آفتاب

معرفی کتاب کیمیاگر



رمان کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو نویسنده ی برتر برزیلی است که در سال 1993 منتشر شد ، این رمان تاکنون در 150 کشور جهان منتشر شده است و به بیش از 52 زبان ترجمه شده است .

تاکنون بیش از صد میلیون نسخه از این کتاب به فروش رفته است .
رکورد خرید کتاب کیمیاگر در گینس نیز ثبت شده است .

داستان کتاب کیمیاگر :

داستان این کتاب در مورد پسری به نام سانتیاگو است که در شهر آندلس زندگی می کند و چوپانی می کند . آندلس شهر زیبایی است که به دلیل داشتن طبیعت سرسبز دارای توریست های زیادی است .
سانتیاگو به گوسفندانش علاقه ی زیادی دارد و همیشه با آن ها سفر می کند ، پدر و مادر سانتیاگو دوست داشتند که او تبدیل به یک کشیش شود و مایه ی سرافرازی آن ها شود به همین دلیل سانتیاگو تا سن 16 سالگی در صومعه آموزش می بیند و سواد خواندن و نوشتن دارد .
اما سانتیاگو دوست دارد به همه جا سفر کند و همه جا را کشف کند ، خود واقعی اش را بشناسد و در نهایت به شناخت خدا برسد .
سانتیاگو برای این که به همه جا سفر کند به چوپانی مشغول می شود ، او یک شب به سمت کلیسایی متروک می رود و شب گوسفندان را در آن جا نگه می دارد و برای بار دوم خواب عجیبی می بیند .
خواب از زبان سانتیاگو :
با گوسفند هایم در چراگاهی بودم . بچه ای سر رسید و با حیوانات شروع کرد به بازی ، خیلی دوست ندارم هر کسی بیاید و با گوسفند هایم بازی کند ، آن ها از آدم هایی که نمی شناسند می ترسند ، اما هر از گاهی بچه ها می توانستند با آن ها بازی کنند بی آن که میش ها بترسند .
این برایم جالب بود که بدانم چگونه حیوانات سن آدم ها را تشخیص می دهند ، چرا از بچه ها نمی ترسند و با آن ها زود انس می گیرند ؟
پسر بچه مدتی با میش هایم بازی کرد ، اما ناگهان به سمت من آمد ، دستم را گرفت و مرا تا اهرام برد . در مقابل اهرام مصر پسرک به من گفت ، اگر تا این جا بیایی گنجی به دست خواهی آورد ... زمانی که می خواست محل دقیق گنج را نشانم بدهد ، هر دو دفعه از خواب پریدم ...


 کتاب کیمیاگر


سانتیاگو بعد از این که دو بار این خواب را می بیند به نزد کولی می رود تا خوابش را تعبیر کند و به پیر زن قول می دهد که اگر گنج را پیدا کرد یک دهم از آن را به او بدهد .
پیر زن به او می گوید که من تعبیر خواب بلدم و راه رسیدن به گنج را نمی دانم و سانتیاگو تصمیم می گیرد که این خواب ها را باور نکند .
سانتیاگو در یک سفر دیگری که به همراه گوسفندانش در ورودی شهری نشسته بوده با پیر مردی برخورد می کند که زندگی او را تغییر می دهد .
سانتیاگو بعد از این که با پیر مرد صحبت می کند تصمیم می گیرد به اهرام مصر برود و گنجی که در خواب پسرک به آن اشاره کرده را پیدا کند .
زمانی که سانتیاگو سفر خود را شروع می کند اتفاقات عجیبی برای او می افتد که برای خوانندگان کتاب جالب است .
سانتیاگو برای رفتن به این سفر گوسفندان خود را می فروشد و در مسیر همه ی پولش دزدیده می شود . سانتیاگو به اجبار قبل از این که به مصر برسد در یک مغازه ی کریستال فروشی مشغول به فعالیت می شود و موجب رونق گرفتن مغازه می شود .
سانتیاگو به مدت یک سال در مغازه ی کریستال فروشی کار می کند تا خرج سفر خود را تامین کند .
صاحب مغازه نیز در زندگی او تاثیر زیادی دارد و او را برای ادامه ی سفر تشویق می کند ، در ادامه ی سفر سانتیاگو با یک مرد انگلیسی و یک کیمیاگر دیدار می کند و به یک دختر صحرا به نام فاطمه دل می بندد .
همه ی این افراد برای ادامه ی سفر سانتیاگو را تشویق می کنند ...

در مورد پائولو کوئیلو :

 کتاب کیمیاگر


پائولو کوئیلو در سال 1947 در برزیل متولد شد . پائولو در نوجوانی تصمیم گرفت تا نویسنده شود اما پدر و مادرش می خواستند که او همچون پدر خود مهندس شود .
سپس پائولو به خاطر والدینش تصمیم گرفت در مدرسه ی حقوق ثبت نام کند ، ولی بعد از یک سال مدرسه را رها کرد و همچون  هیپی زندگی می کرد .
او به مناطقی همچون شمال آفریقا ، مکزیک ، اروپا رفت و زمانی که به برزیل بازگشت تصمیم گرفت ترانه سرا شود . او هم چنین در عنوان هایی همچون بازیگر ، روزنامه نگار ، کارگردان تئاتر هم فعالیت کرد .
در سال 1986 به یک باره ترانه سرایی را کنار گذاشت و به سراغ نویسندگی رفت .
از دیگر آثار او می توان به موارد زیر اشاره کرد :
ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد
یازده دقیقه
هستی
زهیر
کوه پنجم
بریدا
کوه پنجم



وبگردی