منفی خود را گذاشته و LUCA آنطور که باید مثل دیگر آثار پیکسار دم به دم قلب مخاطب را در دستان خود نمیگیرد و آن را فشار دهد. در واقع ریتم LUCA گاهی از تک و تو میافتد و به صورت یکدست برای تماشاگرش جذاب نیست.
 
داستان انیمیشن درباره هیولایی دریایی به نام لوکا است. پسربچهای که برخلاف پدر و مادرش که او را از کشف دنیای بیرون از آب منع کردهاند، کنجکاو است تا دنیای بیرون را ببیند و تجربه کند. لوکا هنگام گشتوگذار در دریا، با هیولای دریایی دیگری به نام آلبرتو آشنا میشود. آلبرتو فردی تنهاست و در دنیای خشکی زندگی میکند. دوستی با آلبرتو باعث میشود لوکا رفتهرفته پا به دنیای خشکی بگذارد و انسانها را از نزدیک بشناسد، اما ...
 
تماشای «لوکا» با مناظر زیبا، رنگهای روشن، جزئیات زیاد و ترکیب واقعیتهای زندگی و فانتزی به شدت لذتبخش است و آدم با دیدن آن یاد تعطیلاتی میافتد که در کودکی رفته. طراحی شخصیتها هم بهخوبی انجامگرفته و کاراکترهای جالبی را در آن میبینیم، اما در بین همه اتفاقات این دنیای فانتزی، کمی همرنگ و بوی تاریخ و فرهنگعامۀ ایتالیا وجود دارد، که خالی از لطف نیست.
 
خوشبختانه این توجه به جزئیات فرهنگ ایتالیاست که رنگ و لعاب جذابی به «Luca» بخشیده است. اشارههای ریزودرشت به المانهای فرهنگی این کشور و عادتهای غذایی جالب مردم، با ظرافت کامل در طول قصه مطرح میشود. در این میان تکه کلامهای مشهور ایتالیایی، پاستا و اسپاگتی نقش فراوانی دارند و کسبوکار بندرنشینان نیز موردتوجه قرار گرفته است. ایتالیاییها میتوانند بسیار خوشحال باشند که از طریق این انیمیشن خواهند توانست توریست بیشتری جذب کنند و فرهنگشان را به مردمان دیگر نقاط دنیا عرضه نمایند.
 
برگ برندهی انریکو کاساروسا و تیم او این است که از همان ابتدا یک نکتهی مهم و زیبا را به تصویر میکشد؛ چهقدر زندگی افراد در عین متفاوت به نظر آمدن از دور، در اصل به یکدیگر شباهت دارد. مردم زیر دریا به قایقها مینگرند و اوج پلیدی را میبینند. قایقسوارها هم آنها را در ذهن خود تبدیل به هیولا کردهاند. در واقعیت، اما هر دوی آنها مشغول استفاده از ماهیها برای زندگی هستند. لوکا و خانوادهی او مثل چوپانها به پرورش ماهیها میپردازند و انسانها آنها را صید میکنند. در اوج تفاوت ظاهری، شباهتها انکارناپذیر به نظر میآیند.
 
لوکا مهمترین حرفها را بدون سروصدا به زبان میآورد. آن هم وقتی مادربزرگ میگوید که عدهای هرگز لوکا را نخواهند پذیرفت. راست هم میگوید. جامعه هرگز قرار نیست خالی از افراد متعصب، نژادپرستها و مردم گیرکرده در تنفرهای قدیمی شود. اما میتوان زندگی کرد و میشود به زندگیهای مختلف احترام گذاشت.
 
اما همانطور که اشاره شد، «Luca» در سایر بخشها حرف جدیدی برای گفتن ندارد. شخصیتپردازی لوکا چیزی فراتر از یک بچه کنجکاو که برخلاف پدر و مادرش قصد دارد دنیای بیرونی را کشف کند نیست. موضوع پرتکرار که پیشازاین در انیمیشنهای دیگری از جمله «خانواده کروز» نیز مطرح شده بود و حال در «لوکا» نیز تکرار شده است. البته در این روایت ایراداتی هم به چشم میخورد که از جمله آن پرداخت نهچندان مناسب رابطه لوکا با پدر و مادرش است که بهخوبی بسط و گسترش داده نمیشود. نگرانی پدر و مادر لوکا مخصوصاً زمانی که با دیگر انیمیشن کمپانی پیکسار یعنی «در جستجوی نمو» مقایسه میشود، میتواند تماشاگر را ناامید کند. در این جا بیش از اینکه پدر و مادر لوکا نگران و مضطرب به نظر برسند، کاریکاتوری از اضطراب را به تصویر میکشند!
 
در لوکا ما اصلا با پیشینه کاراکترها روبرو نیستیم، همه چیز خیلی ساده پیش میرود و خود داستان هم پیچیدگی خاصی ندارد. داستان لوکا در ادامه خلاصهای که چند سطر بالاتر ذکر شد کمی تا قسمتی من را یاد بچههای آسمان مجید مجیدی خودمان میاندازد! لوکا و دوستش میخواهند الا و بلا در یک مسابقه انسانی شرکت کنند تا یک وسپا ببرند و تمام رویایشان رسیدن به این وسپا است. تمام فرایند قصه لوکا همین است و فراز و نشیبی که در آن دیده میشود به پیشرفت داستان کمک میکند، اما فکر میکنم هرکس دیگری که انیمیشن را ببیند متوجه میشود که چقدر پتانسیل در این سوژه قرار داشته که جملگی کنار گذاشته شدند.
 
در نهایت با جمعبندی کردن واکنش منتقدان به انیمیشن لوکا Luca ۲۰۲۱ میتوان گفت این انیمیشن زیبا، چشمنواز، آموزنده و سرگرمکننده است و تنها ایرادی که به آن وارد است در مقایسه با آثار قبلی پیکسار مشخص میشود و نسبت به آنها کیفیت کمتر و خلاقیت محدودتری دارد. اما دیدنی است و برایتان خاطرهای دلانگیز خواهد بود.
 
بیشتر منتقدان درباره فیلم لوکا فکر میکنند فیلم خوبی است، ولی بی پروا نیست. دیدنی است، زیباست، آموزنده است و یادآور تعطیلات خوش تابستانی. اما در مقایسه با سایر تولیدات پیکسار کمتر به چشم میآید و مانند شگفتانگیزان دنیا را تکان نمیدهد یا مثل السا از Frozen تبدیل به قهرمان بچههای کوچک نمیشود.
 
شاید جذابترین لحظه «Luca»، پایانبندی فوقالعاده آن باشد که با الهام از آثار کلاسیک ایتالیا ساخته شده است. ارجاعی نوستالژیک و هوشمندانه که در آن هیولای دریایی به همراه قطار میدود و فریاد میکشد و از آن سو قهرمان داستان آیندهای نامعلوم، اما هیجانانگیز را در مقابل خود میبیند. یک ارجاع عالی و یک پایانبندی بینقص برای جدیدترین ماجراجویی پیکسار!

منابع:

مووی مگ، ویجیاتو، زومجی، فیگار، برترین ها

گردآوری: آفتاب




وبگردی