توفان شن؛ عبرتی تاریخی برای آمریکا

توفان شن درسال ۵۹ عملیات نیروهای آمریکایی را ناکام گذاشت.

انقلاب به معنای دگرگونی پایه ای در تمام زمینه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. رویداد انقلاب در هر کشوری در برگیرنده دگرگونی های یاد شده است، اما بحث این است که شرایط انقلابی ایجاد شده در کشوری که در آن انقلاب رخ داده، متزلزل می شود. به همین دلیل، مدیریت کنترل بحران و استقرار نظام نوین، مساله عمده است که اگر حکومت بتواند با درک واکنش و سرعت عمل بر اوضاع مسلط گردد، انقلاب و آرمان های آن را تضمین و تثبیت کرده است. سال های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی (۶۰ ـ ۱۳۵۸) دورانی حساس و گذار از نظام پادشاهی ساقط شده به نظام نوین با عنوان «جمهوری اسلامی» بود که حکومت انقلابی آن را تجربه کرد و توانست با کنترل اوضاع موجودیت خود را تثبیت کند. در این راستا، رویداد طبس در چنین روزی یعنی ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، یکی از تهدیدات عمده برون مرزی بود که تمامیت نظام نوین اسلامی را هدف قرار داده بود. رویدادی که ۲۵ آوریل ۱۹۸۰ (۵ اردیبهشت ۱۳۵۹) در ایران به وقوع پیوست، شباهت فراوان یا به بیان دیگر تکرار رویداد تاریخی بود که پیش از پیدایش اسلام در دوران جاهلیت اتفاق افتاد. در آن رویداد ابرهه، پادشاه مسیحی یمن، حدود ۱۴ سده پیش، سپاهی برای ویران ساختن کعبه فرستاد، اما خداوند نقشه ابرهه را خنثی کرد و پرندگانی معروف به «ابابیل» که سنگریزه هایی در نوک داشتند از سوی خداوند مامور شدند و سپاه ابرهه و فیل های آن را هلاک ساختند. در واقع ایالات متحده آمریکا در نقش ابرهه، غافل از این بود که در ایران دگرگونی اساسی با الهام از آموزه های اسلام ناب، مکتب عاشورا و با هدایت رهبری چون امام خمینی به وقوع پیوسته است، پس همان خدایی که کعبه را از نیت شوم دشمنان آیینش حفظ کرد، هم او انقلاب نوین و اسلامی ایران را از کید و مکر ابرهه های دوران ما نگهداری کرده است. دولت آمریکا با هدایت جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت در حالی که ضربه سختی از پیروزی انقلاب در ایران بر پیکره حیات سیاسی و بین المللی او وارد شده بود، فرمان یورش به ایران را صادر کرد و عملیات توسط کماندوهای آموزش دیده آمریکایی مجهز به پیشرفته ترین سلاح های آن روز، در نیمه های شب آغاز شد. این عملیات توسط هواپیماهای غول پیکر C-۱۳۰ و بالگردهای نظامی پشتیبانی می شد. عملیاتی با نام «پنجه عقاب» که ۹۰ کماندوی زبده ارتش آمریکا در آن شرکت داشتند. این کماندوها ماموریت داشتند کارکنان سفارتخانه آمریکا را در ایران که در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ (۱۳ آبان ۱۳۵۸) توسط نیروهای انقلابی و دانشجویان پیرو خط امام اشغال شده بود، آزاد کنند. اسناد منتشر شده از سفارت آمریکا در تهران، نشان می دهد که این مرکز با عنوان سفارتخانه درواقع به کانون توطئه برای براندازی حکومت انقلابی و نوپای ایران تبدیل شده بود، بنابراین اشغال سفارت به عنوان تنها گزینه فراروی انقلابیون قرار داشت. ● رویای خام نیروهای آمریکایی در قالب کماندوهای ارتش، برای آزاد کردن کارکنان سفارت آمریکا چندین ماه آموزش های مختلف را پشت سر گذاشته بودند. آنها در صحرای آریزونای آمریکا و صحرای سینا در مصر که به لحاظ شرایط جغرافیایی شبیه صحرای طبس بود، عملیات نجات و مشق نظامی لازم را پشت سر گذارده بودند، افزون بر این بهره گیری از تجهیزات پیشرفته و پشتوانه نظامی و تجربیات قوی، این نیروها را نسبت به موفقیت در ماموریتشان مطمئن ساخته بود. همان تصوری که ابرهه در نابودی کعبه داشت، سران آمریکا را نیز به از میان برداشتن حکومت انقلابی ایران مطمئن می ساخت، اما هر دو در یک شباهت و مقایسه تاریخی فکر یک چیز را نکرده بودند و آن اراده خداوند و مکر خداوند است که بالاتر از هر اراده و مکر انسانی است. به این اطمینان خاطر نیروهای آمریکا و سیاستمداران آنها، همکاری «ستون پنجم» یا عوامل ضدانقلاب در داخل را هم باید افزود که اطلاعات لازم را به دشمن می دادند. در این زمان مکر خداوند گریبان توطئه گران را گرفت و پرندگان ابابیل این بار در قالب «توفان شن» بر سر کماندوهای آمریکایی فرود آمد. در مسیر حرکت به سمت تهران، در طبس ۲ فروند از بالگردها دچار نقص فنی شد، اما با وجود این مشکل، عملیات ادامه پیدا کرد. باقیمانده هواپیماها و بالگردها در صحرای طبس فرود آمدند و برای حرکت بعدی یعنی پرواز به سوی تهران آماده شدند. در این گیر و دار با ادامه توفان شن یکی دیگر از بالگردها نقص فنی پیدا کرد و از پرواز باز ماند. بنابراین انجام عملیات که به ۶ فروند بالگرد نیاز داشت با اشکال روبه رو شد و ادامه آن عملا ناممکن شد. در این زمان کارتر، فرمان توقف عملیات «پنجه عقاب» و بازگشت بالگردها و هواپیماها را صادر کرد. کارتر که به گفته زبیگنیو برژینسکی، مشاور سیاست خارجی و امنیت ملی وقت و طراح و حامی اصلی عملیات پنجه عقاب و حامی معروف شاه، به علت شکست عملیات همانند مار از ناراحتی به خود می پیچید و آثار شکست، درد و نگرانی در چهره اش هویدا بود، در جستجوی علت شکست عملیات برآمد. در این زمان یک خبر غیرمنتظره دیگر اندیشه های کارتر را پریشان تر ساخت و آن برخورد یک بالگرد و یک هواپیمای دیگر به هم بر اثر توفان شدید شن بود که در همان لحظه در صحرا ایجاد شد. برخوردی که آتش سوزی مهیبی را ایجاد کرد. شعله های آتش ناشی از برخورد این دو پرنده آهنین که تا آسمان زبانه می کشید، شب تاریک صحرا را روشن کرد و منجر به کشته شدن ۸ کماندوی آمریکایی شد. نیروهای باقیمانده از شدت هراس با کمک بالگردها و تجهیزات دیگر گریختند. به این ترتیب یک بار دیگر اراده خداوند بر اراده بشر پیروز شد و کشورهای مستکبر، استعمارگر و سرکش و مغرور که در سلطه و چپاول و غارت منافع و ثروت ها و فرهنگ و آداب و رسوم کشورهای دیگر هیچ حد و مرزی نمی شناسند، دچار شکست خفت باری شدند. اگر در نظر آوریم که ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از قدرت های برتر بین المللی در دوران شاه، فعال مایشاء بود، یعنی هر چه می خواست در ایران انجام می داد واکنون از این موقعیت و سلطه چند دهه بر ایران محروم شده بود آنگاه می توان عمق این یورش کینه جویانه و شوکی که ناشی از شکست آن به کارتر و برژینسکی و ستون پنجم و همه مخالفان ایران و حکومت نوین انقلابی آن ایجاد شده بود، درک کرد. یورشی که امام خمینی (ره)، رهبر انقلاب ایران آن را یورش و تجاوز آمریکا به ایران و نقض آشکار حقوق بین الملل خواند و فرمود: آنها در طبس آمدند و گمان کردند که می توانند نیرو پیاده کنند و بیایند به بهانه خارج کردن گروگان ها، ایران را قبضه کنند، اما خدای تبارک و تعالی، شن ها و بادها را فرستاد و آنها را شکست داد. کشورهای غربی نمی دانند که توکل و اعتماد به خداوند و امدادهای غیبی سلاحی بزرگ است که آنها از درک و قدرت آن ناتوانند. درنتیجه همین رویداد بود که جیمی کارتر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای دور دوم شکست خفت باری را متحمل و از گردونه سیاست خارج شد. ژرف نگری در این رویداد شگفت آور و بزرگ نشان می دهد که مردم ایران در واقع با توسل به همین قدرت بی منتهای خداوند بر یکی از مقتدرترین رژیم های سیاسی قرن بیستم یعنی رژیم پهلوی که از مدرن ترین سلاح ها و مخوف ترین سازمان های امنیتی و حمایت برترین قدرت های بین المللی برای دوام و بقای خود سود می برد، پیروز شدند و شاه را با خفت تمام از ایران بیرون انداختند. نیروی ایمان، حرکت در مکتب عاشورا و درس آزادگی که امام حسین(ع) به ایرانیان آموخت، قدرتمندترین ابزار در دست ایرانیان برای دستیابی به این بحران ها و از آن مهم تر جنگ تحمیلی و بحران های پس از آن بود. باور راسخ به این گفته قرآن که: اگر خداوند را یاری کنید او نیز شما را یاری خواهد کرد و گام هایتان را در این راه استوارتر می سازد. ● راه دوم بارزترین پیامد یورش آمریکا به ایران و ناکامی او در طبس و درسی که ایرانیان بویژه حکومت نوین انقلابی از آن آموخت این بود که همیشه باید و در همه حال آمادگی در برابر یورش ها و توطئه های احتمالی را داشته باشند. تحمیل جنگ ۸ ساله میان ایران و عراق، به عنوان گزینه یا راه دوم بود که ایالات متحده آمریکا پس از ناکامی در طبس برای ساقط کردن نظام نوپای جمهوری اسلامی برگزید، اما گذشت زمان نشان داد که نه تنها جنگ بلکه استراتژی های بعدی آمریکا هم علیه دولت ایران بی نتیجه مانده است. آنچه از پایداری، حماسه، ایثار و مبارزه که ایرانیان در ۸ سال جنگ به جهانیان نشان دادند و ارتش تا دندان مسلح صدام را ـ که از حمایت همه جانبه آمریکا، اعراب و قدرت های برتر بین المللی بهره می برد ـ در ادامه تجاوز و تسخیر و نابودی انقلاب ایران ناکام گذاردند، درسی بزرگ و فراموش نشدنی برای همه جهانیان داشت. بنابراین و با توجه به این که تهدید همیشه متوجه ایران بوده، ضرورت هوشیاری و توان دفاعی آشکار می شود. در طول این سال ها و به میزان افزایش تهدیدها از سوی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به عنوان سرسخت ترین دشمنان خارجی، ایران نیز توان دفاعی و امنیتی خود را برای مقابله با تهدیدها و بحران ها افزایش داده است و از دیدگاه تحلیلگران و سیاستمداران مسائل بین المللی، ایران به یک قدرت برتر و تاثیرگذار در منطقه آسیا خاورمیانه و جهان تبدیل شده است؛ موقعیتی که باید آن را حفظ و از آن دفاع کرد. دانشمندان، متخصصان و نخبگان علمی ایران امروز توانایی طراحی و ساخت همه گونه تجهیزات دفاعی، موشکی، هواپیما و سلاح ها را دارند. این همه توان، بازدارندگی ایران را در مقابل تهدیدات خارجی افزایش چشمگیر داده است.